غزل های عاشقی
 
 


دوستانی که آنلاین هستند
  • اشرف محمدی
  • مبینا درویش


تعداد مهمانان من
  • امروز: 49
  • دیروز: 8
  • 7 روز قبل: 87
  • 1 ماه قبل: 281
  • کل بازدیدها: 5014


ما چندمین هستیم؟
  • رتبه کشوری دیروز: 85
  • رتبه مدرسه دیروز: 4
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 130
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 2
  • رتبه کشوری 90 روز گذشته: 222
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 2




آخرین نوشته ها
یکی شان در گوش راستم جیغ می‌کشد و یکی شان تو گوش چپم هوار میکند که:” تو رو خدا جیغ نزن"  حالا که جیغ و دادهایشان تمام شده یکی شان میگوید:” مامان برام پاخ خُن میخری با مداد؟” و این یکی می‌گوید:” الان بهت نشون میدم صبر…
آدم حرصش میگرد! چهارتا لات بی سروپا و چهارتا مست لا یعقل نشسته اند آن طرف دنیا و لنگشان را دراز میکنند و به بچه های مملکت ما خط می‌دهند که بروید بانک و مسجد و حسینیه آتش بزنید. برای اینکه حکومت شما همه ی پولش را خرج سوریه و عراق کرده و حالا از جیب شما…
تو رستورانها، تو فروشگاه ها حتی تو تفرج گاه ها و خلاصه همه جا این روزها درخت های کریسمس را میبینی که خودنمایی میکنند. اینکه ما به هم وطن های مسیحی مان انقدر ارادت داریم که با شادی آنها شاد می‌شویم همانطور که آنها با اشکهای ما گریه میکنند، این خودش یک…
این اولین باری نیست که این غُصّه را بازگو میکنم اما برای بار هزارم این گلایه هایم را بخوانید. داشتم تو اینستاگرام پستهای عمومی را چک میکردم که به عکس یک دختر جوان برخوردم که شبیه عروسک های سفالی انگلیسی بود. راستش اول فکر کردم واقعا عروسک هست. این شد که…
آخر صحبتهای دکتر عزیزی رسیدیم به بحث شان. همین یک ربع برایمان کفایت میکرد که بارمان را ببندیم. مثل همیشه فرمودند:” خانه هاتونو وقف حضرت زهرا سلام الله علیها کنید و نیت کنید و به خانم بگید شما حرم نداری. از این به بعد خونه ی من حرم شما باشه. هرکاری…
هر دم از این باغ بری می‌رسد. شایدم بشه گفت یک کلمه از زبان مادر عروس بشنوید. هرچند وقت یکبار سیاسیون باید یک حرفی بگویند که مردم مطمئن شوند اینها حتما مشکل دارند. اگرنه روزشان شب نمی‌شود. یک روز گیر میدهند به شیعه و سنی. یک روز به کرد و ترک و لر و فارس.…
خیلی روز هست که دست ودلم به نوشتن نمیرود. یعنی هرکار می‌کنم بنویسم شدنی نیست. خیلی بد است که آدم هیچ فکری توسرش نباشد که بخواهد بهش فکر کند یا درباره اش بنویسد. آدم خسته میشود از ننوشتن! به نظرم کتاب خواندن و چیز نوشتن خودشان یک جور رزق معنوی هستند که…
بیچاره اون که ندیده کربلاتو بیچاره تر اون که دیده کربلاتو. قبل از اینکه بروم کربلا درک درستی از زیارت اباعبد الله الحسین علیه السلام نداشتم. عاشق آقا بودم و هستم اما عظمت روح اباعبد الله الحسین علیه السلام را درک نمی‌کردم. یعنی الان هم هنوز به این درک…
چطور باب الحوائج شدی؟ آن روز وقتی رسیدم دم باب صاحب الزمان علیه السلام، فقط یک سوال از آقا جانم پرسیدم.” آقا فقط بگو چکار کردی که باب الحوائج همه عالم شدی؟” باب الحوائج رباب و سکینه شدی. باب الحوائج رقیه و علی اصغر. باب الحوائج حسین علیه…
بیخود نیست که هر کس از کربلا برمی‌گردد میخواهد هرساله به زیارت برود. یک بار که در جذابه ی حسینی قرار گرفتی دیگر دست خودت نیستی. کشیده میشوی سمت حسین علیه السلام. وقتی وارد کربلا شدیم و در حدود حرم عباس علیه السلام قرار گرفتیم قلبم گرفتار کششی شد که بی…


تعداد میهمانان ما
 



دیشب وقتی ترامپ حرف زد و همه جا گفتند چند دقیقه پیش ترامپ سخنرانی کرده با خودم گفتم لابد چه خبر شده!🤔😒 بعدا که حرفهاشو شنیدم چیز عجیب و تازه ای نبود!🙄 با خودم گفتم یعنی حالا بعد چند ماه که خودشو زده به دیوونه بازی آخرش میخواست همین حرفهای کهنه ی ۴۰ سال پیش تا حالا رو بزنه😂🤔😛

جالب ترش این بود که شب قرار شد رییس جمهور خودمان هم صحبت کنند. برایم جالب بود ببینم ایشان قرار هست جواب اراجیف ترامپ را چه بفرمایند؟🤔🙂 حالا اگر چه که همچین ترسناک هم نبود ولی خوب همین قدر هم که زحمت کشیدند و از کیان مملکت دفاع کردند ازشان ممنونم.

