تمام دلخوشی
سلام تمام دلخوشیام!
این روزها که میگذرد جای خالیات را بیشتر احساس میکنم. قلب من! امید دلم! نفسهایم به شماره افتاده است.
سلام همهی زندگی!
زندگی کردن در این دنیای وانفسا بدون تو معنی ندارد. لذتی نیست در این دنیا وقتی تو نیستی! کاش دوری از تو نازنین پایان بیابد.
سلام دلیل دلتنگی!
دلتنگیهایم از حد و مرز گذشته است. از بس ندیدمت درد و دلهایم دارد سرازیر میشود. باز خوب است صدایم را میشنوی، مرا میبینی!
سلام تمام دلخوشیام صاحب الزمان.
آقای من. روزها را به امید آمدنت طی میکنم شاید برسد طلعت حکومت صالحهات و دلم شاد شود به رویت روی ماهت.
آقا جان! روزهای دوری را به پایان رسان. جانها دیگر طاقت دوری ندارند. دلها برای شما آرام گشته. ارواح مومنین به دنبال تو سرگردانند.
یه جای دنج تو حرم امام رئوف.
زیر زمین حرم رضوی پشت نزدیک ترین مکان به قبر منور مولا علی ابن موسی الرضا علیه السلام.
اینجا سقفی است که دلهای عاشق زیر آن جمع میشوند.
اینجا طاق زیبای بهشت ایران است.
اینجا حریم یار است.
کسی که به این حریم سفر نکرده نمیداند این گوشه ی دنیا چه حس و حالی دارد.
حس وصل بودن به معدن مهربانی و عطوفت.
حس غلطیدن در آغوش یک پدر که سلطان عالم است.
حس پناه آوردن همچون آهوی هراسان به دامن منجی.
حس خوب زیارت مولانا علی ابن موسی الرضا علیه السلام.
بیا همراه من به یکی از ستون های حرم تکیه زنیم و با آقایمان درد دل کنیم.
با آقای مهربانی که صدای ما را میشنود و سلام مان را پاسخ میدهد. با امام رئوفی که مکان ما را میبیند و ما را تفقد میکند.
زیرا خودشان میگویند:انهم یرون مقامی و یسمعون کلامی و یردون سلامی.
یعنی ایشان مقام ایستادن من را می بینند و صدایم را می شنوند و جواب سلام مرا می دهند.
این همان اقراری است که در اذن دخول حرم حضرتش میخوانی.
و چه زیباست اگر گوش دلمان شنوا باشد و صدای گرم او را بشنود که سلاممان را پاسخ میدهد.
سلام.
حتما تا الان همه ی کار های عیدتون تموم شده. مطمئنا امروز منتظر نشستین تا به قول قدیمی ها توپ رو درکنند وسال نو بشه.
بیایید یک کمی به چند روز گذشته مان نگاه کنیم.
برای آمدن بهار خانه هایمان را تمیزکردیم. حتی آن مکان هایی که هیچوقت تمیز نمی کنیم.
برای آمدن بهار لباس های نو تهیه کردیم. حتی اگر شده یک دست لباس ساده.
یا شاید لباس های قدیمی مان کهنه نبود. شاید هم خانه هایمان هم انقدر کثیف نبود که خانه تکانی حسابی لازم داشته باشد.
عید نوروز همین چند ساعت دیگر از راه میرسد وما از منتظران امدن عید نوروز باستانی هستیم. مطمئنا خودمان را آماده کرده ایم. مگرمی شود؟ سال نو شود ومن کهنه باقی بمانم؟
این روز ها به این فکرمیکنم که آیا ما برای امام زمان علیه السلام هم همین قدر منتظرهستیم که برای نوروز بوده ایم؟
بیایید کمی فکرکنیم.
آیا ما خانه ی دلمان را برای آمدنش پاکیزه کردیم؟
آیا ما به تن روحمان رخت و لباس نوی تقوا پوشاندیم که وقتی او می آید نو نوار باشیم؟
آیا هدایی که برای همدیگر وبرای آقا یمان مناسب باشد تهیه کردیم؟
شاید هم لباس کهنه ی ما لباس تقواست.در آن صورت نیاز ندارم آنرا نو کنم.
شاید هم لباس کهنه ی ما لباس آلوده ی از گناه است؟ انقدر توان مالی ایمانی نداشتم که یکی نو برای خودم تهیه کنم؟
ساده تر بگویم؟
آیا بعد از این همه سال که ما از اودور بوده ایم ستاد استقبال برای ورودشان آماده کرده ایم؟
آیا دلمان رابرای امام زمانمان آماده کرده ایم؟
من از افرادی هستم که فورا به خدمتش میرسند؟ یا نه؟ انقدر کم گذاشته ام که نفر آخری هستم که از آمدنش با خبرمیشود؟
به راستی وقتی بیاید لباس روح من مناسب است؟
مبادا خجالت زده ی روی مولایم شوم؟
گناهان ما را احاطه کرده است.وقتی میگویند در آخر الزمان ایمان مانندگلوله ی آتش است در دست مومن نشان میدهد حفظ ایمان کار راحتی نیست.
طبق احادیث امر ظهور ممکن است با علائمی مشخص نمایان شود و ممکن است به یکباره محقق شود. لذا نمیتوان مطمئن بود روز ظهور روز جمعه است چون در حدیث آمده است هر صبح و شام منتظر آمدنش باشید.
بیایید ازامروز لباس تقوا بر تن کنیم.بیایید مراقب باشیم دیگرکشورقلب ما آلوده نشود. بیایید با اعمال نیک فرش گل راه امام مان را آماده کنیم.
شاید دیگر وقت زیادی نداشته باشیم. زیرادردعای عهد میخوانیم دوستانت امر فرج تورا نزدیک میدانند ودشمنانت آنرادورمیپندارند.
شاید آنروز که قراراست از راه برسد همین امروز باشد.
چطور بایدآماده شویم؟
اول محاسبه ی نفس: من چکاره ام؟ گناهانم را بشناسم وازنفس خودم حساب کشی کنم.
دوم مشارطه: با خودم شرط کنم که دیگر اشتباهم را تکرار نخواهم کرد. حتی به خاطرتکرار این گناه خودم را جریمه کنم.
