غزل های عاشقی
 
 


دوستانی که آنلاین هستند
  • اشرف محمدی


تعداد مهمانان من
  • امروز: 16
  • دیروز: 8
  • 7 روز قبل: 87
  • 1 ماه قبل: 281
  • کل بازدیدها: 5014


ما چندمین هستیم؟
  • رتبه کشوری دیروز: 85
  • رتبه مدرسه دیروز: 4
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 130
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 2
  • رتبه کشوری 90 روز گذشته: 222
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 2




آخرین نوشته ها
یکی شان در گوش راستم جیغ می‌کشد و یکی شان تو گوش چپم هوار میکند که:” تو رو خدا جیغ نزن"  حالا که جیغ و دادهایشان تمام شده یکی شان میگوید:” مامان برام پاخ خُن میخری با مداد؟” و این یکی می‌گوید:” الان بهت نشون میدم صبر…
آدم حرصش میگرد! چهارتا لات بی سروپا و چهارتا مست لا یعقل نشسته اند آن طرف دنیا و لنگشان را دراز میکنند و به بچه های مملکت ما خط می‌دهند که بروید بانک و مسجد و حسینیه آتش بزنید. برای اینکه حکومت شما همه ی پولش را خرج سوریه و عراق کرده و حالا از جیب شما…
تو رستورانها، تو فروشگاه ها حتی تو تفرج گاه ها و خلاصه همه جا این روزها درخت های کریسمس را میبینی که خودنمایی میکنند. اینکه ما به هم وطن های مسیحی مان انقدر ارادت داریم که با شادی آنها شاد می‌شویم همانطور که آنها با اشکهای ما گریه میکنند، این خودش یک…
این اولین باری نیست که این غُصّه را بازگو میکنم اما برای بار هزارم این گلایه هایم را بخوانید. داشتم تو اینستاگرام پستهای عمومی را چک میکردم که به عکس یک دختر جوان برخوردم که شبیه عروسک های سفالی انگلیسی بود. راستش اول فکر کردم واقعا عروسک هست. این شد که…
آخر صحبتهای دکتر عزیزی رسیدیم به بحث شان. همین یک ربع برایمان کفایت میکرد که بارمان را ببندیم. مثل همیشه فرمودند:” خانه هاتونو وقف حضرت زهرا سلام الله علیها کنید و نیت کنید و به خانم بگید شما حرم نداری. از این به بعد خونه ی من حرم شما باشه. هرکاری…
هر دم از این باغ بری می‌رسد. شایدم بشه گفت یک کلمه از زبان مادر عروس بشنوید. هرچند وقت یکبار سیاسیون باید یک حرفی بگویند که مردم مطمئن شوند اینها حتما مشکل دارند. اگرنه روزشان شب نمی‌شود. یک روز گیر میدهند به شیعه و سنی. یک روز به کرد و ترک و لر و فارس.…
خیلی روز هست که دست ودلم به نوشتن نمیرود. یعنی هرکار می‌کنم بنویسم شدنی نیست. خیلی بد است که آدم هیچ فکری توسرش نباشد که بخواهد بهش فکر کند یا درباره اش بنویسد. آدم خسته میشود از ننوشتن! به نظرم کتاب خواندن و چیز نوشتن خودشان یک جور رزق معنوی هستند که…
بیچاره اون که ندیده کربلاتو بیچاره تر اون که دیده کربلاتو. قبل از اینکه بروم کربلا درک درستی از زیارت اباعبد الله الحسین علیه السلام نداشتم. عاشق آقا بودم و هستم اما عظمت روح اباعبد الله الحسین علیه السلام را درک نمی‌کردم. یعنی الان هم هنوز به این درک…
چطور باب الحوائج شدی؟ آن روز وقتی رسیدم دم باب صاحب الزمان علیه السلام، فقط یک سوال از آقا جانم پرسیدم.” آقا فقط بگو چکار کردی که باب الحوائج همه عالم شدی؟” باب الحوائج رباب و سکینه شدی. باب الحوائج رقیه و علی اصغر. باب الحوائج حسین علیه…
بیخود نیست که هر کس از کربلا برمی‌گردد میخواهد هرساله به زیارت برود. یک بار که در جذابه ی حسینی قرار گرفتی دیگر دست خودت نیستی. کشیده میشوی سمت حسین علیه السلام. وقتی وارد کربلا شدیم و در حدود حرم عباس علیه السلام قرار گرفتیم قلبم گرفتار کششی شد که بی…


