غزل های عاشقی
 
 


دوستانی که آنلاین هستند
  • اشرف محمدی
  • مبینا درویش


تعداد مهمانان من
  • امروز: 67
  • دیروز: 8
  • 7 روز قبل: 87
  • 1 ماه قبل: 281
  • کل بازدیدها: 5014


ما چندمین هستیم؟
  • رتبه کشوری دیروز: 85
  • رتبه مدرسه دیروز: 4
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 130
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 2
  • رتبه کشوری 90 روز گذشته: 222
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 2




آخرین نوشته ها
یکی شان در گوش راستم جیغ می‌کشد و یکی شان تو گوش چپم هوار میکند که:” تو رو خدا جیغ نزن"  حالا که جیغ و دادهایشان تمام شده یکی شان میگوید:” مامان برام پاخ خُن میخری با مداد؟” و این یکی می‌گوید:” الان بهت نشون میدم صبر…
آدم حرصش میگرد! چهارتا لات بی سروپا و چهارتا مست لا یعقل نشسته اند آن طرف دنیا و لنگشان را دراز میکنند و به بچه های مملکت ما خط می‌دهند که بروید بانک و مسجد و حسینیه آتش بزنید. برای اینکه حکومت شما همه ی پولش را خرج سوریه و عراق کرده و حالا از جیب شما…
تو رستورانها، تو فروشگاه ها حتی تو تفرج گاه ها و خلاصه همه جا این روزها درخت های کریسمس را میبینی که خودنمایی میکنند. اینکه ما به هم وطن های مسیحی مان انقدر ارادت داریم که با شادی آنها شاد می‌شویم همانطور که آنها با اشکهای ما گریه میکنند، این خودش یک…
این اولین باری نیست که این غُصّه را بازگو میکنم اما برای بار هزارم این گلایه هایم را بخوانید. داشتم تو اینستاگرام پستهای عمومی را چک میکردم که به عکس یک دختر جوان برخوردم که شبیه عروسک های سفالی انگلیسی بود. راستش اول فکر کردم واقعا عروسک هست. این شد که…
آخر صحبتهای دکتر عزیزی رسیدیم به بحث شان. همین یک ربع برایمان کفایت میکرد که بارمان را ببندیم. مثل همیشه فرمودند:” خانه هاتونو وقف حضرت زهرا سلام الله علیها کنید و نیت کنید و به خانم بگید شما حرم نداری. از این به بعد خونه ی من حرم شما باشه. هرکاری…
هر دم از این باغ بری می‌رسد. شایدم بشه گفت یک کلمه از زبان مادر عروس بشنوید. هرچند وقت یکبار سیاسیون باید یک حرفی بگویند که مردم مطمئن شوند اینها حتما مشکل دارند. اگرنه روزشان شب نمی‌شود. یک روز گیر میدهند به شیعه و سنی. یک روز به کرد و ترک و لر و فارس.…
خیلی روز هست که دست ودلم به نوشتن نمیرود. یعنی هرکار می‌کنم بنویسم شدنی نیست. خیلی بد است که آدم هیچ فکری توسرش نباشد که بخواهد بهش فکر کند یا درباره اش بنویسد. آدم خسته میشود از ننوشتن! به نظرم کتاب خواندن و چیز نوشتن خودشان یک جور رزق معنوی هستند که…
بیچاره اون که ندیده کربلاتو بیچاره تر اون که دیده کربلاتو. قبل از اینکه بروم کربلا درک درستی از زیارت اباعبد الله الحسین علیه السلام نداشتم. عاشق آقا بودم و هستم اما عظمت روح اباعبد الله الحسین علیه السلام را درک نمی‌کردم. یعنی الان هم هنوز به این درک…
چطور باب الحوائج شدی؟ آن روز وقتی رسیدم دم باب صاحب الزمان علیه السلام، فقط یک سوال از آقا جانم پرسیدم.” آقا فقط بگو چکار کردی که باب الحوائج همه عالم شدی؟” باب الحوائج رباب و سکینه شدی. باب الحوائج رقیه و علی اصغر. باب الحوائج حسین علیه…
بیخود نیست که هر کس از کربلا برمی‌گردد میخواهد هرساله به زیارت برود. یک بار که در جذابه ی حسینی قرار گرفتی دیگر دست خودت نیستی. کشیده میشوی سمت حسین علیه السلام. وقتی وارد کربلا شدیم و در حدود حرم عباس علیه السلام قرار گرفتیم قلبم گرفتار کششی شد که بی…


تعداد میهمانان ما
 



خودش می‌گفت تا حالا فطیر نپختم اما عروسم که می‌پزد بهش کمک میکنم.برای همین می‌دانم چکار باید بکنم.

خوب بود که حرمت سادات خاله گفت بلد نیست وگرنه فکر می‌کردم سالیان سال است که فطیر می‌پزد. یادم نبود که خانم سوگولی خانه ی پدر و همسرش بوده و دست به سیاه و سفید نمی‌زده.

خدا رحمتش کند. هر کار که ازش طلب میکردی نمی‌گفت نه. می‌گفت بلد نیستم ولی سعی خودم را می‌کنم. لا اقل اگر نشد حسرت نمی‌خورم که ای کاش امتحانش می‌کردم.

نمیتوانم کلمه ی جالبی نیست. آدم اگر بخواهد همه چیز ممکن است. آخر گفته اند خواستن توانستن است پس نباید نا امید شد.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: آینه ی خدا مادر, خاطره ها  لینک ثابت
[جمعه 1396-05-20] [ 02:01:00 ق.ظ ]




تخم هندوانه افتاده بود کنار راه پله و فکر میکرد که دیگر آخر کار است. نا امید همان گوشه خوابیده بود و گریه میکرد. آخر به هیچ وجه امکان نداشت که بتواند بزرگ شود و مادر شود و هزاران بچه مثل خودش به دنیا بیاورد.

شب که خوابیده بود ناگهان باران بارید. با آب باران فرو رفت در زمین و پنهان شد.صبح که از خواب بیدار شده بود خودش را زیر خاک ها و سبز دیده بود. با خدای خودش گفت:” خدایا شکرت. تو هیچ کس را نا امید نمی‌کنی.ممنون که به من هم زندگی بخشیدی." 

هندوانه ی کوچولو تازه متولد شده. زیر راه پله ی خانه ی روستایی. صاحب خانه که او را دید گل از گلش شکفت و رو به آسمان کرد و گفت:” خدا یا قدرت و کرامتت را شکر.”

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: الهی نامه  لینک ثابت
[سه شنبه 1396-05-17] [ 09:12:00 ق.ظ ]




اگر میخواهی در حرم آقا علی ابن موسی الرضا علیه السلام همه ی دنیا و آخرت را بهت بدهند باید حال خوش پیدا کنی. برای همین بابا جان که میرود پابوس امام هشتم دلم میخواهد مرا هم با خودش ببرد آخر آداب زیارت را خیلی قشنگ به جا می آورد.مثلا قبل از خروج از هتل غسل میکند و بهترین لباس را میپوشد. وقت رفتن قلب و زبانش را مشغول ذکر میکند و چشمانش را مشغول تماشاهای حرم. باب الرضا که میرسیم با باران اشک آقا را سلام میدهد و با سری افکنده وارد میشود. آدم همین که همراهش باشد بس است برای کیفور شدن در حرم علی ابن موسی الرضا علیه السلام. آخر حال خوش مسری است. آن موقع است که از غم های عالم رها میشوم و اصلا یادم میرود از آقا چه چیزی بخواهم.
عبادت کردن در حرم از نبات های سوغاتی شیرین تر است. آخر اینجا محل رفت و آمد فرشتگان است. همین میشود که گاهی وقت ها دلم میخواهدبا عمه جان بروم زیارت. عمه از آن معلم هاست که وقت برایشان طلاست. از یک دقیقه بودن با او همه چیز گیرت می آید. وقتی میرویم زیارت، دعای عالیه المضامین میخوانیم و عدیله. نماز جعفر طیار که جای خودش را دارد. همه ی اقوام و دوستانمان را در زیارتمان شریک میکنیم و دو تایی دلمان نمی‌آید از حرم برگردیم.
خیلی وقت ها آدم دلش میخواهد با آقا جان خلوت کند و دل بدهد و قلوه بگیرد آن هم بدون هیچ مزاحمتی. این میشود که میروم یک گوشه ی دنجی در حرم پیدا  می‌ کنم و تک و تنها حرف هایم را که به آقا میگویم آخر مطمئنم که آقا همه شان را میشنود و خودش کمکم خواهد کرد.آنوقت است که دیگر نگران هیچ  غصه ای در عالم نمی‌شوم.

چقدر این روزها دلتنگ حریم با صفایش هستم. دوست دارم فقط حرم گردی کنم وبه تماشای صحن و سرایش بنشینم. نگاه کردن به گنبد وبارگاهت تنها دلخوشی ما بچه شیعه هاست آقا جان!