سوم مراقبه: از این به بعد مراقب خودم و اعمالم باشم.
و در آخر بازهم هر شب به حساب اعمالم رسیدگی کنم وببینم موفق شدم این گناه را ترک کنم یا نه؟
امسال چهارمین سال حضورم درحوزه ی علمیه را پشت سر میگزارم
گاهی وقت ها فکرمیکنم هنوز وقت دارم. اما در لحظه باخودم میگویم اگر این همه سال گذشت وبهتر نشدم وای به حال من.
واقعیت این است که ما اصلا وقت نداریم. اتفاقا خیلی هم دیر کرده ایم.
من باید خودم را تربیت کنم تا برای امام زمانم مفید باشم.وگرنه آن زمان که خودش بیاید که با یک نفخه ی مسیحایی خود همه را تربیت خواهد کرد. دیگر آن زمان فایده ندارد. دیگر اسم این منتظر بودن نیست. دیگر این را عاشقی نمی گویند.
ای کاش امشب در هنگام تحویل سال نو امام مهربانی ها ظهور کرده باشد.
ایکاش حداقل امسال سال ظهور حضرتش باشد.
ایکاش وقتی اومی آید من و شما نیز پا دررکاب ایشان باشیم
باید همین امروز لباس کهنه ی آلوده به گناهم را دور بیاندازم. خوب نیست هنگام تحویل سال لباس کهنه ی پاره بپوشم.
گوشه ای از حرم مولایم علی ابن موسی الرضا علیه السلام.
گوشه ای دنج که آدم میتواند بنشید و زیارت نامه بخواند. ?
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا.
امروز روز آخر سفر ما در خدمت مولاست. از اینجا که بروم دلم برای مولایم تنگ میشود.
زیارت نامه که میخواندم در ابتدایش نوشته بود خداوند فرموده است هنگام ورود به خانه های نبی صلوات الله علیه اجازه بگیرید و اگر اجازه دادند وارد شوید?
آقا اجازه میدهی ساعتی را کنج حریمت سکنا کنم و مزاحم وقت شریفت باشم؟?
آری آقا اجازه میدهد. ادامه ی زیادت نامه همین را میگوید.
آقا جان گر چه که من لایق نیستم برای دخول در خانه ی شما اما تو کریمی. از روی کرامت مرا هم راه بده??
عصر خواب بودم که با صدای تلفنم از خواب پریدم.
وقتی دخترم گوشی ام را می آورد گفت :بابا جونه?
راستش هم خوشحال شدم هم نگران.
آخر بابا جونم وقتی نگران باشد به موبایلم زنگ میزند. ولی خوشحال بودم که بابا جونم باز هم با من تماس گرفتهاست.
_سلام بابا جون.
_سلام خوب هستین؟ زیارت قبول.
_الحمد لله. قسمت شما باشه ان شاء الله.
_شما الان کجایید؟
تعجب کردم. ما الان کجاییم؟ یعنی منظورشون چی هست که ما الان کجاییم؟
یک لحظه فکر کردم و متوجه شدم یه ماجرای نگران کننده برای پدرم پیش آمده که میپرسند: شما الان کجایید؟
_ما الان تو هتل هستیم. تو مشهد.تا فردا ظهر اینجاییم.
_خوب. بچه هات خوبن؟
_الحمد لله.
_ پس کاری نداری؟ التماس دعا.
_ ممنون باباجون. قسمت خودتون بشه زیارت ان شاء الله.
_ممنون. خداحافظ
_خداحافظ.
وقتی قطع کردم همسرم از اتاق آمد بیرون.
_کی بود؟ چی شده؟
_بابا جون بود. میپرسید شما الان کجایید؟ فکر کنم اتفاق بدی افتاده که نگران شده.
_شاید جاده تصادف شده؟
_نمیدونم.
همسرم یه چرخی توی تابناک زد و گفت:
_چند دقیقه پیش یه تصادف زنجیره ای تو محور شاهرود به مشهد اتفاق افتاده. خیلی تصادف بدی بوده مثل اینکه. بیخود نیست نگران شدن.
پدرم عشق من است. خیلی او را دوست دارم. انقدر که ندیدنش من را آزرده خاطر میکند. ایکاش راه نزدیک بود و من میتوانستم هر روز صبح به دیدارش برم.
پدرم همیشه نگران من است. وقتی تهران بودم یک روز در میان به بهانه ی دیدن دخترم به دیدنم می آمد.
پدرم عشق من است.
عشقی که به دو دنیا او را نمیدهم.
خدایا او و همه ی پدران شیعه را برای ما دختران، زنده و سلامت و پایدار نگه دار.
السلام علیک یا صاحب الزمان.
چند روز پیش تصمیم گرفتم چادری را که درهمایش هدیه گرفته بودم برای عید ببرم و سرکنم.
راستش از روز اولی که خبر دادند در مسابقه ی میلاد امام زمان علیه السلام برنده ی یک قواره چادری شده ام خیلی خوشحال شدم.چون آنرا هدیه ای از طرف حضرت می دانستم. همان روز نیت کردم این چادر را بدوزم و برای زیارت کربلا نگه دارم.
آن روز چادرم رو در آوردم و بوییدم وگذاشتم در ساکم تا ببرم مادرم برایم ببرد. وقتی دست گرفتم از این رو به آن روشدم.
اغراق نکرده باشم بوی مولایم صاحب الزمان میدهد. دلم را سخت تنگ دیدم و همه ی روز برای مولایم گریه کردم.
هنوز دلتنگی هایم تمام نشده است. اما چادرم را نبریدم.
با یک بوییدن اینقدر دلم هوایی شده است.بدوزم و سر کنم چه خواهم شد؟
قواره ای چادر مشکی که نام حضرت بر آن برده شده است دل آدم را آشوب میکند. ببین روی ماهش با دل آدم چه میکند؟
فعلا دلم تاب سر کردن این چادر را ندارد.گرچه که دوست دارم زود تر آنرا بدوزم. زیرا بیش از چادر نو دلم زیارت کربلا میخواهد.دلم زیارت صاحب الزمان میخواهد.دلم برای مولایم تنگ شده است.