تعداد میهمانان ما
 



این اولین باری نیست که این غُصّه را بازگو میکنم اما برای بار هزارم این گلایه هایم را بخوانید.

داشتم تو اینستاگرام پستهای عمومی را چک میکردم که به عکس یک دختر جوان برخوردم که شبیه عروسک های سفالی انگلیسی بود. راستش اول فکر کردم واقعا عروسک هست. این شد که رفتم داخل پیجش و دیدم زیر همان عکس حدود ۱۳۰ کامنت درج شده بود.

خوب خیلی هم حدس زدنش کار مشکلی نیست. کامنتها را آقایان جوان گذاشته بودند و همه لب و چشم و خوشگلی دختر خانم محجبه ی چادری سادات را ستایش کرده بودند. دیگر نگویم چه سخنان رکیکی آن زیر ها نوشته بودند، اینها را قلم بگیرید.

جالب تر این بود که زیر همه ی پستهایی که عکس خودش را منتشر کرده همین جمع اراجیف گذاشته بودند و اودر وصف زیبایی خودش گفته بود سیرت زیبا بهتر از صورت زیباست. البته از کامنتها و متلکهای جوانان هم سخت ناراحت بود. به خیالش هرکس به انتشار تصاویرش خورده میگرد حتما حسادتش گل کرده است.

خوب نمیدانم چه کسی به این خانمهای چادری تو اینستاگرام گفته است اگر خودت را به نمایش عموم بگذاری حتما تبلیغ چادر کرده ای اما هرکس این ایده را داده اصلا فکر جالبی نکرده است.

تبرج جاهلیت دوم همین است که چادر سرت کنی و خودت را بیارایی بعد عکس مبسوطی از چهره ی معصومانه ی زیبایت بگیری و بگذاری تو پیج اینستاگرامت. آن وقت جوانها هم بیایند برایت کف و سوت بزنند و زیبایی هایت را با آن چادر تحسین کنند.

متاسفم برای شوهران بی‌غیرت این حوریان مسلمان به ضاهر مومن ریاکار که فضا را برای زنانشان فراهم میکنند که جوانهای مردم را گمراه کنند.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: جنگ فرهنگی, حجاب, حرف دل  لینک ثابت
[چهارشنبه 1396-10-06] [ 10:39:00 ب.ظ ]




هر وقت تو وبلاگ قدیمی ام مینوشتم آخرین پیامم این بود:” ممنون که اینجا هم سری زدید. یا علی” این جمله را همیشه به این امید مینویسم که اگر یک زمانی آقاجانم یک نظری انداخت به نوشته هایم از نگاه مهربانش تشکر کرده باشم. اما امروز وقتی فهمیدم استادمون وارد کانال شده راستش خجالت کشیدم حتی خیر مقدم بنویسم. چه برسد به اینکه از نگاه گرم و پر محبت شان تشکر کنم. یعنی وقتی مطمئن شدم خودشان هستند خجالت زده شدم از اینکه که مطالبم انقدر دم دستی و پیش پا افتاده و پر غلط هستند که گره از کاری باز نمی‌کنند.

دلم برای آقاجانم صاحب العصر و الزمان علیه السلام تنگ شده است. با این همه کانال و گروه که در فضای مجازی هست آیا تا حالا توانسته ایم باری از دوش آقاجانمان برداریم؟ راستش را بگویم من که فکر نمیکنم موفق بوده باشم. یعنی انتظارم بیشتر از این بود‌. عملکردم میتوانست بهتر از اینها باشد.