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: امام رضا عليه السلام, نام من معصومه  لینک ثابت
[شنبه 1396-05-07] [ 02:49:00 ب.ظ ]




​عنوان مردي نكته سنج بود.روزي كه رفت خدمت امام صادق عليه السلام واز ايشان خواست كه از علمشان به اوبياموزد خوب دانست كه جواب امام صادق  عليه السلام براي از سر بازكردن است. آخر آقا بهش گفته بود که زیر نظر ماموران حکومت است. گفته بود اذکار واوراد شبانه روزی دارد و وقت ندارد علم به کسی بیاموزد.آقا اورا حواله به مالک کرده بود. وقتي كه از نزد امام آمد خوب دانسته بود كه آقا در اوخيري نديده كه مايل نيست با او هم نشين باشد.اگرنه آقا اين همه شاگرد دارد و تا حالا به يكي شان نگفته كه من اذكار شبانه روزي دارم و وقت ندارم به تو علم بياموزم. افسرده و غمگين به طرف مسجد النبي روانه شد و آنجا با خداي خودش درد ودل كرد. ناراحتی اش انقدر شدید شد که دیگر حوصله نداشت از خانه خارج شود الا برای نمازجماعت.

آدم اگر زرنگ باشد با يك بار و دوبار ترد شدن از در خانه ي بزرگان نميرود و باز نگردد. شايد آقا مي خواسته امتحانش كند.همين شد كه چند روز بعد باز هم رفت در خانه ي مولا. غلام خانه بهش گفته بود آقا وقت ندارد. در حال عبادت است. او هم گفته بود حالا يك بار خدمت آقا بگوييد من آمده ام. شايد غلام حالش را كه براي آقا تعريف كرده بود آقا دلش به رحم آمده بود.او را پذيرفت اما هنوز سر سنگين است. عنوان با خودش گفت اگر همين سلام و زيارت برايم بماند و آقا مرا يكبار ديگر ترد كند بازهم خدا را شكر.آقا كنيه اش را پرسيده بود و او را تکریم نموده بود. آخر در عرب رسم است براي تكريم فرد او را با كنيه اش صدا ميزنند.

نجمه که سرا پاگوش شده بود گفت:” خوب بعدش چی؟ آقا بالاخره جوابشو دادن؟” گفتم:” آقا مهربان تر از آن است که سائلی را از در خانه اش ردکند.بعد کمی تامل پرسیده بودند حالا چه ميخواهي؟ عنوان قنددر دلش اب ميكرد كه آقا ازش حاجتش را پرسيده. يك بار ديگرهم از آقا خواسته بود که او را علم بياموزد. اینبار آقا جوابش را داده بود که :"علم آموختنی نیست. نوری است که خدا باید به آدم بدهد و آن هم با عبودیت واقعی حاصل میشود.” آقا اول وآخر حرف ها را بهش گفته بود.نجمه گفت:” من هم مثل عنوان غصه دار شدم. اینکه به امام زمانم نمیرسم حتما همین است که من هم عبودیتم مشکل دارد؟” جوابی ندادم و به قصه ادامه دادم.

عنوان خوب دانست که باید عبد شود تا به علم دست یابد اما پرسید:” حقيقت عبوديت چيست؟” خلاصه اش را بگویم  آقا فرموده بود:"حقیقت عبودیت سه‌ چيز است‌: اول اينكه‌ بنده، خدارا مالک همه چیزبداند وازخودش هیچ چیز نبیند آنوقت است که اگرخدا امر کند که بگذارد وبرود برایش گران تمام نمی شود. دوم آنکه این بنده دیگر برای هیچ کاری تدبیر نمی کند و همه چیز رابه خداوند می سپارد. همین میشود که خودش را امانتدار خدا میبیند و راحت انفاق میکندو دیگر مشکلات برایش سخت نمی آید. سوم اینکه این بنده وقتی خودش را مشغول کاری میکندکه خدا بهش امر کرده است دیگر به خودش فخر و مباهات نمیکند.” نجمه همان طور که بلند بلند فکر میکرد گفت:” این میشه که این آدم دنبال  فخر و مباهات نمیره و برای کسب مقام  و منصب حرص نمی زنه. و این میشه که دیگه این آدم وقت خودش روبه چیزهای بیخود هدر نمیده” گفتم دقیقا آقا هم همین ها را گفته بودند.

نجمه! عنوان بصری تازه اصل عبودیت را فهمیده بود این بودکه از امام صادق علیه السلام خواست که نصیحتش کند. آقا هم او را به نه چیز وصیت کرده بود.سه تایش درباره ی تربیت نفس بود و سه تا درباره ی حلم و بردباری و سه تا درباره ی علم. بعد هم فرموده بود حواست را خوب جمع کن تا یاد بگیری و حتما عمل کنی.نجمه گفت:"حتما اینها پایه ی دست یافتن به عبودیت است؟”

ادامه دادم:” سخنان آقا مهم اند. اگر کسی عمل کنه همون میشه که باید باشه. فکر کنم مشکل ما طلبه ها هم همین هاست” رفتم دنبال بقیه ی دستان. میدانی برای تهذیب نفس چه باید بکنی؟ شکمت را نگه دار.تا گرسنه نشدی یا میل به چیزی نداشتی نخور که باعث حماقت است.وقتی هم خواستی بخوری نام خدا ببر. برای بالا بردن صبر وتحملت باید به این نکته ها دقت کنی.اول اینکه اگر کسی به تو گفت :"اگر يك‌ كلمه‌ بگوئي‌ ده‌ تا مي‌شنوي‌". به‌ او بگو: “اگر ده‌ كلمه‌ بگوئي‌ يكي‌ هم‌ نمي‌شنوي‌!"دوم اینکه اگر کسی تو را دشنام داد بگو:” اگر راست میگویی خدا از من بگذرد اگردروغ است که خدا تورا بیامرزد. و سوم اینکه اگر کسی گفت تو را ناسزا میدهم تو بگو من خیر خواه تو ام و تورا مراعات میکنم. و سه چیز درباره ی علم این است که هرچه نمیدانی از علما بپرس یا بر احتیاط عمل کن و از فتوا بپرهیز.

سخنان حضرت صادق علیه السلام تمام شد و عنوان را مرخص نمود.نجمه که ناراحت بودگفت:” اگر این توصیه های امام صادق علیه السلام را انجام داده بودیم الان ما هم طلبه ی خوبی برای آقامون میشدیم.” گفتم: هنوز هم دیر نشده. بیا از الان این طور باشیم.”

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: شاگردان مکتب امام صادق علیه السلام  لینک ثابت
 [ 11:25:00 ق.ظ ]




As the enemies had the body of Imam Hussain (as) surrounded, each took their turn stabbing his pure defenseless body, laid out on the ground; thus, while viciousness, revengefulness, and feral behavior swept through the battle field, in the camps of Imam Hussain (as) the spirit of remembrance in God, the human quality of tenderness, and intense emotions prevailed.

 

All women and children—no one but women and children were left in the camps, with the exception of the only surviving male Ali Ibn Hussain (as) who was ill—were worried about Hussain Ibn Ali (as) and what would transpire next.

They came out of their tents, and proceeded to the area where they believed Hussain Ibn Ali’s (as) body was seized; it has been narrated that the women departed from the camp. You have probably seen or heard how Arab women weep and mourn: it is still common among Arab women to mourn painfully upon the death of their loved ones; they beat their own faces, and pull at their hair; they mourn in such an intense manner. Well, these women had lost a loved one, a man like Hussain Ibn Ali (as).

Hazrat Zeinab was heading the women towards the sight of his martyrdom. When she arrived, she spotted the body of her beloved brother on the blistering grounds of Karbala. Instead of revealing some sort of reaction, or grievance, she went to the corpse of her beloved Hussain (as), and called on her grandfather (pbuh). She said, “O’ the Messenger of God, peace be upon you! Take a look at your Hussain who is covered in blood, with his body hacked up.” O’ my dear grandfather! O’ Great Prophet, look towards the hot desert of Karbala. This is your Hussain who is now covered in blood and dust.

Then, as it has been narrated, Zeinab (as) reached her hands beneath the body of Hussain Ibn Ali (as) and called out, “O’ God! Please accept this sacrifice from the progeny of Muhammad (saw)!”

Ayatollah Khamenei, 9/27/1985

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: درس های قیام عاشورا, نقش عاشورا در سیاست روز جهان, امام حسین علیه السلام  لینک ثابت
[سه شنبه 1396-05-03] [ 12:47:00 ق.ظ ]




از آنجایی که ادعیه و اوراد هم از زبان ائمه ی معصومین ایراد شده اند در مقام عمل بسیار با اهمیت هستند.یعنی انسان میتواند به اعمال و رفتاری که ادعیه به آنها توصیه و توجه میکنند عمل کند زیرا آنها نیز یکی از سنت های ائمه ی معصومین صلوات الله علیه هستند تا آنجا که امام سجاد علیه السلام احکام و مسائل علمی و تربیتی را در قالب ادعیه به مردم آموزش میدادند. از جمله ی ادعیه ی مهم دعای اللهم عرفنی نفسک میباشد که شیخ کلینی و غیر او از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده ‏اند.