روز هایی زیادی بود که دلنوشته هایم را کنار گذاشته بودم. با اینکه همیشه میدانم مولایم حتما به اینجا هم سر میزند. زیرا او از همه ی احوالات شیعیان با خبر است.
مولای من.
ممنونم که اینجا هم سری زدید.
یا علی
سلام.
حتما تا الان همه ی کار های عیدتون تموم شده. مطمئنا امروز منتظر نشستین تا به قول قدیمی ها توپ رو درکنند وسال نو بشه.
بیایید یک کمی به چند روز گذشته مان نگاه کنیم.
برای آمدن بهار خانه هایمان را تمیزکردیم. حتی آن مکان هایی که هیچوقت تمیز نمی کنیم.
برای آمدن بهار لباس های نو تهیه کردیم. حتی اگر شده یک دست لباس ساده.
یا شاید لباس های قدیمی مان کهنه نبود. شاید هم خانه هایمان هم انقدر کثیف نبود که خانه تکانی حسابی لازم داشته باشد.
عید نوروز همین چند ساعت دیگر از راه میرسد وما از منتظران امدن عید نوروز باستانی هستیم. مطمئنا خودمان را آماده کرده ایم. مگرمی شود؟ سال نو شود ومن کهنه باقی بمانم؟
این روز ها به این فکرمیکنم که آیا ما برای امام زمان علیه السلام هم همین قدر منتظرهستیم که برای نوروز بوده ایم؟
بیایید کمی فکرکنیم.
آیا ما خانه ی دلمان را برای آمدنش پاکیزه کردیم؟
آیا ما به تن روحمان رخت و لباس نوی تقوا پوشاندیم که وقتی او می آید نو نوار باشیم؟
آیا هدایی که برای همدیگر وبرای آقا یمان مناسب باشد تهیه کردیم؟
شاید هم لباس کهنه ی ما لباس تقواست.در آن صورت نیاز ندارم آنرا نو کنم.
شاید هم لباس کهنه ی ما لباس آلوده ی از گناه است؟ انقدر توان مالی ایمانی نداشتم که یکی نو برای خودم تهیه کنم؟
ساده تر بگویم؟
آیا بعد از این همه سال که ما از اودور بوده ایم ستاد استقبال برای ورودشان آماده کرده ایم؟
آیا دلمان رابرای امام زمانمان آماده کرده ایم؟
من از افرادی هستم که فورا به خدمتش میرسند؟ یا نه؟ انقدر کم گذاشته ام که نفر آخری هستم که از آمدنش با خبرمیشود؟
به راستی وقتی بیاید لباس روح من مناسب است؟ مبادا خجالت زده ی روی مولایم شوم؟
گناهان ما را احاطه کرده است.وقتی میگویند در آخر الزمان ایمان مانندگلوله ی آتش است در دست مومن نشان میدهد حفظ ایمان کار راحتی نیست.
طبق احادیث امر ظهور ممکن است با علائمی مشخص نمایان شود و ممکن است به یکباره محقق شود. لذا نمیتوان مطمئن بود روز ظهور روز جمعه است چون در حدیث آمده است هر صبح و شام منتظر آمدنش باشید.
بیایید ازامروز لباس تقوا بر تن کنیم.بیایید مراقب باشیم دیگرکشورقلب ما آلوده نشود. بیایید با اعمال نیک فرش گل راه امام مان را آماده کنیم.
شاید دیگر وقت زیادی نداشته باشیم. زیرادردعای عهد میخوانیم دوستانت امر فرج تورا نزدیک میدانند ودشمنانت آنرادورمیپندارند.
شاید آنروز که قراراست از راه برسد همین امروز باشد.
چطور بایدآماده شویم؟
اول محاسبه ی نفس: من چکاره ام؟ گناهانم را بشناسم وازنفس خودم حساب کشی کنم.
دوم مشارطه: با خودم شرط کنم که دیگر اشتباهم را تکرار نخواهم کرد. حتی به خاطرتکرار این گناه خودم را جریمه کنم.
سوم مراقبه: از این به بعد مراقب خودم و اعمالم باشم.
و در آخر بازهم هر شب به حساب اعمالم رسیدگی کنم وببینم موفق شدم این گناه را ترک کنم یا نه؟
امسال چهارمین سال حضورم درحوزه ی علمیه را پشت سر میگزارم
گاهی وقت ها فکرمیکنم هنوز وقت دارم. اما در لحظه باخودم میگویم اگر این همه سال گذشت وبهتر نشدم وای به حال من.
واقعیت این است که ما اصلا وقت نداریم. اتفاقا خیلی هم دیر کرده ایم.
من باید خودم را تربیت کنم تا برای امام زمانم مفید باشم.وگرنه آن زمان که خودش بیاید که با یک نفخه ی مسیحایی خود همه را تربیت خواهد کرد. دیگر آن زمان فایده ندارد. دیگر اسم این منتظر بودن نیست. دیگر این را عاشقی نمی گویند.
ای کاش امشب در هنگام تحویل سال نو امام مهربانی ها ظهور کرده باشد.
ایکاش حداقل امسال سال ظهور حضرتش باشد.
ایکاش وقتی اومی آید من و شما نیز پا دررکاب ایشان باشیم
باید همین امروز لباس کهنه ی آلوده به گناهم را دور بیاندازم. خوب نیست هنگام تحویل سال لباس کهنه ی پاره بپوشم.
روز 27 اسفند ماه روز عیدی دادن به بچه های فامیل:
سلام.
عید نوروز داره از راه میرسه و یکی از دغدغه های این روز ها عیدی دادن به بچه های فامیل هست.
عیدی دادن یکی از سنت های زیبای ما ایرانی هاست که من فکر میکنم این سابقه در تفکرات دینی ما دارد. پیامبر اکرم صلوات الله علیه بارها فرموده اند به یکدیگر هدیه دهید تا محبت بین شما بیشتر شود.