نمیدانم آیا تعداد ممبرهای یک کانال به معنی موفقیت است یا ناکامی؟ مثلا اگر درباره ی خدا مینویسم و کانال من چند نفر محدود عضو دارد موفق نیست؟ یا نه مستمعان ما در فضای مجازی حال ندارند درباره ی خدا حرف بشنوند؟

به نظرم یک آسیب شناسی کانال داری بین مذهبی ها لازم داریم. بنشینیم دور هم و ببینیم واقعا چقدر از حرفهای ما را ممبرهایمان می‌خوانند و بهش عمل می‌کنند؟ یا آیا واقعا ضرورت دارد هزاران گروه برای این منظور ایجاد کنیم که همگی به صورت موازی یک کار واحد انجام بدهیم و هیچ کسی هم حوصله نکند مطالب ما را بخواند؟

البته بد نیست روی چتهای تک نفره و گروهی مان هم تو این گروه های تلگرامی فکر کنیم. کم نبودند مذهبی هایی که به اسم پاسخ گویی به شبهات آخر و عاقبت به شر شده اند.

تقریبا میشود گفت یادم رفته بود آقا جانم فضای مجازی ما را هم میبیند. برایش باید پیغام خوش آمد بنویسم.

آقا جانم!

ممنونم که اینجا هم سری زدید. یا علی

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: وظایف منتظران, جنگ فرهنگی  لینک ثابت
[پنجشنبه 1396-08-11] [ 12:00:00 ق.ظ ]




وقتی دوره ی راهنمایی بودم یک دوست داشتم که مادرش فیلیپینی بود و در زبان انگلیسی تبهر بالایی داشت. سید بود و چون من از بچگی سادات رو خیلی دوست داشتم به او هم یک علاقه ی خاصی پیدا کرده بودم. اسمش ثریا بود.

من و فرزانه و ثریا سه تا دوست بودیم که همیشه با هم می‌گشتیم. با هم درس می‌خواندیم. باهم در یک ردیف کلاس می‌نشستیم. با هم خوراکی میخوردیم. با هم کتاب می‌خواندیم. مخصوصا رمانهای دخترانه. با هم شعر می‌خواندیم و گروه سرود شرکت می‌کردیم. با هم تلوزیون تماشا می‌کردیم. خلاصه با هم بودیم.

یک روز وقتی رسیدم مدرسه و رفتم پیش آنها، ثریا خیلی راحت و بدون رودربایستی گفت:” ما فکر می‌کنیم تو لایق دوستی با ما نیستی. دیگه پیش ما نیا” از تعجب داشتم شاخ در می‌آوردم. چطور یکهو در عرض یک روز نالایق شدم؟ آخرش هم نفهمیدم. این اولین و آخرین شکست عشقی دوران زندگی‌ام بود.

آن روز خیلی گریه کردم و ناراحت شدم. اما یک چیز را برای همیشه ی عمرم فهمیدم که هر کس با من قهر کرد خودش را از داشتن من محروم کرد. بعدها که از دور می‌دیدمش سلام و احوال پرسی خشکی می‌کردیم و از کنار هم مثل یک غریبه رد می‌شدیم. بعد از گذشت یک سال از آن ماجرا وقتی حال و روز ثریا و فرزانه را در خیابان دیدم مطمئن شدم که آنها لایق دوستی با من نبودند.

به نظر من شما فقط سعی کنید درست رفتار کنید. اینکه بقیه چطور رفتار می‌کنند یا چطور برخورد می‌کنند هیچ وقت شخصیت شما را زیر سوال نخواهد برد.

الان وقتی کسی بهم بدی می‌کند خودم را در جایگاه او می‌گذارم و نگاه میکنم ماجرا از چه قرار است. آنوقت دیگر ناراحت نمی‌شوم. چون میبینم این رفتار یا از پستی درون نشات گرفته که خوب از چنان شخصی رفتاری به جز آن سر نمی‌زند. یا از روی گرفتاری است که خوب این آدم احتیاج به درک شدن دارد. یا از روی اشتباه است که خوب باید کسی را که نمیداند آگاه کرد. 