البته قبل از اینکه جناب ترامپ اضافاتش را بلغور کند فرماندهان سپاه فرموده بودند که اگر سپاه تحریم شود آن وقت آمریکا و لشکریانش در نظر ما همرده با داعش خواهند بود. حالا دلم فقط می‌خواهد ببینم کی موشکها روانه ی پایگاه های غیر مجاز آمریکایی می‌شود😋😊😉

هرچقدر که داد و قال کردیم که برجام هیچ چیزش به درد ما نمی‌خورد کسی حرفمان را نگرفت. حالا این چماق بالا سر که آمریکا خودش را از آن بیرون کشیده هنوز مانده بالای سر ما. کی این مقامات ما قُل چماق شوند و ما را از زیر این یوق بیرون بکشند خدا می‌داند. فقط امیدوارم خیلی بیشتر از این دیر نشود. 

چند وقتی هست که دارم به حرف های آقاجانمان حضرت سید علی فکر میکنم. همان روز اولی که گفت:” اگر این آقا این برجام را پاره کند ما آنرا آتش میزنیم.” بعد یاد حرف جناب رییس جمهور می‌افتم که میگفت:” برخی ها خیال کردندکه یک منقل میاوریم دم دستمان و برجام رامیاندازیم توش که بسوزد. نخیرم این امکان ندارد.” حالا چطور در روی مردم ایران نگاه میکنند این آقایان خدا می‌داند🤔🤔🤔 فعلا که قبل از حرف زدن برجام آبکی شما به باد رفته و اینها همه اش را زیر پا گذاشتند. دیگر لازم نیست که کاغذهای بی ارزش آنرا پاره کنند. اما ما فقط منتظر دستور آقاجانمان هستیم. والا سوزاندن برجام که سهل است. ایالات متحده و اسرائیل را هم با آن برجام به آتش می‌کشیم.چون

همه ی ما ایرانی ها سپاهی هستیم.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: نقش عاشورا در سیاست روز جهان, جنگ فرهنگی  لینک ثابت
[شنبه 1396-07-22] [ 03:27:00 ب.ظ ]




As the enemies had the body of Imam Hussain (as) surrounded, each took their turn stabbing his pure defenseless body, laid out on the ground; thus, while viciousness, revengefulness, and feral behavior swept through the battle field, in the camps of Imam Hussain (as) the spirit of remembrance in God, the human quality of tenderness, and intense emotions prevailed.

 

All women and children—no one but women and children were left in the camps, with the exception of the only surviving male Ali Ibn Hussain (as) who was ill—were worried about Hussain Ibn Ali (as) and what would transpire next.

They came out of their tents, and proceeded to the area where they believed Hussain Ibn Ali’s (as) body was seized; it has been narrated that the women departed from the camp. You have probably seen or heard how Arab women weep and mourn: it is still common among Arab women to mourn painfully upon the death of their loved ones; they beat their own faces, and pull at their hair; they mourn in such an intense manner. Well, these women had lost a loved one, a man like Hussain Ibn Ali (as).

Hazrat Zeinab was heading the women towards the sight of his martyrdom. When she arrived, she spotted the body of her beloved brother on the blistering grounds of Karbala. Instead of revealing some sort of reaction, or grievance, she went to the corpse of her beloved Hussain (as), and called on her grandfather (pbuh). She said, “O’ the Messenger of God, peace be upon you! Take a look at your Hussain who is covered in blood, with his body hacked up.” O’ my dear grandfather! O’ Great Prophet, look towards the hot desert of Karbala. This is your Hussain who is now covered in blood and dust.

Then, as it has been narrated, Zeinab (as) reached her hands beneath the body of Hussain Ibn Ali (as) and called out, “O’ God! Please accept this sacrifice from the progeny of Muhammad (saw)!”

Ayatollah Khamenei, 9/27/1985

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: درس های قیام عاشورا, نقش عاشورا در سیاست روز جهان, امام حسین علیه السلام  لینک ثابت
[سه شنبه 1396-05-03] [ 12:47:00 ق.ظ ]