اما متاسفانه در سالهای اخیر عیدی دادن به یکی از معضلات خانواده ها در شب عید، تبدیل شده است. برای همین برخی مواقع افراد به دلیل مشکلاتی که در ایام عید پیدا میکنند حاضر نیستند حتی ازمیهمانان خود پذیرایی کنند.
نکته ی اصلی اینجاست که عیدی گرفتن در عید نوروز برای کودکان یک موقعیت زیبا وبه یاد ماندنی است و همه ی بچه ها انتظار دارند وقتی به خانه ی اقوام می روند از ایشان عیدی بگیرند.
اما نباید اجازه دهیم کودکانمان افرادی پول دوست و متوقع بار بیایند ومنتظر گرفتن هدایای نقدی باشند. زیرا خود این عادت زشت باعث میشود کودک نا خود آگاه از صاحب خانه طلب هدیه میکند ویا اینکه اگر هدیه ای دریافت نکند نسبت به صاحبخانه احساس بدی پیدا میکند و از او متنفر میشود.
نباید اجازه داد یک سنت زیبا به یک معضل اجتماعی فرهنگی تبدیل شود. بنابر این راهکار هایی را برای شما در این بخش ارائه میکنیم که این عادت زیبا را با هم به اعتلا برسانیم.
نکته ی اول:
لطفا بیخیال هدیه دادن نشوید. این تنها شادی کودکان است.حیف است این سنت قشنگ کلا تعطیل شود.
نکته ی دوم:
قبل از عید با همسر تان برای عیدی دادن به توافق برسید. اگرقرار است هدایای شما نقدی باشد اصرار نداشته باشید که هدیه های غیر نقدی هم تهیه کنید. زیرا با این کار شما نه به هدف خودتان میرسید و نه خواهید توانست منابع مالی را کنترل کنید. پس مطمئن شوید نظر همسر شماچیست؟
نکته ی سوم:
بهتر است قبل از عید از کودکان فامیل نزدیک که با شما رابطه ی تنگاتنگی دارند بپرسید عید امسال دوست دارد چه هدیه ای داشته باشد؟ شاید اودر فکرجمع کردن پول هایش باشد تا بتواند همان دوچر خه ای را که مدت هاست زیر سر گذاشته بخرد.
پس اگر شما به اوکتاب هدیه کنید اصلا خوشحال نمیشود.
نکته ی چهارم:
عیدی دادن سنت قشنگی است ولی اگر کسی به اندازه ی شما به کودک شما عیدی نداد از او کدورت به دل نگیرید. هر کس به اندازه ی کرم خویش هدیه می بخشد. ضمنا اسب پیشکشی را دندانش را نمی شمارند.
به کودک خود بیاموزید که همه نمی توانند به شما عیدی بدهند .آدم نباید ازدیگران متوقع باشد
. این یک وظیفه نیست بلکه یک محبت است. و ممکن است کسی توانایی انجام این محبت رانداشته باشد.
نباید اجازه دهیم کادوی عید بین خانواده ها فاصله بیاندازد یا باعث شود بعد از عید با اقوام دشمن شویم. دل خودمان را بزرگ کنیم وکریمانه رفتار کنیم.
نکته ی پنجم
اگر قرار است هدیه های ما غیرنقدی باشند به سن و سال وعلاقه های مهمان کوچکمان توجه کنیم.
مثلا یک کودک 5 ساله را اسباب بازی خوشحال میکند ولی شاید پسر بچه ی 14 ساله اگر یک کتاب داستان با موضوعی پسرانه بگیرد بیشتر خوشحال می شود.
البته بهتر است به جای گل سر و گردنبند های پلاستیکی به بچه ها کتاب هدیه دهیم . این باعث اضافه شدن گنجینه ی اطلاعات فرزندان ما و همچنین نهادینه سازی عادت زیبای کتاب خوانی در بین نسل آینده میشود.
نکته ی ششم:
فقط این بچه ها نیستند که عیدی دوست دارند. بزرگسالان هم خیلی دلشان میخواهد عیدی بگیرند.
هدایایی کوچک مناسب بزرگسالان تهیه کنید. حتی به پدر بزرگ و مادر بزرگ تان هم هدیه بدهید. خوشحالی وصف ناپذیری بزرگتر ها را فرامی گیرد وقتی می بینند مورد توجه کوچکتر ها واقع شده اند.
نکته هفتم:
به میهمان خود اجازه دهید از بین هدایای شما خودش انتخاب کند که چه هدیه ای بگیرد.
برای اینکار شما میتواند هدایای مشخص شده ی خودتان را درمکان یا ظرف خاصی قرار دهید و از مهمان خود بخواهید هر کدام را که دوست دارد بردارد.
این کار برای جلوگیری از تکراری شدن هدایا ست. البته توصیه میکنم مادر آن مهمان کوچک را در این امر سهیم کنید زیرا مادر بچه میداند او چه چیزی را بیشتر احتیاج دارد یا چه چیز هایی برای او تکراری خواهد بود.
و نکته ی آخر اینکه در دادن هدیه زیاده روی نکنید. زیرا این کار باعث به وجود آمدن رقابتی زشت در بین فامیل میشود و با این کار کسی که توانایی هدیه های آنچنانی ندارد خجالت زده شده و حتی از روی خجالت ممکن است پذیرای مهمان ها نشود.
خیر الامور اوسطها.
سال نوی شما مبارک. ان شاء الله امسال هدیه های خوبی روعیدی بگیرید.
#روزنگار_کوثرنت
#روز_طلبه_و_مادری
سلام.
ایام بر شما مبارک.
طلبه بودن فرصتی زیبا جهت سربازی برای امام زمان علیه السلام است. اما قطعا یک خانم اولین وظیفه اش بعد از ازدواج فرزند آوری وتربیت فرزند است. زیبا ترین حس دنیا حس مادری است که هیچ مادری آنرا با هیچ لذتی در دنیا معاوضه نمیکند.
دنیای امروز دنیای علم و پیشرفت است وتبعا انسان ها نمیتوانند ازآن عقب بمانند. به خصوص که قرار باشد مادر باشی. فرزندت مدام سوال های گوناگون دارد که تو باید به آنها پاسخ دهی. لازمه ی درست جواب دادن هم علم داشتن است.