کلا دیگر فکر نمی‌کنم کسی انقدر بی‌کار باشد که برود روی روان دیگران. بالاخره یک جای روان خودش لنگ میزند که یک لنگه پا میپرد وسط روان یکی دیگر که بهش تکیه کند تا نیافتد. و خوب قاعدتا این لنگِ یک لنگه پا به کمک احتیاج دارد نه جنگ.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: خاطره ها, اخلاق در زندگی  لینک ثابت
[یکشنبه 1396-07-30] [ 07:41:00 ق.ظ ]




دیشب وقتی ترامپ حرف زد و همه جا گفتند چند دقیقه پیش ترامپ سخنرانی کرده با خودم گفتم لابد چه خبر شده!🤔😒 بعدا که حرفهاشو شنیدم چیز عجیب و تازه ای نبود!🙄 با خودم گفتم یعنی حالا بعد چند ماه که خودشو زده به دیوونه بازی آخرش میخواست همین حرفهای کهنه ی ۴۰ سال پیش تا حالا رو بزنه😂🤔😛

جالب ترش این بود که شب قرار شد رییس جمهور خودمان هم صحبت کنند. برایم جالب بود ببینم ایشان قرار هست جواب اراجیف ترامپ را چه بفرمایند؟🤔🙂 حالا اگر چه که همچین ترسناک هم نبود ولی خوب همین قدر هم که زحمت کشیدند و از کیان مملکت دفاع کردند ازشان ممنونم.

البته قبل از اینکه جناب ترامپ اضافاتش را بلغور کند فرماندهان سپاه فرموده بودند که اگر سپاه تحریم شود آن وقت آمریکا و لشکریانش در نظر ما همرده با داعش خواهند بود. حالا دلم فقط می‌خواهد ببینم کی موشکها روانه ی پایگاه های غیر مجاز آمریکایی می‌شود😋😊😉

هرچقدر که داد و قال کردیم که برجام هیچ چیزش به درد ما نمی‌خورد کسی حرفمان را نگرفت. حالا این چماق بالا سر که آمریکا خودش را از آن بیرون کشیده هنوز مانده بالای سر ما. کی این مقامات ما قُل چماق شوند و ما را از زیر این یوق بیرون بکشند خدا می‌داند. فقط امیدوارم خیلی بیشتر از این دیر نشود. 

چند وقتی هست که دارم به حرف های آقاجانمان حضرت سید علی فکر میکنم. همان روز اولی که گفت:” اگر این آقا این برجام را پاره کند ما آنرا آتش میزنیم.” بعد یاد حرف جناب رییس جمهور می‌افتم که میگفت:” برخی ها خیال کردندکه یک منقل میاوریم دم دستمان و برجام رامیاندازیم توش که بسوزد. نخیرم این امکان ندارد.” حالا چطور در روی مردم ایران نگاه میکنند این آقایان خدا می‌داند🤔🤔🤔 فعلا که قبل از حرف زدن برجام آبکی شما به باد رفته و اینها همه اش را زیر پا گذاشتند. دیگر لازم نیست که کاغذهای بی ارزش آنرا پاره کنند. اما ما فقط منتظر دستور آقاجانمان هستیم. والا سوزاندن برجام که سهل است. ایالات متحده و اسرائیل را هم با آن برجام به آتش می‌کشیم.چون

همه ی ما ایرانی ها سپاهی هستیم.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: نقش عاشورا در سیاست روز جهان, جنگ فرهنگی  لینک ثابت
[شنبه 1396-07-22] [ 03:27:00 ب.ظ ]




یکی دو شبی هست که مامان جان حال ندار است. دیشب آبجی خانوم بالاخره مجبورش کرد که برود دکتر و آبجی کوچیکه بردش درمانگاه عمار. دختر طلا هم همراهشان رفته بود.

دختر طلا تعریف میکرد:” خاله نمی‌دونی. یه پسره قمه زده بود، سرشو خون برداشته بود. اونوقت با همون حال و اوضاع خونی راست راست پا شده بود اومده بود درمانگاه که سرشو پانسمان کنند.” اینجور که تعریف می‌کرد معلوم بود از دیدن این صحنه حول و ولا برش داشته بود.