حضرت صادق علیه السلام این دعا را تعلیم زراره فرموده که در زمان غیبت و امتحان شیعه بخوانند و دعا این است: اَللّهُمَّ عَرِّفْنی نَفْسَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی نَفْسَکَ لَمْ اَعْرِف نَبِیَّکَ اَللّهُمَّ عَرِّفْنی رَسُولَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی رَسُولَکَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَکَ اَللّهُمَّ عَرِّفْنی حُجَّتَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دینی.(۱)

ترجمه: “خدایا خود را به من بشناسان، زیرا اگر خود را به من نشناسانی فرستاده ‏ات را نشناخته ‏ام، خدایا فرستاده‏ ات را به من‏ بشناسان، زیرا اگر فرستاده‏ ات را به من نشناسانی حجّتت را نشناخته ‏ام، خدایا حجّتت را به من بشناسان، زیرا اگر حجّتت را به‏ من نشناسانی، از دین خود گمراه می‏ شوم.”

اما نکاتی چند در این دعا حائز اهمیت است. چرا باید این دعا برای نجات شیعه در عصر غیبت مفید فایده باشد؟ متن دعا جواب این معماست.این دعا سیر حرکت یک مسلمان را به سمت دینداری و خداپرستی نشان میدهد. در واقع اگر کسی بخواهد راه درست را انتخاب کند این دعا تابلو های راهنمای وسط جاده ی رسیدن به سعات است. در ابتدای دعا میخوانیم:” اللهم عرفنی نفسک” خدایا نفس خودت را به من بشناسان. شناخت خداوند و شناخت اوصاف او و توحید اولین گام رسیدن به صلاح و رستگاری است.چه اینکه اگر شخص ذره ای از مقام توحید پایین بیاید دچار مرتبه ای از شرک گشته و همان قدر از دینداری وراه صلاح دور میشود. شرک مراتبی دارد و انقدر آهسته و آرام در دلهانفوذ میکند که خیلی از اوقات انسان خودش متوجه مشرک بودن خودش نمیشود.مثلا ًضعف در توسل و توکل قبول این شرک است که خداوند قادر به انجام امور نیست. پس اگر خداوند را قادر مطلق بداند در هیچ کاری از توسل و توکل بر او کوتاه نمی آید.یا اینکه پیروی از هوای نفس. هوای نفس همان منیت ها و خواهش های دل انسان است. همان ها که در لحظه میگوییم دلم خواست و یا هوس کردم یا نتوانستم جلوی خودم را بگیرم. وقتی از هوای نفس پیروی میکنی در واقع او را خدای خود ساخته ای. اینجاست که قبول ولایت الله در همه ی امور خودش را نشان میدهد و هر کس تابع محض پروردگار خویش شود و در واقع تقوای الهی پیشه کند رستگار خواهد بود. “فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک” وقتی خدای خویش را نشناسم پیامبرش را هم نخواهم شناخت.

“الهم عرفنی نبیک"خداوندا نبی خودت را به من بشناسان. همان که راه تو را نشانم میدهد. اساسا اگر برای کسی وجود خداوند اثبات شود و او را قادر مطلق بداند این لازم می آید که یک فرستاده ای از طرف خداوند طلب کند.آنوقت است که نبی میتواند خودش را اثبات کند و بگوید این من هستم.فرستاده ای از جانب خدای متعال. اما همین نبی باید حقش گزارده شود.باید تمام و کمال اطاعت شود.اگرنه قبول این فرستاده محقق نشده و رسالتش ابتر باقی میماند. پس خدایا نبی ات را به من بشناسان همان طور که باید حقش را به جا بیاورم و اطاعتش کنم. عدم اطاعت درست از نبی باعث گمراهی خیلی ازافراد در طول تاریخ گشته است. همان هایی که خودشان را از نبی بالاتر میدیدند و روی سخن او حرف میزدند. همان هایی که در لحظات آخر عمر نبی اکرم صلوات الله علیه او را هزیان گو نامیدند و نگذاشتند ایشان راه بعد از خود را جاودانه به ثبت برساند.” فان لم اعرف نبیک لم اعرف حجتک"حال اگر نبیت را درست نشناسم حجتت را درست نخوام شناخت.

رسول اکرم صلوات الله علیه بارها فرمودند:” من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته الجاهلیه” یعنی هر کس بمیرد و امام زمان خودش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است. شناخت امام زمانش یعنی اینکه بداند امامش کیست و بداند این امام امروز از او چه درخواستی دارد. یعنی بداند وظیفه اش امروز در قبال امام زمانه ی خودش چیست؟ یعنی بتواند او را آنطور که حق اوست اطاعت کند. امام زمانه ی بعد از رسول اکرم صلوات الله علیه امیرالمومنین علی علیه السلام بود که رسول اکرم صلوات الله علیه بارها او را به مردم معرفی نمود.و این ادامه دارد تا زمان اکنون. حال هم اگر کسی امام زمانه ی خویش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.اما آیا شناخت امام منحصر به شناخت اوصاف ظاهری اوست؟ مطمئنا نه. چرا که مردمی که در روز عاشورا جلوی سید الشهداء ایستادند خودشان میدانستند که این حسین همان امام زمانه ی من است اما هوا و هوس نمیگذاشت راه درست را انتخاب کنند. شناخت امام زمان یعنی چه؟ چرا امام صادق علیه السلام میفرمایند که “فان لم اعرف حجتک ضللت عن دینی” ؟ و چرا پیامبر اکرم صلوات الله علیه فرمود:” به مرگ جاهلیت مرده است کسی که امامش را نشناسد” ؟ امامت را باید به گونه ای بشناسی که وقتی تو را گفت در تنور آتش بنشین بدون تعلل انجام دهی. امامت را باید به گونه ای بشناسی که او نگفته تو خودت بدانی باید چکار کنی‌. امام زمانت را باید به گونه ای بشناسی که به اندازه ی دانه ی خردلی از او عقب نمانی و از او جلو نیافتی که اگر عقب افتادی میشوی توابین که معلوم نیست رستگار شوی و اگر جلو افتادی میشوی خوارج که قصد جان امامشان را کردند و او را به شهادت رساندند.

این دعا یک دوره ی دین شناسی به شیعه می‌آموزد. تا خدا را به درستی نشناسی پیامبرت را نخواهی شناخت و تا پیامبرت را نشناسی امام زمانت را نخواهی شناخت و اگر امام زمانت را نشناختی ضلالت در دین در انتظار توست.و این رمز حفظ شیعه در حوادث آخر الزمان است.

(۱)مفاتیح الجنان

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: شاگردان مکتب امام صادق علیه السلام, ادعیه و زیارات  لینک ثابت
[چهارشنبه 1396-04-28] [ 05:37:00 ق.ظ ]




جاده که مه میشود رویایی است. آدم احساس میکند وسط بهشت دارد راه میرود. اما مه آن هم در جاده ی پر پیچ و خمی مثل هزارچم همچین هم کم خطرناک نیست. جلوی پای آدم را که مه بگیرد آدم راهش را گم میکند. یعنی انقدر مهو زیبایی آن مه میشود که یادش میرود جاده هزار پیچ تند دارد.انقدر که از اسمش پیداست، هزار چم. خدایا چشمی بهمان بده که ماورای مه روزگارمان را درک کنیم و از اتفاقات پیش رو برای لذت بردن و پیشرفت استفاده کنیم.خدایا مه روزگارمان را با پرتو آفتاب علم و معرفتت از بین ببر تا بندگان ناتوانت  گمراه نشوند. پ.ن: جاده ی چالوس اکثر اوقات مه آلود هست ولی این مه واقعا زیباست. البته کم پیش میآید انقدر مه باشد که آدم جلوی پایش را نتواند ببیند اما هست. در کل جاده ی

چالوس با مه هایش خیلی زیباتر است.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[دوشنبه 1396-04-26] [ 01:12:00 ق.ظ ]




گاهی وقت ها آدم باید سر از بین سنگ ها بیرون بیاورد تا دنیا را بتواند بهتر ببیند. گاهی وقت ها ابر های دلگیر آسمان را زیباتر می‌کنند. گاهی وقت ها دل آدم که آشوب باشد تماشایی تر میشود. گاهی وقت ها سنگ های بزرگ باید باشند تا جایت قرص و محکم شود. گاهی وقتها باید خیلی ساده زندگی کرد.مثل این گیاه هرزه که هر طور شده سر از سنگ بیرون آورده.یا این آسمان که با همه ی گرفتگی اش زیباست و دریایی که کمی خروش دارد و نوید میدهد که زندگی در جریان است. گاهی وقت ها فقط باید دل سپرد به زندگی تا خودش تو را با خود ببرد هرکجا که دوست دارد.به همین سادگی و زیبایی

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:00:00 ق.ظ ]




یکی دو روزی هست که یک چالش جدید در فضای مجازی راه افتاده است که خب هواخواه هم کم پیدا نکرده است. دروغ نگویم من هم در آن شرکت کردم. نامش هست ” چالش عشق” این طور هست که هر کسی  خودش و عشقش را به دیگران نشان می دهد. فارق از اینکه اینیستا گرامی ها همگی شان ثابت کردند که عاشق رهبر عزیز وفرزانه ی انقلاب هستند اما این چالش نکته هایی دارد که از چشم همه دور مانده است.