به فرموده ی رهبرکبیرانقلاب پدیده ی خواهران طلبه پدیده ی مبارکی است. اما به نظر من این پدیده ی زیبا ومبارک نباید وظایف همسری ومادری را زیر پا بگذارد.
همه ی ما به نحوی با این مشکل مواجه هستیم که فرزندانمان با شرایط درس خواندن ما درحوزه ی علمیه چگونه کنار خواهندآمد؟ و آیا ما این حق را داریم که ایشان را مجبور به تحمل این شرایط کنیم؟
من دو تا دختر نازنین دارم که یکی 8 سال ودیگری 2 سال دارد. شماهم حتما دارید. هم دختر هم پسر. خوب میدانید مشکل مادر طلبه چیست؟
فرزندی که به مدرسه میرود رسیدگی آموزشی و تربیتی و محبتی میخواهد. شما میدانید چگونه به کودکتان محبت کنیدکه نبود شمادرمنزل را درک کند و آنرا نادیده بگیرد؟
کودکی که نو پاست نیاز به مراقبت بیشتری دارد. هر لحظه خطرات مختلفی درکمین اوست.علاوه بر این محبت مادرانه ی شما را بیشتر از بقیه احتیاج دارد.او شایدحتی عدم حضور شما را درست درک نکند اما مطمئنا این دوری اثراتی را بر روح وروان او خواهد گذاشت.
هر کس به نوعی منحصر به فرد نیاز به محبت دارد. مثلا دختر بزرگتر من حسنا خانم دوست دارد اورا در آغوش گرفته و بفشارم وبوسه ای عمیق او را مهمان کنم. اما دخترکوچکم نفیسه خانم دوست دارد لبخند مرا ببیند.
اصلا فشار دادن را دوست ندارد.
همیشه درهمان لحظه که با کودکانتان هستید آن محبتی را که دوست دارند ببینند نثارشان کنید.
مطمئنم که همیشه عذاب وجدان دارید که کودکتان را به مهد یا مادر بزرگش می سپارید . اما انصافا نمیتوان بی تفاوت نسبت به مسائل دین بود ویا علم آموزی را رها کرد. در آینده ای نه چندان دورکودکان ما به خاطر پایین بودن سطح دانش ما دست به سرزنش ما برخواهند داشت زیرا نیاموختن در آینده یک نقص بسیار زشت تلقی خواهد شد.
شاید بهتر باشد یک روز رابرای کودکانمان فقط مادر باشیم. یک مادرکه طلبه است.
شاگرد مکتب امام صادق علیه السلام وسرباز امام زمان علیه السلام است.
مادری مهربان وخوش اخلاق والبته دانا ودلسوز.
امروز بیایید با هم تمرین کنیم که چگونه یک #مادر نمونه وطلبه ی موفق باشیم.
#آیینه_خدا
مادر #آینه_خدا ست.
محبت مادر گوشه ای از عطوفت پروردگار است که در نزد این فرشتگان زمینی به ودیعه نهاده است.
نفیسه سر خواهرش را در آغوش گرفته بود و با صدای شاد کودکانه اش برای خواهر بزرگترش لالایی میخواند. همچون مادری دلسوز.
فقط بلد نبود لالایی بگوید.
لالا لالا بیش بیییش بییی لالا.
انگار دختر آفریده شده است برای مادری کردن.خواه دخترش باشد یا عروسکش ویا خواهر بزرگتر.
مادر روزت مبارک.
دختر جوان لیس محکمی به بستنی کاکائویی اش میزد و به راهش ادامه میداد.
لحظه ای توجه ام را به خودش جلب کرد.
در افکار خودم غرق بودم و به یاد خاطرات پدرم از دوران سربازی اش افتاده بودم.
دخترم.
ما که سرباز بودیم فرمانده ی دژبانی به ما گفته بود : اگر در خیابان یکی از شما را ببینم که خوراکی میخورد و در انظار عمومی دهانش میجنبد باید برود انفرادی. اینکار قباحت دارد.
ما که سرباز بودیم و مرد به ما اینطور میگفتند. حالا ببین اگر یک زن در خیابان خوراکی بخورد چقدر قبیح است؟!
همینطور فکر میکردم و سخن پدرم در گوشم میپیچید.
نگاهی به اوضاع و احوالش انداختم.
روسری عقب رفته ی صورتی پررنگ.
موهای فر کوتاه.
مانتوی کوتاه که اندازه ی یک سارافن معمولی هم نبود.
نمیدانم این من هستم که او را نمیفهمم یا اوست که مرا درک نمیکند؟
با خودم میگویم:
قرار است من هم مانند #مادر دو عالم #آینه_خدا باشم؟
#روزنگار_کوثرنت
#روز_تبلیغ
سلام.
راستش را بخواهید ازابتدا که وارد حوزه ی علمیه شدم با خودم فکر کردم حضورم در این مکان یعنی اینکه آمده ام تا باری از دوش امامم بردارم.
میدانید که؟
این روز ها با گسترش جلسات مذهبی بانوان نیاز به مبلغان و مروجان دین از همین قشر بیشتر شده است. مجالسی که اکثر اوغات خانگی هستند وجمعی خصوصی و کوچک عهده دار برگزاری مجلسی برای اهل بیت علیهم السلام می شوند.
قدیم تر ها روضه خوان های مرد مجالس خانگی بانوان را نیز برگزار میکردند. آنها هم احکام یاد میدادند هم روضه می خواندند. اما امروزه با زیاد شدن اقبال عمومی بانوان از این مجالس خانم ها احساس میکنند با روضه خوان های مرد راحت نیستند.آنها به سخنرانان ومداحان خانم نیازدارند تا فضای زنانه ی خودشان را داشته باشند .بنابر این فضا برای پیشرفت بانوان مبلغه در این عرصه بیشتر شده است. اما به دلیل عدم حضور افراد خبره وآگاه به امور دینی و توانمند در عرصه ی دین این جایگاه توسط بانوانی که صلاحیت ندارند اشغال شده است. به همین دلیل متاسفانه جولانگاه افکار منحرف و همچنین خلاف واقع در امر دینی شده است.