  گفتم:” خاله بعضی ها نذر می‌کنند. البته نذرشون چون کارشون اشتباهه باطله. اما خوب دیگه! نگرانش نباش. اون فقط پوست سرشه که زخمی شده.” بعد خودم رفتم تو فکر.” اصلا قمه زنی فایده اش چیه برای امام حسین علیه السلام؟ یعنی که چی؟ طرف عمدا خودشو زخمی میکنه بعد پا میشه راست راست میره درمانگاه؟ خوب از اولش نکن این کار ها رو.”

نمی‌دونم قمه زنی اولش از کجا باب شد و اولین کسی که دست برد و سر  خودش رو با قمه زخمی کرد کی بود؛ اما با عقل خودم هرچقدر فکر میکنم فلسفه ای که بشود بهش افتخار کرد برای مجالس عزاداری ابا عبد الله و بشود گفت این یک سنت حسنه است پیدا نمی‌کنم.

این چند ماهی که در وبلاگ ashura دارم سعی می‌کنم تصاویر قمه زنی را از گوگل حذف کنم به عمق فاجعه بودن این حرکت پی بردم. یک نفر که مثل من و شما شیعه است میداند این حرکت چیست و چرا انجام می‌شود و ضرر قابل ملاحظه ای ندارد اما مردم غیر مسلمان و ترسوی دیگر نقاط جهان چه؟ آنها هم میدانند؟ آقای مظلوم مان را جهان با تصاویر دلخراش و وحشتناک قمه زنی و عبور از آتش می‌شناسند. لابد با خودشان میگویند:” مسلمانان متوحش و عقب افتاده از تمدن بشری هستند." 

فکر کنم وقت آن رسیده این نذرهای بد را با نذرهای خوبی مثل هدیه کردن کتاب برای شناساندن قیام عاشورا عوض کنیم. آخر با این کار بیهوده فقط به پیکره ی اسلام و قیام عاشورا ضربه میزنیم

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: طوفان جاهلیت, جنگ فرهنگی, امام حسین علیه السلام  لینک ثابت
[یکشنبه 1396-07-09] [ 06:42:00 ق.ظ ]




یکی دو روزی هست که یک چالش جدید در فضای مجازی راه افتاده است که خب هواخواه هم کم پیدا نکرده است. دروغ نگویم من هم در آن شرکت کردم. نامش هست ” چالش عشق” این طور هست که هر کسی  خودش و عشقش را به دیگران نشان می دهد. فارق از اینکه اینیستا گرامی ها همگی شان ثابت کردند که عاشق رهبر عزیز وفرزانه ی انقلاب هستند اما این چالش نکته هایی دارد که از چشم همه دور مانده است.

مثلا اینکه وقتی قرار است امروز روز “عفاف و حجاب” باشد و همه جا از قبل اعلام شده حالا با این چالش پیش آمده حتما یک سری خانم چادری شروع خواهند کرد به انتشار عکس های با چادرشان و نشاندن عکس حضرت آقا کنار عکس خودشان که بگویند یعنی ما چادری های با ایمان عاشق این آقای مظلومیم. اما یادشان میرود که آقایمان دلش نمی خواهد ببیند زنان مومنه حیا و عفاف شان را به حراج بگذارند و بروند در ملاء عام تبرج کنند.