مثلا اینکه وقتی قرار است امروز روز “عفاف و حجاب” باشد و همه جا از قبل اعلام شده حالا با این چالش پیش آمده حتما یک سری خانم چادری شروع خواهند کرد به انتشار عکس های با چادرشان و نشاندن عکس حضرت آقا کنار عکس خودشان که بگویند یعنی ما چادری های با ایمان عاشق این آقای مظلومیم. اما یادشان میرود که آقایمان دلش نمی خواهد ببیند زنان مومنه حیا و عفاف شان را به حراج بگذارند و بروند در ملاء عام تبرج کنند.

شاید شما هم همان سوال کلیشه ای در ذهن تان بیاید که خوب مرد ها در خیابان هم مارا می بینند. چادر هم که حجاب برتر است. اما شما حتما یادتان هست که مادر سادات حضرت زهرا سلام الله علیها خودش را از چشم نا بینا هم پنهان کرد زیرا گفت او حضور من را درک میکند. حالا بفرمایید عکس صورت زیبای شما با چشم های عسلی که دل هر کسی را میبرد وقتی قرار است سالیان سال اینجا در هشتگ چالش عشق باقی بماند چطور ممکن است کسی را به هوس نیاندازد؟

تبرج جاهلیت مدرن همین است که زنان مسلمان فکر می کنند اگر روسری قشنگ سر کنم و عکسم را منتشر کنم در اینیستاگرام این می شود تبلیغ حجاب و عفاف و حیا. تبرج جدید جاهلی این است که زنان چادری و با حجاب ما فکر میکنند اینکه مدام در چشم نامحرم ها هستم و همه ی زوایای قیافه ی زیبای من را سر فرصت بر انداز میکنند این تبلیغ حجاب است. نه عزیز من.نه با مرام. نه عشقم. تو با این کارت فقط لجن می کشی به این چادری که میگویی هدیه ی حضرت زهراست. همین چادری که می گویی الان باید مدافع حریم خانواده باشد.

لطفا جاهل نباشید

لطفا عاقل شوید. حیا یتان کجا رفته است؟

این کار شما ضدتبلیغ است. بالا غیرتا چادر را وسیله ی تبرج خودتان نکنید. حتی اگر این عکس از پشت سر باشد.

لطفا با اسم ثواب گناه نکنید.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: وظایف منتظران, شاگردان مکتب امام صادق علیه السلام, جنگ فرهنگی, حجاب  لینک ثابت
[چهارشنبه 1396-04-21] [ 09:15:00 ق.ظ ]




​❓منشأ اصلی مشروعیت نظام جمهوری اسلامی از دیدگاه اسلام چیست؟
🔻مشروعیّت‌ این نظام به تفکّر اسلامى و به استوارى بر پایه‌ى اسلام است؛ مشروعیّت‌ مجلس و رهبرى هم بر همین اساس است. ۱۳۸۲/۳/۷

🔻در نظام جمهورى اسلامى، اساس حرکت بر پایبندى به مبانى است. آن چیزى که به‌عنوان مبدأ مشروعیّت‌ این نظام محسوب میشود، یعنى ولایت‌ الهى که به فقیه منتقل میشود، مشروط است به پایبندى بر احکام الهى.

🔹آن کسى که در رتبه‌ى #رهبرى نشسته است، اگر نسبت به آرمانهاى اسلامى، نسبت به قوانین اسلامى از لحاظ نظرى یا عملى، بى‌قید شود، از مشروعیّت مى‌افتد و دیگر اطاعت او بر کسى واجب نیست، بلکه جایز نیست. این، در خود قانون اساسى، یعنى در خود سند اصلى انقلاب، ثبت شده است‌. ۱۳۸۵/۳/۱۴

🔺مشروعیّت‌ من و شما وابسته به مبارزه با فساد، تبعیض و نیز عدالت‌خواهى است. این، پایه‌ى مشروعیّت‌ ما است. در نظام جمهورى اسلامى مبناى نظام و مشروعیّت‌ نظام متّکى به حق‌ و عدل است. ۱۳۸۹/۴/۷

🔺مشروعیّت‌ِ همه‌ى ارکان و اجزاى نظام اسلامى به رعایت‌ احکام‌ الهى است. ۱۳۷۱/۳/۷

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: امام خامنه ای مد ظله العالی  لینک ثابت
[شنبه 1396-04-10] [ 09:02:00 ب.ظ ]




آیا دخالت نظر و رأی مردم در مشروعیت حکومت، اختصاص به زمان غیبت دارد و یا در زمان حضور امام معصوم نیز مطرح است؟

❔در این دیدگاه نقش مردم در فعلیت و اعمال ولایت چگونه مطرح می­‌گردد؟
🔻رهبرانقلاب: امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه منشأ حکومت را زور و اقتدار نمیداند و خود او هم در عمل این را ثابت میکند.

🔹از نظر علی (علیه‌السلام) منشأ اصلی حکومت، یک سلسله ارزشهای معنوی است؛ … او حکومت و ولایت امر مردم را ناشی از یک ارزش معنوی میداند، اما فقط این ارزش معنوی هم کافی نیست برای اینکه انسان فعلاً و عملاً حاکم و والی باشد، بلکه مردم هم در اینجا سهمی دارند و آن بیعت است … .

🔺 بیعت منجزکننده‌ی حق خلافت است؛ آن ارزشها آن وقتی میتواند فعلاً و عملاً کسی را به مقام ولایت امر برساند که مردم هم او را بپذیرند و قبول کنند، که این مسئله در باب نقش مردم در حکومت باز مورد توجه قرار میگیرد. ۱۳۶۰/۲/۲۹
🌹نقش رأی #مردم در مشروعیت نظام| ۴/۷

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:00:00 ب.ظ ]




❓آیا از منظر اسلام، بیعت و رأی مردم برای حقانیت زمامداری (حکومت) زمامدار کافی است؟

🔻رهبرانقلاب: در اسلام هیچ ولایت و حاکمیتى بر انسانها مقبول نیست، مگر اینکه خداى متعال مشخّص کند.
🔹ما هرجا که در مسائل فراوان فقهى که به ولایت حاکم، ولایت قاضى یا به ولایت مؤمن -که انواع و اقسام ولایات وجود دارد- ارتباط پیدا میکند، شک کنیم که آیا دلیل شرعى بر تجویز این ولایت قائم هست یا نه، میگوییم نه؛ چرا؟ چون اصل، عدم ولایت است.
🔹این منطق اسلام است. آن وقتى این ولایت مورد قبول است که شارع آن را تنفیذ کرده باشد و تنفیذ شارع به این است که آن کسى که ولایت را به او میدهیم -در هر مرتبه‌اى از ولایت- باید اهلیّت و صلاحیّت یعنى عدالت و تقوا داشته باشد و مردم هم او را بخواهند. این منطق مردم‌سالارى دینى است که بسیار مستحکم و عمیق است. ۱۳۸۲/۹/۲۶
🔻در اسلام مردم‌ یک رکن‌ مشروعیّتند، نه همه‌ى پایه‌ى مشروعیّت‌. نظام سیاسى در اسلام علاوه بر رأى و خواست مردم، بر پایه‌ى اساسىِ دیگرى هم که تقوا و عدالت نامیده میشود، استوار است. ۱۳۸۲/۹/۲۶
🔻بنابراین، پایه‌ى مشروعیّت حکومت فقط رأى مردم نیست؛ پایه‌ى اصلى تقوا و عدالت است؛ منتها تقوا و عدالت هم بدون رأى و مقبولیت مردم کارایى ندارد؛ لذا رأى مردم هم لازم است. ۱۳۸۲/۹/۲۶

🌹نقش رأی #مردم در مشروعیت نظام| ٣/٧

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: امام زمان, امام خامنه ای مد ظله العالی  لینک ثابت
[سه شنبه 1396-04-06] [ 03:18:00 ب.ظ ]




مادربزرگ را خدا رحمت کند. روز قدس که میشد مرا هم با خودش میبرد نمازجمعه. رفیق نمازجمعه هایم مادر بزرگم بود. همیشه هم وقت برگشتن می‌گفت:” عزیز جان اگر یه روز من مردم یاد کن بگو مادر بزرگم من رو میبرد نماز جمعه. هر وقت رفتی یادم کن. من خیلی نماز جمعه را دوست دارم." 