متاسفانه بانوان طلبه به دلایل گوناگون از برگزار کردن اینگونه جلسات طفره میروند. البته هنوز هیچکس نمیداند واقعا چرا طلاب خواهرتمایل ندارند به اینگونه جلسات بروند ویا حتی به عنوان مستمع در آنها حضوریابند.
عقیده ی من این است که ما کم کاری میکنیم. راستش را بخواهید من فکرمیکنم ما تنبل تر از آن هستیم که کار ومسولیتی را بر عهده بگیریم.
به نظر میرسد طلاب امروز فقط به فکر تهذیب نفس خالی هستند. گونه ای از عزلت نشینی و ترک اجتماع!
شاید هم فقط به 20 گرفتن و کارنامه ی درخشان فکرمیکنند؟
البته گروهی هم از اینکه درجایگاه هدایتگر بایستند میترسند. ترس از مستمع.ترس از آخرتی تباه شده. نمیدانم.؟!
ترس از امام امت بودن.
یادم می آید کسی ازدوستانم می گفت من هنوز انقدر خودم را خوب و عالی نمیبینم که بخواهم دیگران را ارشاد کنم. چون هنوز خودم به تهذیب نفس احتیاج دارم. اما به نظرمن ما خودمان نمی خواهیم شروع کنیم. اگر نه در این وادی که قدم برداریم راه سلوک خودش برایمان گشوده میشود. البته خلوص نیت لازم است.
صلاح طلبه دانش و خلوص نیت اوست.
بیایید امروز با امام زمان علیه السلام عهدی ببندیم.
با ایشان عهد کنیم در راه اعتلای اسلام قدم برداریم و خالصانه برای تحقق آرمان جامعه ی مهدوی کار کنیم و ایشان نیز ما را با نظرلطف خودش حمایت و هدایت کند.
بیایید امروز تصمیم بگیریم مبلغ و مروج دین باشیم.در هر مکانی که قرار داریم.
بهشت زهرا سلام الله علیها ی تهران واقعا یک شهر است.
سلام.
امروز برای عرض تسلیت خدمت یکی از اقوام نزدیک رفته بودیم بهشت زهرا(س).
اول از همه اینکه چقدر راه رفتیم تا از دری وارد بشیم که به اون قطعه نزدیک باشه . بعد که واردش شدیم ترافیکی بود که نگو و نپرس.
واقعیت اینه که اکثر مردم تهران آخر و عاقبتشون اونجاست. ای کاش برای این همه شهروند که اونجا مدفون هستند یه پلیس راهنمایی و رانندگی بزارن که حد اقل گره های ترافیکی رو باز کنه. اقلا مهمونهای این عزیزان ساعت ها تو ترافیک اسیر نشن.?
وقتی از ماشین پیاده شدیم و رفتیم داخل قطعه ی ۳۰۵ صدای روضه و زیارت عاشورا میومد.
یه لحظه چشمم به قبر های زیر پام افتاد. با صدای مداح که میگفت السلام علیک یا ابا عبد الله ،دلم ریخت.
اشکهام جاری شد?. زیر لب گفتم: خدایا عاقبت منم اینجاست. خدایا لحظه ی مرگم آقا مو برسون.
السلام علیک یا ابا عبد الله
باید برای داشتن آقای مهربانی مثل ابا عبد الله الحسین علیه السلام خدا را شکر کنم.
امروز یه روز جالب بود برای من.
صبح وقتی با استاد مسعودی قرار میزاشتم که برم دنبالشون نمیدونستم که ایشون از من زرنگ ترن. آخه خودشون با تاکسی تشریف آوردن و من رفتم از سر کوچه آوردمشون تا مدرسه?
بهشون البته گفتم پیاده روی داره ولی نگفتم پیاده روی از اونجا که من سوارشون کردم کلا ۵ دقیقه بود.?
عجب ها. خیلی روز جالبی بود.
یه دوست جدید پیدا کردم. البته اگر ایشون هم منو دوست خودشون به حساب بیارن.?
نشست خوب برگزار شد البته با حوصلگی استاد باعث این برگزاری خوب بود.
راستی بگم که فکر نکنین استاد خیلی سن بالاست ها???
بهتون نمیگم. چون این یه رازه.?
دومین نشست تخصصی طلاب و فضای مجازی.
سلام.
امروز یک نشست جوندار تو مدرسه مون برگزار کردیم.
جای شما خالی بود.?
نشستی گرم و صمیمی با استاد عزیز دکتر مسعودی که جا داره از ایشون تشکر ویژه کنم که قبول زحمت فرمودند و اومدن کرج.??
تازه بعد از ۶ ماه که از سفارت من تو مدرسه میگزره و من التماس میکنم به من یه وقت بدین و منو اینجا ببینید که دارم با شما حرف میزنم برام جالب بود که دوستان میگفتند ما بلد نیستیم چجور فعالیت کنیم و چجور وبلاگ بسازیم.
عجب ها.?
من اینجا هستم.
منو ببین دوست من?
من برای همین هر روز میام در کلاس تون.☺
امیدوارم از این به بعد جایی برای من هم تو کار ها تون باز کنین تا من بتونم بهتون کمک کنم. یا علی
#نشست_تخصصی_طلبه_و_فضای_مجازی
بسم الله الرحمن الرحیم.
دومین نشست تخصصی طلاب و فضای مجازی با حضور استاد گرانقدر سرکار خانم دکتر سارا مسعودی در مدرسه ی علمیه ی زینبیه سلام الله علیها کرج برگزار گردید.
این نشست به همت مرکزفن آوری اطلاعات حوزه های علمیه خواهران و همکاری معاونت های فرهنگی و پژوهشی مدرسه ی علمیه زینبیه (س) برگزارگردید. لازم به ذکر است که هماهنگی این جلسه را خانم سارا بیات سفیرکوثرنت برعهده داشتند.
هدف از این نشست ترغیب و تشویق طلاب برای حضور موثر در فضای مجازی و آشنایی ایشان با انواع شبکه های اجتماعی و پیام رسان های موبایلی و وبلاگ ها بود.
در این نشست موضوعات زیر مطرح وبررسی گردید:
1- لزوم ورود فعالانه ی طلاب در فضای مجازی و تولید محتوای دینی.
