هر دم از این باغ بری می‌رسد. شایدم بشه گفت یک کلمه از زبان مادر عروس بشنوید.

هرچند وقت یکبار سیاسیون باید یک حرفی بگویند که مردم مطمئن شوند اینها حتما مشکل دارند. اگرنه روزشان شب نمی‌شود. یک روز گیر میدهند به شیعه و سنی. یک روز به کرد و ترک و لر و فارس. یک روز به نیروهای نظامی و انتظامی با حقوقدانان و حالا امروز نوبت حوزه و دانشگاه است.

تو دانشگاه به اندازه ی حوزه های علمیه آزادی نیست. خوب اگر آزادی تو دانشگاه نیست چون  دانشگاه را دولت اداره میکند و دولت هم که به خودش خیانت نمیکند. از قدیم گفته اند چاقو که دسته ی خودش را  نمیبره. میبُره؟ حوزه های علمیه برای همین از طرف دولت تغذیه نمی‌شودکه بتواند مستقل باشد. بتواند هر وقت کژی دید راه راست را نشان دهد. بتواند هر وقت کسی پایش را کج گذاشت راستش کند. حوزه ها آزادی دارند چون دولتی نیستند.

دانشگاه هم اگر بخواهد آزاد باشد باید از زیر یوق دولت خودش را بیرون بکشد. اما انصافا دانشجوهای کشور ما هر کجا هستند حرفشان را میزنند. اتفاقا حوزه و دانشگاه یکجا با هم توافق دارند و آن هم وقتی هست که هرکدام شان که حرف بزند بهشان میگویند بی سواد بی شناسنامه. اینجا فکر کنم همیشه عدالت برقرار است.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: حرف دل  لینک ثابت

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است


فرم در حال بارگذاری ...