امروز وقتی راه افتادم که بروم راه پیمایی روز قدس و نماز جمعه یادش افتادم. گرچه که این یکی دو سال انقدر بیمار بود که دیگر نمی‌توانست نماز جمعه تهران شرکت کند. اما همین جمله اش هر سال که بدون او رفتم نماز یادم بود.

مادر بزرگ ها همیشه بهترین الگو هستند چون نوه ها به شان عشق میورزند و همین علاقه باعث میشود اخلاق ایشان در نوه ها نهادینه شود.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: وظیفه امروز مقابله با ظالم است, جنگ فرهنگی  لینک ثابت
[جمعه 1396-04-02] [ 12:34:00 ب.ظ ]




باسمه تعالی

بیانیه حوزه علمیه خواهران استان البرز

درباره حمله موشکی سربازان امام سید علی خامنه ای به مواضع داعش

بار دیگر شیر مردان دلیر این مرز و بوم شجاعت و اقتدار حسینی را علیه یزیدیان زمان به تصویر کشیدند.

آری تروریست هایی که با اندیشه ی سخیف و اراده ای ذلیل در پی رعب و وحشت ملت همیشه در صحنه ی ایران بودند دریافتند که این ملت غیرت حسینی و صبر زینبی دارند .

همانانی که فریاد با صلابت حیدر کرار را از سینه ی سید علی شنیده اند و لبیک گویان خواب آشفته ی داعش را به حقارتی وصف ناپذیر کشاندند.

درود بر روان پاک شهدای مدافع حرم و رحمت خدا بر رزمندگان مدافع حرم

اینک قدرت موشکی سربازان سید علی و اقتدار سپاه ایران در کنار ناله های خانواده های شهدای رمضان سناریوی خام آمریکا و صهیونیست را در تحریم هایشان علیه ایران خاموش کرد.

حال بشنوید امروز طلاب خواهر حوزه های علمیه استان البرز هم پیمان با ولایت فقیه و با تاسی از قافله سالار آزاده ترین اسیران عالم حضرت زینب( س) فریاد بر می آوریم که: هرگز رسالت زینبی را هم دوش با برادرانمان در سوریه فراموش نخواهیم کرد و بیش از پیش تا زمان ظهور مهدی فاطمه (عج) با اتحاد و همبستگی ادامه خواهیم داد .

و الله خیر الماکرین

 

محمد رضا عباسی سرپرست  حوزه های علمیه خواهران استان البرز 

معاونت فرهنگی تبلیغی

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[پنجشنبه 1396-04-01] [ 11:26:00 ب.ظ ]




​باسمه تعالی

بیانیه حوزه علمیه خواهران استان البرز

درباره حمله موشکی سربازان امام سید علی خامنه ای به مواضع داعش

بار دیگر شیر مردان دلیر این مرز و بوم شجاعت و اقتدار حسینی را علیه یزیدیان زمان به تصویر کشیدند.

آری تروریست هایی که با اندیشه ی سخیف و اراده ای ذلیل در پی رعب و وحشت ملت همیشه در صحنه ی ایران بودند دریافتند که این ملت غیرت حسینی و صبر زینبی دارند .

همانانی که فریاد با صلابت حیدر کرار را از سینه ی سید علی شنیده اند و لبیک گویان خواب آشفته ی داعش را به حقارتی وصف ناپذیر کشاندند.

درود بر روان پاک شهدای مدافع حرم و رحمت خدا بر رزمندگان مدافع حرم

اینک قدرت موشکی سربازان سید علی و اقتدار سپاه ایران در کنار ناله های خانواده های شهدای رمضان سناریوی خام آمریکا و صهیونیست را در تحریم هایشان علیه ایران خاموش کرد.

حال بشنوید امروز طلاب خواهر حوزه های علمیه استان البرز هم پیمان با ولایت فقیه و با تاسی از قافله سالار آزاده ترین اسیران عالم حضرت زینب( س) فریاد بر می آوریم که: هرگز رسالت زینبی را هم دوش با برادرانمان در سوریه فراموش نخواهیم کرد و بیش از پیش تا زمان ظهور مهدی فاطمه (عج) با اتحاد و همبستگی ادامه خواهیم داد .

و الله خیر الماکرین

سرپرست حوزه های علمیه خواهران استان البرز 

و معاونت فرهنگی و تبلیغی

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:22:53 ب.ظ ]




کلاس اول دوم دبستان که بودم مدرسه مان قرآنی بود و رسم داشت حتی بچه های سال اولی هم میرفتند نمازجماعت. برای همین یک چادر و جانماز برای خودمان میبردیم درمدرسه میگذاشتیم که با چادرخودمان نماز بخوانیم. برنامه بود که هر پنج شنبه این چادر و جانماز ها را ببریم خانه مادرمان بشوید وبیاوریم.همیشه پنجشنبه که میشد از صبحش ذوق میکردم که:"امروز مجبوریم چادرمونو ببریم خونه."  آخر آن زمان به بچه های کوچک تر از 10 سال اجازه نمیدادند چادر سر کنند، من هم که عشق چادر داشتم. ظهر روز پنجشنبه که میشد آن چادر سفید گل نارنجی نازم را که همه ی عشقم بود سر میکردم ودر مدرسه مانور میدادم تا سرویس مان برسد وما را ببرد. مدیر وناظم مان عادت کرده بودند. خانم حسینی بزرگ مدیرمدرسه میگفت :” مامانت بایدبرات یه چادرمشکی بخره. اینکه قشنگ نیس.” منم بادی به غبغب می انداختم و قیافه ای میگرفتم که:” چادرم به این خوشگلی. چادرنمیخوام دیگه که. همین ببین چقدر قشنگه!” بعد هم یک دور برایش میچرخیدم تا چین هایش را در هوا ببیند.

امروز که یادش افتادم چقدر برای خودم کیف کردم.کمی که فکر کردم دیدم این که مادرم را همیشه با چادر میدیدم و بقیه خانواده را در علاقه ام به چادر نقش داشت. باید بگویم مثل همه ی بچه ها آنچه دیده بودم یاد گرفتم نه آنچه را که به م می گفتند.البته بعد ها که بزرگ تر شدم فلسفه ی حجاب را فهمیدم و علاقه ام به این زینت بیشتر شد. اما خوب جرقه ی اول باید از همینجا شروع شود تا دختران مان هم یاد بگیرند حجاب کنند.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: جنگ فرهنگی, حجاب  لینک ثابت
[سه شنبه 1396-03-30] [ 12:52:00 ق.ظ ]




جان میدهد امشب دعای جوشن کبیر را اینجا بخوانی.

حرم مطهر شاه عبد العظیم حسنی علیه السلام. شهر ری. تهران

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: امام زمان  لینک ثابت
[پنجشنبه 1396-03-25] [ 06:30:00 ب.ظ ]




امشب جان میدهد جوشن کبیر را اینجا بخوانی.

حرم مطهر صالح ابن موسی الکاظم علیه السلام. تجریش. تهران.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: امام رضا عليه السلام  لینک ثابت
 [ 06:23:00 ب.ظ ]




جمعيت از نظر آيات و روايات

سارا بيات[1]

چكيده:

در سال های اخیر دولت ها به دلیل جلوگیری از فقر مالی در جهان و بهران غذا روی به کنترل جمعیت  آوردند و کشور ما نیز به تبعیت از جامعه جهانی به این کار مبادرت ورزید و حال آنکه طبق آموزه های اسلام خداوند والدين را بارها به خاطر قتل فرزندان خود به دليل فقرو بي آبرويي توبيخ نموده و همواره اين نكته را متذكر ميشودكه روزي شما و فرزندانتان را پروردگارتان متقبل شده است.در این مقاله به این سؤال پاسخ گفته شده که نگاه قرآن كريم و روايات معصومين عليهم السلام به جمعيت چگونه است؟ با برسي اجمالي منابع اسلامی  در میابیم که به اصل مهم فرزند آوري بسيار تاكيد شده که مراد از اين سفارش تربيت نسل مطلوب و مومن است كه خداوند را ستايش كنند و دين او را ياري رسانند.اين مقاله با استفاده از منابع كتب روايي شيعه و تفاسير به بررسي تحلیلی اين موضوع پرداخته است.

واژگان كليدي:

جمعيت ، فرزند ، فرزند آوري ، کنترل نسل و موالید، آیات و روایات.

مقدمه

جمعیت مقوله ای است که امروزه در جهان به آن با دیدگاه های متفاوتی نگاه میشود. گروهی از دولت ها در پی آن هستند تا جمعیت کشور خود را کنترل کرده و از رشد آن بکاهند تا در آینده بتوانند مدیریت نیاز های این جمعیت را به درستی انجام دهند.