2-آشنایی با فضای رسانه ای و شبکه های اجتماعی وپیام رسان های موبایلی وبررسی امکانات وویژگیهای آنها.
3- آشنایی با وبلاگ نویسی .
4- موج اسلام هراسی در فضای مجازی و مقابله با آن
5- لزوم مقابله با عقاید وهابیت در فضای مجازی.
6- لزوم کار گروهی وهدفمند در فضای مجازی.
در این نشست طلاب سوالاتی را مطرح نمودند که استاد محترمخانم دکتر مسعودی پاسخ داده شد.
در ضمن بحث ها به لزوم ورود طلاب به شبکه ی کوثرنت وپیگیری آموزش های لازم در این فضا اشاره شد و همچنین توانایی شبکه ی کوثر نت در برگزاری دوره های آنلاین و آموزش طلاب برای حضور موثر در فضای مجازی تبیین شد.
همچنین کوثربلاگ به عنوان یک جامعه ی وبلاگ نویسی مخصوص بانوان طلبه موردبررسی قرارگرفت که مورد توجه طلاب واقع شد و درخواست آموزش هایی پیرامون وبلاگ نویسی از طرف ایشان مطرح گردید.
امید است این نشست فتح بابی برای برگزاری سلسه نشست ها وکارگاه های آموزشی بیشتر در رابطه با فضای مجازی و وبلاگ نویسی حرفه ای در مدرسه ی زینبیه سلام الله علیها باشد.
و من الله التوفیق
سفیر کوثرنت. سارا بیات
سرعت همیشه شیرین است.?
سلام.
خوشحالم که امروز میخوام خبرتون کنم از یک تحول عظیم.?
سرعت شبکه ی کوثر نت و کوثر بلاگ با تلاش های شبانه روزی تیم فنی افزایش یافت.☺
امتحانش کنید ولذت ببرید. فکر کنم دیگه تلگرام باید درشو تخته کنه بره. آخه قابل رقابت با شبکه ی وزین ما نیست?
#روزنگار_کوثرنت
#روز_خانه_تکانی
سلام.
سال گذشته نزدیک عید یک پیامک از طرف خواهرم رسید حاوی این مطلب:
واقعا؟! راستشو بگین. کی اولین بار گفت بیاین شب عید همه مون خونه هامونو تمیز کنیم؟ مگر دستم بهش نرسه. انقدر شستم که دارم از پا می افتم.
سنت قشنگ خانه تکانی هر سال این موقع شروع میشه. شاید شما هم تا الان شروع کرده باشید یا شاید تمام شده باشد. شاید هم مثل من گذاشته اید برای روز های آخر؟
خانه تکانی واقعا سخته ولی خوب اگر بلد باشیم چکارکنیم خیلی راحت میشه. برای همین قصد دارم توی این پست راهکار هایی روبرای غول بزرگ خانه تکانی بهتون ارائه بدم. ان شاء الله توی این روز ها مفید واقع بشه.
برنامه نویس های کامپیوتری برای نوشتن برنامه ها شون اول از همه یک الگوریتم طراحی میکنند و بر طبق اون الگوریتم کار ها رو تقسیم میکنند وبلوک بلوک به اتمام میرسونند .بعد از اون این تکه های برنامه والگوریتم های کوچک را به هم مرتبط میکنند تا کار تمام شود.
هیچ وقت یک برنامه نویس نمیشینه همه ی برنامه روبرای هزار بار بنویسه.بلکه اون بلوک برنامه را که از قبل الگوریتم آنرا طراحی کرده و برنامه اش را نوشته، همون رو تغییر میده ودر برنامه ی بزرگتر خودش اصطلاحا مچ میکنه.
اگر برای هر کاری شما هم این رویه رو در پیش بگیرید موفق خواهید بود. یعنی چی؟ توضیح میدم براتون.
1-الگوریتم خانه تکانی خودتان را طراحی کنید:
یعنی برنامه ریزی کنید که کار رو از کجا شروع کنید وبه کجا ختم کنید. و این برنامه رویاد داشت کنید. بعد از اون مشخص کنید هر قسمت از خانه باید چه کار هایی رو انجام بدید و یاد داشت کنید. مثلا باید برای لباس های اضافه بقچه ی آماده تهیه کنم.
با این کار شما از سر درگمی خارج میشوید ودقیقا میدانید باید چکار کنید. بعد از آن، کار هایتان را رتبه بندی کنید. یعنی مشخص کنید کدام را باید زودتر وکدام را دیر تر به پایان برسانید.
مثلا مرتب کردن کمد دیواری را میتوانید ابتدا شروع کنید ولی مطئنا تمیز کردن دکور و شیشه ها از الان بی فایده است.خاک دوباره آنها را کثیف میکند.
2 - شروع به برنامه نویسی و پیاده سازی الگوریتم کنید.
یعنی همان طورکه معین نموده اید کار ها را یکی یکی انجام دهید و به اتمام برسانید. اینجا تمام کردن هر کار وپرداختن به کار دیگر از اهمیت بالایی برخوردار است. چون اگر یک کار را نصفه نیمه رها کنید بعدا فراموش میکنید آنرا به پایان برسانید.
3- قطعه برنامه های خودتان را که از قبل آماده کرده اید درکنار هم مچ کنید.
حالا شاید دیر باشد ولی از این به بعد همیشه همین طورکار هایتان را پیش ببرید وهیچ گاه اجازه ندهید خانه انقدر کثیف شود که یک خانه تکانی حسابی لازم باشد. بلکه همیشه آن کار های کوچک خودتان را انجام دهید تا در مواقعی این چنینی تکه های برنامه ی شما تقریبا آماده باشد.
مثلا هر چند وقت یکبار سرویس های بهداشتی را به صورت کامل بشویید تا انقدرکثیف نشودکه لازم باشد ساعت ها برای تمیز کردن آن وقت صرف کنید.
4 – روز های آخر برنامه ی خودتان را یک بار امتحان کنید
یعنی یک بار مرورکنید که آیا کاری باقی مانده یا نه؟ سعی کنید تا دو روز مانده به عید همه ی کار های خودتان را به اتمام برسانید و آن دو روز باقی مانده را به تزیین سفره ی عید و همچنین آماده کردن دعاهای مخصوصی که با زعفران وگلاب مینویسید صرف کنید.