گروهی از کشور ها نیز با راهکارهایی در پی آن هستند تا جمعیت کشورشان را بیشتر کنند تا به تعالی در جامعه دست یابند.تحقیقاتي كه در اين باره انجام شده  به این نتیجه رسیده است که جمعیت باعث تعالی در اقتصاد و فرهنگ و توان دفاعی و تولید در کشورها است و هر کشوری که از نیروی کار بیشتر و جمعیت بیشتری بر خوردار است در عرصه بین الملل موفق تر جلوه میکند.

فکر کنترل جمعیت جهان در سالهای قبل به این دلیل در اذهان دولت ها افتاد که اعلام شد جمعیت جهان رو به فزونیست و در آینده بهران غذا و امکانات برای این جمعیت به وقوع خواهد پیوست . لذا دولت ها مامور شدند تا تعداد افراد ملت خود را کنترل نمایند و از موالید بیشتر جلوگیری نمایند.

اما امروزه مشخص شده است که این فکر ترفندی از سوی غرب و اسرائیل بوده است تا با کنترل موالید و نسل بتوانند روزی بر بشر حکومت کنند و کنترل این جمعیت برای ایشان آسانتر باشد. در همه ادیان زیادی امت برای ایشان فخر بوده است ،در همین راستا مسؤلین رژیم صهیونیستی با حسابی سر انگشتی از زنان کشورشان خواسته اند تا هرکدام حد اقل 8 فرزند بیاورند تا نسل صهیونیست پایدار باقی بماند.

مسلمانان جهان نیز با توجه به فرمایش رسول خدا درباره زیادی امت ایشان و فخر آن جناب به پیامبران دیگر همیشه در پی آن بوده اندتا گسترش جمعیت مسلمانان جهان را از طریق موالید و دعوت به دین اسلام روز به روز زیاد تر کنند.

در این نوشتار بر آنیم تا با کمک برخی از آیات قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السلام به برخی از زوایای موضوع جمعیت بپردازیم و بدانیم که نگاه قرآن کریم و روایات به جمعیت چگونه است ؟

 

 

 

جمعیت در قرآن کریم:

در زمان جاهليت رسم بر اين بود كه تعداد نفرات هر قبيله باعث فخر فروشي آنها به ديگر قبائل ميشد تا آنجا كه برخي از قبائل به شمردن نفرات درگذشته خود ميپرداختند و آمار وفات يافتگان هر قبيله نيز مهم به شمار مي آمد فلذا با نگاهی اجمالی به قرآن کریم در میابیم که از نظر این کتاب آسمانی جمعیت ها بر دو گونه اند:

1-  جمعیت نکوهیده

2-  جمعیت ستایش شده

پيرو اين طرز تفكر در بسیاری از آیات قر آن کریم به این نکته بر میخوریم که خداوند میفرمایند جمعیت زیاد همیشه فخر نیست و خیلی از اوغات نباید به زیادی افراد تفاخر نمود . چرا كه مال بسيار و زيادي فرزندان ممكن است براي انسان مايه ي عذاب باشد.مانند آیه 48 سوره مبارکه اعراف که خداوند در اين آيه خطاب به كافران  میفرماید:

وَ نادى‏ أَصْحابُ الْأَعْرافِ رِجالًا يَعْرِفُونَهُمْ بِسِيماهُمْ قالُوا ما أَغْنى‏ عَنْكُمْ جَمْعُكُمْ وَ ما كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ «48»

و اصحاب اعراف، (اولياى خدا كه ميان بهشت و جهنّم بر جايگاه بلندى مستقرّند) مردانى (از اهل دوزخ) را كه به سيمايشان مى‏شناسند، ندا مى‏دهند و مى‏گويند: جمعيّت‏ و جمع‏آورى شما (از مال، مقام، همسر و فرزند) و آنچه همواره بدان تكبّر مى‏كرديد، به حال شما سودى نداشت.

يا در آيه 46 سوره مباركه اعراف ميخوانيم:

الْمالُ وَ الْبَنُونَ زينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيْرٌ أَمَلاً (46)

مال و فرزندان زينت اين زندگى دنياست، اعمال شايسته نزد پروردگارت از جهت ثواب و از جهت آرزو بهتر است.

و در مقابل اين آيات به آیاتی بر میخوریم که به افزایش جمعیت خوب اشاره میکند . آنجا که از زبان حضرت زکریا میفرماید:

وَ زَكَرِيَّا إِذْ نادى‏ رَبَّهُ رَبِّ لا تَذَرْني‏ فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثينَ (89 .(زكريا را ياد كن، وقتى كه ندا كرد. پروردگارا مرا تنها مگذار، تو بهترين وارثان هستى.

از اين رفتار پيامبر خدا حضرت زكريا پيداست که فرزند خواهی و فرزند آوری و افزایش جمعیت میتواند مطلوب و شایسته باشد در صورتي كه این نسل پاکیزه و مومن باشند . در اين صورت افزایش مومنان باعث نصرت دین خدا و افزایش کافران باعث در تنگنا قرار گرفتن مومنان و دین خدا  خواهد بود.

همچنين در سوره آل عمران در آیه 38 آمده است :

 هُنالِكَ دَعا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قالَ رَبِّ هَبْ لي‏ مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَميعُ الدُّعاءِ (38)

در اين هنگام زكريّا (كه اين همه كرامت و مائده آسمانى را ديد) پروردگارش را خواند و گفت: پروردگارا! از جانب خود نسلى پاك و پسنديده به من عطا كن كه همانا تو شنونده دعائى.

ذریه طیبه  که درااین آیه آمده است به این معنی است که درخواست فرزند ونسل پاك، سنّت و روش انبياست.و ارزش ذريّه و فرزندان، به پاكى آنهاست.و همچنين مشخص ميشود كه براي داشتن اين ذريه و نسل بايد دعا كرد و شنونده دعا كه خداوند است را خطاب قرار داد تا ذات حضرت حق از روي كرم و فضل خويش فرزنداني صالح عنايت فرمايد كه وارثان حكومت خداوند بر روي زمين باشند.

اصلي ترين آيه اي كه همه علماي سخنگو درباره ازدياد جمعيت در بين سخنان خود به آن اشاره ميكنند  آيه 6 سوره مباركه اسرا ميباشد. زيرا به صورت واضح خداوند در اين آيه زياد شدن تعداد نفرات امت اسلام و مومنان را براي ايشان نعمت برشرمده است و اين زيادي نفرات را امداد خداوند به مومنان معرفي ميكند.

ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنينَ وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفيراً (6)

سپس، جنگ را به سود شما و عليه آنان برگردانيم و شما را با اموال و فرزندان كمك كنيم و نفرات شما را بيشتر قرار دهيم.

در كتاب ترجمه مجمع البيان فى تفسير القرآن در ذيل اين آيه ميخوانيم:

ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ: سپس دولت را به شما برگردانيديم و شما را در برابر آنها مورد حمايت قرار داديم و زندگى شما را بوضع سابق برگردانيديم.

وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ: و مال و اولاد شما را زياد كرديم و شما را صاحب نيرو و استعداد گردانيديم.

وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً: و جمعيت شما را بيشتر از جمعيت دشمنانتان گردانيديم.(1)

احاديثي شان نزول اين ايه را فرزندان رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) و امامان از نسل ايشان ميدانند.(2) و گروهي نيز شان نزول اين آيه را قوم بن اسرائیل دانسته اند. اين نظريه دركتاب« اطيب البيان في تفسير القرآن» و اينگونه نگاشته شده است كه:

بعيد نيست مراد دوران سلطنت داود و سليمان و ساير سلاطين بني اسرائيل باشد كه پس از آن ذلت‏ها و قتل و اسيرى‏ها دو مرتبه قوت و شوكت و سلطنت بشما داديم و بر دشمنان ظفر پيدا كرديد كه مفاد ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ است ثم از براى تراخى است يعنى پس از اين مدت مديد از زمان يوشع تا دوره داود كه در ذلت و خوارى و شرك و كفر و قتل و اسيرى بوديد برگردانيديم براى شما سلطنت و دولت و عزت و غلبه بر خصم وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ و شما را امداد كرديم به كثرت مال و اولاد وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً نفرات شما را بسيار كرديم و جمعيت شما را زياد نموديم و اين امتحان بزرگى بود بر شما كه از شرك و فساد دست برميداريد يا بهمان شرك و كفر و فساد مراجعه ميكنيد.(3)

اما آنچه اينجا هائز اهميت است اين است كه فزوني تعداد نفرات مومنان براي ايشان خير و نعمتي است عظيم كه بايد قدر آن دانسته شود و همچنين اين امدادي الهي است كه توسط آن مومنان را در برابر دشمنان ياري ميرساند.

در ادامه خداوند براي رسيدن به زيادتي در مال و فرزند راهكاري نيز ارائه ميكند آنجا كه در سوره مباركه نوح آيه 12 ميفرمايد:

وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً (12)

خداوند بشما كمك ميدهد بزيادتى اموال و كثرت اولاد و باغستانهايى بشما عطا ميفرمايد و نهرهايى بر شما جريان ميدهد كه اين هم يكى از فوائد توبه و استغفار است،(4)

همان طور كه ملاحظه شد از نظر قرآن كريم حسن زيادتي افراد يك جامعه بستگي به نيكو بودن افراد آن جامعه و فرزندان و نسل هاي آينده آن جامعه است وگرنه اين زيادي مال و فرزند سودي به حال اين گروه نخواهد كرد.

همچنين به اين نكته ميرسيم كه فزوني افراد امت مومن و انقلابي امدادي است كه خداوند به ايشان ميكند تا در برابر دشمنان خود پيروز و سربلند باشند و با استغفار به درگاه خداوند و طلب خير از درگاه باريتعالي ميتوان به اين نسل طيبه و پاك كه فخري براي مومنان باشد رسيد.

جمعيت در روايات:

در بسياري از دعاهاي به دست رسيده از ائمه طاهرين سلام الله عليهم اجمعين به اين نكته اشاره ميشود كه خدايا ما از كمي تعدادمان به تو شكايت ميكنيم.براي نمونه در دعاي دعای افتتاح آمده است:

اللهم إنا نشكو إليك فقد نبينا صلواتك عليه و آله و غيبة ولينا إمامنا و كثرة عدونا و قلة عددنا و شدة الفتن بنا و تظاهر الزمان علي (5)

و همچنين در دعاي غیبیت امام زمان علیه السلام نيز قريب به همين مضمون آمده است كه

للَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنَا وَ غَيْبَةَ إِمَامِنَا [وَلِيِّنَا] وَ شِدَّةَ الزَّمَانِ عَلَيْنَا وَ وُقُوعَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الْأَعْدَاءِ عَلَيْنَا وَ كَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا اللَّهُمَّ فَافْرُجْ ذَلِكَ عَنَّا بِفَتْحٍ مِنْكَ تُعَجِّلُهُ وَ نَصْرٍ مِنْكَ تُعِزُّهُ وَ إِمَامِ عَدْلٍ تُظْهِرُهُ إِلَهَ الْحَقِّ آمِينَ(6)

اين قلت عدد مومنان منتظر امام زمان عليه السلام هميشه نگراني و ناراحتي ائمه عليهم السلام و ياران ايشان و شيعيان در همه قرون و اعصار بوده است .

جمعيت شيعيان هميشه نسبت به بقيه اديان و مذاهب اسلامي كمتر بوده است و اين موضوع باعث ايجاد خوف در ايشان بود تا به فضل خداوند امروزه جمعيت اين گروه از مسلمانان روز به روز در سر تا سر دنيا رو به فزونيست.

براي ايجاد يك جامعه شيعي مومن و متعد و دانشمند ائمه معصومين اولين گام ها را برداشته اند و با ازدياد نسل خود و توصيه به شيعيان براي اين كار سعي كرده اند تا سربازاني مومن براي آينده دين مبين اسلام تربيت كنند تا روزگاري به ياري امام زمان عليه السلام بپا خيزند.

از آن جمله ميتوان به سرور شيعه حضرت موسي ابن جعفر سلام الله عليه اشاره نمود كه با ازدواج و توليد نسل توانستند علمايي بزرگ را در بيت خود پرورش دهند و ايشان را به سراسر ممالك اسلامي آن روزگار بفرستند و توسط ايشان جمع كثيري از خلق را به دين مبين اسلام و مذهب حقه شيعه جعفري رهنمون باشند.

البته بايد به اين نكته هم اشاره كرد كه اين بزرگزادگان گرانقدر هركدام پدر تيره هايي از سادات امروز جهان هستند و ايشان به امر ازدياد نسل همچون پدر گراميشان اهتمام ويژه داشتند. تفكر ازدياد نسل سادات كه نسل به نسل از پدران به پسران منتقل ميشود خود نشانه اين است كه اين تفكر ريشه در قرون و اعصار دارد.

در اين راستا احاديثي از ائمه طاهرين در دست است كه به گزيده اي از آنها در اين بخش اشاره ميكنيم.

در کتاب منابع فقه شیعه بابی است پیرامون استحباب ازدواج با زن فرزند آور(7) که طی احادیث مفصلی به این مقوله پرداخته است که از نظر پیامبر اکرم صلوات الله علیه و ائمه معصومین علیهم السلام ازدواج با زنی که بسیار فرزند می آورد ولی زشت چهره است بهتر است از ازدواج با زنی که بسیار زیباست ولی نازاست.

به عنوان مثال میتوان به این حدیث گرانقدر از حضرت رسول صلی الله علیه و آله وسلم اشاره کرد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به مردى فرمودند: «با زن زشت‏رو و پرزايمان ازدواج كن و زن زيبا و نازا را به همسرى مگير بى‏ترديد من در روز رستاخيز به شما بر امّت‏هاى ديگر افتخار مى‏كنم.(8)

همچنین درباره زنانی که مبادرت به بچه دار شدن نمیکنند حدیثی آمده است که نشان دهنده اهمیت فرزند آوری در اندیشه پیامبر اکرم صلوات الله علیه میباشد.

خدرى گويد: «رسول خدا صلى الله عليه و آله به اميرالمؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام سفارش كردند: (تا آنكه فرمودند:) و حصير كنار خانه بهتر از زنى است كه نمى‏زايد.»(9)

ازدیاد نسل تا بدانجا اهمیت دارد که حضرت علی علیه السلام  در نهج البلاغه میفرمایند که خداوند ترك زنا را براى حفظ نسب، و ترك لواط را براى ازدياد نسل‏قرار داده است(10)

همچنين در كتب متعددي از امام سجاد عليه السلام حديثي به اين مضمون آمده است كه مردي خوشبخت و سعادتمند است كه كار او در شهر خودش باشد و فرزند يا فرزنداني داشته باشد كه او را ياري رسانند.(11)

از اين دست روايات در منابع فقه شيعه بسيار هستند و همگي به اين اشاره دارند كه ازدياد نسل باعث فزوني در فرد ميشود.هم از لحاظ مادي هم معنوي زياد شدن فرزندان به نفع پدر و مادر ايشان است.

در دسته اي ديگر از آيات و روايات نيز به اين موضوع پرداخته شده است كه خداوند روزي فرزندان را بر عهده گرفته است و حتما روزي ايشان و پدر و مادرشان را خواهد رسانيد و از كشتن فرزندان به خاطر ترس از فقر نهي نموده است. نمونه اين آيات سوره الإسراء، آيه 31 ميباشد كه خداوند در اين آيه ميفرمايد:

وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِيَّاكُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ كانَ خِطْأً كَبِيراً «31»

فرزندان خود را از بيم تنگدستى نكشيد. اين ما هستيم كه آنان و شما را روزى مى‏دهيم. يقيناً كشتن آنان گناهى است بزرگ!

به نظر استاد بزرگ حجه الاسلام قرائتي اين آيه، سيماى نابسامان اقتصاد دوران جاهليّت را نشان مى‏دهد. امروز هم كه دنيا به خاطر نگرانى از افزايش جمعيّت‏ و كمبودهاى اقتصادى، سقط جنين را مجاز مى‏داند، گرفتار نوعى جاهليّت شده است.(12)

در كتاب ترجمه تفسير الميزان ، ج‏13، ص: 117 آمده است :

و در كشاف گفته: مقصود از فرزندكشى همان دختركشى است كه در عرب مرسوم بوده و ليكن ظاهرا اين حرف صحيح نباشد، زيرا مساله دختركشى يك عنوان مستقلى است كه آيات مستقل ديگرى مخصوص نهى از آن و حرمت آن آمده، مانند آيه:” وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ” ، و آيه” وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثى‏ ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ يَتَوارى‏ مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أَ يُمْسِكُهُ عَلى‏ هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرابِ أَلا ساءَ ما يَحْكُمُونَ” .

و اما آيه مورد بحث و امثال آن، به طور كلى از كشتن اولاد از ترس فقر و ندارى نهى مى‏كند، و داعى نداريم كه اولاد را حمل بر خصوص دختران كنيم با اينكه اعم از دختر و پسر است، و نيز هيچ موجبى نيست كه جمله” أَ يُمْسِكُهُ عَلى‏ هُونٍ” را حمل بر ترس از فقر و فاقه كنيم، با اينكه مى‏دانيم هون با فقر در معنا متغايرند.