در این میان چند اصل مهم را فراموش نکنید:
اول اینکه خیلی خودتان را خسته نکنید. اصرار به این نداشته باشید که همه چیز و همه کار را خودتان انجام دهید. مادر سالم عید بهتری را برای فرزندانش رقم میزند تامادری که انقدر کار کرده که مریض شده است.
بنا بر این درکارها از افراد خانواده کمک بگیرید و یا از افرادی که این شغل را دارند بخواهید شما را کمک کنند.
البته اینجا به این نکته مهم توجه کنید: کسی که مجبور است برای گذران زندگی منازل دیگران را تمیز کند هم دارای کرامت انسانی است. با او نا مهربان و سخت گیرنباشید . گاهی وقت ها شاید شما کار خاصی هم نداشته باشید ولی اگر امکانات مالی به شما اجازه میدهد از این افراد استفاده کنید تا در شب عید کمکی هرچندکم به این عزیزان شود.
دوم اینکه حتی الامکان سعی کنید از کار های تکراری بپرهیزید تا به همه ی کار ها برسید.
مثلا اگر کمد لباس را مرتب کردید فردا با شلختگی تمام دوباره آنرا کن فیکون نکنید. حد اقل تا اتمام عید آن را مرتب نگه دارید.
سوم و مهم تر از همه اینکه وسواس را برای همیشه کنار بگذارید. شستن و تمیز کردن به اندازه خوب است ولی زیاده روی در این کار اسراف در وقت و هزینه ها و حرام است.
چهارم اینکه ایمنی را در هر زمان مد نظر قرار دهید . شب عید خانواده ی شما به شما احتیاج دارند. با دست و پای شکسته یا سینه ای که از مواد شوینده ی قوی خراب شده عید شما و خانواده خراب می شود.
امیدوارم عید پر برکتی داشته باشید و خونه تکونی به شما خوش بگذره.
به نام خدا
رهبر معظم انقلاب در جلسه ی شروع سال تحصیلی 65-96 حوزه های علمیه در درس خارج فقه خود فرمودند:
دشمن از طریق تولید و ترویج شبهات و همچنین تولید محتوای ضد عفت و حیا، بهدنبال انحراف جوانان مؤمن و سالم از اصل دین و دریدن پردههای حیا است و امروز این کار در بستر فضای مجازی انجام میشود. ایشان در ادامه خاطر نشان کردند: حوزههای علمیه و دانایان مذهب باید قابلیت مواجه شدن با لشکر عظیم دشمن را در خود ایجاد کنند. ایشان با اظهار تأسف از ناآشنایی برخی مبلغان دینی با ابزارهای جدید رایانهای و همچنین عدم درک درست از اهمیت مسئله فضای مجازی در برخی مسئولان، افزودند: فضای مجازی، به صورت توأمان دارای منافع و مضرات بیشماری است که باید با استفاده از فرصتهای آن، مفاهیم اسلامی را در سطح گسترده ترویج کرد… حضرت آیت الله امام خامنهای، (مدظله العالی) شناسایی شبهات روز و پاسخ به آنها را از جمله کارهای مهم حوزههای علمیه برشمردند و افزودند: این کار هیچ منافاتی با فقاهت ندارد، زیرا فقه، منحصر به احکام عملی نیست، بلکه «فقه الله الاکبر» در واقع همان معارف اسلامی است و باید برای پاسخ به شبهات دینی نیز همانند کاوشهای دقیق و پردامنه فقهی، اقدام و عمل کرد.
با استعانت از خداوندعلیم و همیاری مرکز فن اوری اطلاعات حوزه های علمیه خواهران و همچنین مساعدت فراوان معاونت های فرهنگی وپژوهشی مدرسه ی علمیه زینبیه سلام الله شهرکرج دومین نشست تخصصی طلاب و فضای مجازی در استان البرز به همت سفیر کوثر نت سرکار خانم سارابیات در مدرسه ی علمیه زینبیه سلام الله علیها برگزارمیگردد.
هدف از این نشست آشنایی وترغیب طلاب خواهر استان البرز با تبلیغ دینی در فضای مجازی و لزوم برپایی وبلاگ هایی برای ترویج دین اسلام و تشیع راستین میباشد.
سخنران: سرکار خانم دکتر سارا مسعودی.
زمان چهار شنبه 18 اسفند ماه 1395 ساعت 9:30 الی 10:30 صبح
مکان: استان البرز- شهرکرج- چهار راه مصباح.خیابان شهید نجاری مدرسه ی علمیه ی زینبیه سلام الله علیها .
برگزار کننده: مرکزفن اوری اطلاعات حوزه های علمیه خواهران.
هماهنگی جلسه: سفیرکوثر نت سا را بیات حضور گرم شما میهمانان عزیز را به این نشست ارج می نهیم.
پاداش مادر باردار و شیر ده
پدر بزرگی داشتم که معتقد بود مادر شیرده دعاهایش همیشه مستجاب است. برای همین هر کدام از نوه هایش بچه دار میشدند از او طلب دعای خیر می کرد. خدا رحمت کند همه ی پدران از دست رفته را. او نیز از بین جمع ما رفت. اما هیچگاه نمیدانستم اعتقاد او واقعیت دارد.
رسول خدا صلوات الله علیه فرمودند: هرگاه زن باردار شود همانند روزه دار و نمازگزار و مجاهدی است که با جان و مالش در راه خدا میجنگد و هرگاه زایمان کند، بزرگی پاداش وی را هیچ کس نمیداند! و هر گاه شیر میدهد، هر مرتبه مکیدن کودک برابر است با آزاد ساختن برده ای از فرزندان اسماعیل علیه السلام و هرگاه از شیر دهی فارغ می شود فرشته ی بزرگواری به پهلویش میزند و می گوید: خدا تو را آمرزیده است؛ کارت را از نو آغاز کن.
الامالی شیخ صدوق صفحه ی ۴۱۱ و ۴۱۲