پس حق مطلب همين است كه بگوئيم از آيه مورد بحث كشف مى‏شود كه عرب غير از مساله دختركشى (وأد) يك سنت ديگرى داشته كه به خيال خود با آن عمل هون و خوارى خود را حفظ مى‏كردند، و آن اين بوده است كه از ترس خوارى و فقر و فاقه فرزند خود را- چه دختر و چه پسر- مى‏كشته، و آيه مورد بحث و نظائر آن از اين عمل نهى كرده است.(13)

حال بايد گفت با توجه به امكانات روز براي سقط جنين اين كار كه گناهي بزرگ محسوب ميشود به چه بهانه هايي انجام ميگريرد؟

متاسفانه با فرهنگ سازي بيش از حد در دهه  70 شمسي با يك موج جديد مواجه هستيم كه خانواده ها از داشتن دو فرزند يا بيشتر خجالت ميكشند به نحوي كه جوانان فكر ميكنند اين بي آبرويي بزرگي است كه خانواده من متوجه شوند كه فرزند دوم يا سوم يا بيشتر نيز در راه است و اقدام به كشتن فرزند يا به اصطلاح سقط جنين مينمايند.

اين طرز فكر در طول 20 سال گذشته مدام رواج داشته است و اكنون جامعه ايران اسلامي شيعه را به ورطه نابودي نزديك ميكند زيرا جامعه روز به روز به سمت پيري نزديك ميشود و كمبود نيروهاي جوان ومومن و متعهد و انقلابي شيعه كه بتوان براي ادامه اين انقلاب به ايشان تكيه كرد جامعه را دچار مشكل خواهد نمود.

اصلاح طرز تفكر ايجاد شده در خانواده ها و ترقيب جوانان به فرزند آوري و تامين نسل نيكو براي تعالي كشور در آينده، زماني بيش از اين 20 سال را ميطلبد و ممكن است دير به نتيجه برسد . اما با توجه به اين نكته كه روزي رسان فرزندان و پدر و مادر ايشان خداوند است ميتوان اين شوق را در جوانان انقلابي و مومن ايجاد نمود تا به پرورش نسلي مومن و متعد كه در آينده سربازاني نيكو براي انقلاب جهاني امام عصر عليه السلام باشند بپردازند.

نتیجه گیری

فرزند آوري و ازدياد نسل در قرآن كريم و روايات سنتي پسنديده محسوب ميشود به شرطي كه اين فرزندان، نسلي نيكو و مومن و متعهد باشند و به پيشبرد جامعه اسلامي كمك كنند. جمعيت نامطلوب از نظر قرآن جمعيتي است كه راه اطاعت از خدا را در پيش نگيرند و به دشمني با دين و خداوند بپردازند وگرنه جمعيت مومنان كه بيشتر باشد افراد بيشتري بر روي زمين عبادت خداوند را به جا مي آورند.

 

 

 

 

پي نوشت ها
1- ترجمه مجمع البيان فى تفسير القرآن، نويسنده: مترجمان، ناشر: انتشارات فراهانى، مكان چاپ: تهران، سال چاپ: 1360 ش، نوبت چاپ: اول، تحقيق: رضا ستوده جلد14 صفحه 90

2-تفسير جامع، بروجردى سيد محمد ابراهيم، جلد4، صفحه 105، ناشر: انتشارات صدر، مكان چاپ: تهران، سال چاپ: 1366 ش، نوبت چاپ: ششم

3- اطيب البيان في تفسير القرآن، طيب سيد عبد الحسين ، جلد8، صفحه223، ناشر: انتشارات اسلام، مكان چاپ: تهران، سال چاپ: 1378 ش       

4-همان . جلد 13 صفحه 209

5 و 6 – مفاتيح الجنان ، شيخ عباس قمي (ره) نرم افزار مجموعه آثار شيخ عباس قمي (ره)

7-: منابع فقه شيعه( ترجمه جامع أحاديث الشيعة)، نويسنده: بروجردى، آقا حسين‏، تاريخ وفات مؤلف: 1380 ق‏، مترجم: عده اى از فضلاء، محقق / مصحح: جمعى از فضلاء، تعداد جلد: 31، ناشر: انتشارات فرهنگ سبز، مكان چاپ: تهران‏ جلد 25 صفحه 173

8- همان

9- همان؛ ص177

10- نهج البلاغة ، شريف الرضي، محمد بن حسين، نهج البلاغة / ترجمه انصاريان - قم، چاپ: اول، 1388 ش. ؛ ص351

11- كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي (ط - الإسلامية) - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق؛ ج‏5 ؛ ص258

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع قَالَ: مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ أَنْ يَكُونَ مَتْجَرُهُ فِي بَلَدِهِ وَ يَكُونَ خُلَطَاؤُهُ صَالِحِينَ وَ يَكُونَ لَهُ وُلْدٌ يَسْتَعِينُ‏ بِهِمْ‏ وَ مِنْ شَقَاءِ الْمَرْءِ أَنْ تَكُونَ عِنْدَهُ امْرَأَةٌ مُعْجَبٌ بِهَا وَ هِيَ تَخُونُهُ

12- تفسير نور(10جلدى)، ج‏5، ص: 51 نرم افزار مجموعه آثار ذيل آيه 31 سوره مباركه اسراء

13- : ترجمه تفسير الميزان، موسوى همدانى سيد محمد باقر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم، مكان چاپ: قم، سال چاپ: 1374 ش، ج‏13، ص: 117

*براي نوشتن اين مقاله از نرم افزار هاي جامع الاحاديث و جامع التفاسير موسسه نور استفاده شده است. بنابر اين تمامي آدرس ها بر اساس نوشتار اين نرم افزار ها ميباشد.

**آيات بكار برده شده در اين مقاله از نرم افزار مجموعه آثار حجت الاسلام قرائتي برداشته شده است تا نوشتار اين آيات درست باشد و هيچ خلل و اشتباهي در اين آيات وجود نداشته باشد.

فهرست منابع

*قرآن

*نهج البلاغه

- مترجمان، تحقيق: رضا ستوده، ترجمه مجمع البيان فى تفسير القرآن ، ناشر: انتشارات فراهانى، مكان چاپ: تهران، سال چاپ: 1360 ش، نوبت چاپ: اول.

- كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي (ط - الإسلامية) - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.

-قرائتي، محسن، تفسير نور(10جلدى)، نرم افزار مجموعه آثار حجت الاسلام قرائتي.

- : موسوى همدانى، سيد محمد باقر، ترجمه تفسير الميزان ، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم، مكان چاپ: قم، سال چاپ: 1374 ش.

- بروجردى سيد محمد ابراهيم، تفسير جامع، ناشر: انتشارات صدر، مكان چاپ: تهران، سال چاپ: 1366 ش، نوبت چاپ: ششم.

- طيب سيد عبد الحسين، اطيب البيان في تفسير القرآن، ناشر: انتشارات اسلام، مكان چاپ: تهران، سال چاپ: 1378 ش . 

-: بروجردى، آقا حسين‏، منابع فقه شيعه( ترجمه جامع أحاديث الشيعة)، تاريخ وفات مؤلف: 1380 ق‏، مترجم: عده اى از فضلاء، محقق / مصحح: جمعى از فضلاء، ناشر: انتشارات فرهنگ سبز، مكان چاپ: تهران‏ .

 

 


[1] . طلبه سطح دو مدرسه علمیه زینبیه

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: جنگ فرهنگی, اخلاق در زندگی  لینک ثابت
[یکشنبه 1396-03-21] [ 03:16:00 ق.ظ ]




همیشه در یک جمع که قربان صدقه ی خانم جانش میرفت جوانها از حسادت شان سعی میکردند میانه شان را شکر آب کنند. همیشه دو تایی میخندیدند و میگفتند عشق ما خیلی قدیمی شده و حقه های شما کارسارز نیست.

۷۰ سالش بود اما هنوز بعد از ۵۰ سال زندگی مشترک خانمش را خانم جان صدا میکرد و همسرش هم او را آقا خطاب مینمود. خانم جان واقعا جانش بود. آقا جان اجازه نمیداد خانم جانش  دست به سیاه و سفید بزند و آقا واقعا برای حاج خانم آقایش بود و بدون اجازه اش بیرون از خانه نمیرفت.

از خانم جانش که میپرسیدی رمز این عشق و محبت چیست میگفت من هیچ وقت روی حرف آقایمان حرف نمیزدم و هیچ کجا بدون رضایتش نمیرفتم. با دار و ندارش هم ساختم و هیچ وقت به او گله و شکایت نکردم.

آقا جان روز آخری که میخواست از خانه برود به او گفته بود من از تو راضی ام خدا هم از تو راضی باشد. گفته بود نمیتوانم از تو دل بکنم و بروم. گفته بود شرمنده ی روی تو هستم که در زندگی من سختی کشیدی ولی مرا تنها نگذاشتی.

اما آقا جان رفیق نمیه راه شد و خانم جان را تنها گذاشت و رفت. آخر او دلش نزد پرودگارش گیر کرده بود.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: آینه ی خدا مادر, اخلاق در زندگی  لینک ثابت
 [ 03:02:00 ق.ظ ]