شاید شما هم همان سوال کلیشه ای در ذهن تان بیاید که خوب مرد ها در خیابان هم مارا می بینند. چادر هم که حجاب برتر است. اما شما حتما یادتان هست که مادر سادات حضرت زهرا سلام الله علیها خودش را از چشم نا بینا هم پنهان کرد زیرا گفت او حضور من را درک میکند. حالا بفرمایید عکس صورت زیبای شما با چشم های عسلی که دل هر کسی را میبرد وقتی قرار است سالیان سال اینجا در هشتگ چالش عشق باقی بماند چطور ممکن است کسی را به هوس نیاندازد؟

تبرج جاهلیت مدرن همین است که زنان مسلمان فکر می کنند اگر روسری قشنگ سر کنم و عکسم را منتشر کنم در اینیستاگرام این می شود تبلیغ حجاب و عفاف و حیا. تبرج جدید جاهلی این است که زنان چادری و با حجاب ما فکر میکنند اینکه مدام در چشم نامحرم ها هستم و همه ی زوایای قیافه ی زیبای من را سر فرصت بر انداز میکنند این تبلیغ حجاب است. نه عزیز من.نه با مرام. نه عشقم. تو با این کارت فقط لجن می کشی به این چادری که میگویی هدیه ی حضرت زهراست. همین چادری که می گویی الان باید مدافع حریم خانواده باشد.

لطفا جاهل نباشید

لطفا عاقل شوید. حیا یتان کجا رفته است؟

این کار شما ضدتبلیغ است. بالا غیرتا چادر را وسیله ی تبرج خودتان نکنید. حتی اگر این عکس از پشت سر باشد.

لطفا با اسم ثواب گناه نکنید.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: وظایف منتظران, شاگردان مکتب امام صادق علیه السلام, جنگ فرهنگی, حجاب  لینک ثابت
[چهارشنبه 1396-04-21] [ 09:15:00 ق.ظ ]




مادربزرگ را خدا رحمت کند. روز قدس که میشد مرا هم با خودش میبرد نمازجمعه. رفیق نمازجمعه هایم مادر بزرگم بود. همیشه هم وقت برگشتن می‌گفت:” عزیز جان اگر یه روز من مردم یاد کن بگو مادر بزرگم من رو میبرد نماز جمعه. هر وقت رفتی یادم کن. من خیلی نماز جمعه را دوست دارم." 

امروز وقتی راه افتادم که بروم راه پیمایی روز قدس و نماز جمعه یادش افتادم. گرچه که این یکی دو سال انقدر بیمار بود که دیگر نمی‌توانست نماز جمعه تهران شرکت کند. اما همین جمله اش هر سال که بدون او رفتم نماز یادم بود.

مادر بزرگ ها همیشه بهترین الگو هستند چون نوه ها به شان عشق میورزند و همین علاقه باعث میشود اخلاق ایشان در نوه ها نهادینه شود.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: وظیفه امروز مقابله با ظالم است, جنگ فرهنگی  لینک ثابت
[جمعه 1396-04-02] [ 12:34:00 ب.ظ ]




کلاس اول دوم دبستان که بودم مدرسه مان قرآنی بود و رسم داشت حتی بچه های سال اولی هم میرفتند نمازجماعت. برای همین یک چادر و جانماز برای خودمان میبردیم درمدرسه میگذاشتیم که با چادرخودمان نماز بخوانیم. برنامه بود که هر پنج شنبه این چادر و جانماز ها را ببریم خانه مادرمان بشوید وبیاوریم.همیشه پنجشنبه که میشد از صبحش ذوق میکردم که:"امروز مجبوریم چادرمونو ببریم خونه."  آخر آن زمان به بچه های کوچک تر از 10 سال اجازه نمیدادند چادر سر کنند، من هم که عشق چادر داشتم. ظهر روز پنجشنبه که میشد آن چادر سفید گل نارنجی نازم را که همه ی عشقم بود سر میکردم ودر مدرسه مانور میدادم تا سرویس مان برسد وما را ببرد. مدیر وناظم مان عادت کرده بودند. خانم حسینی بزرگ مدیرمدرسه میگفت :” مامانت بایدبرات یه چادرمشکی بخره. اینکه قشنگ نیس.” منم بادی به غبغب می انداختم و قیافه ای میگرفتم که:” چادرم به این خوشگلی. چادرنمیخوام دیگه که. همین ببین چقدر قشنگه!” بعد هم یک دور برایش میچرخیدم تا چین هایش را در هوا ببیند.

امروز که یادش افتادم چقدر برای خودم کیف کردم.کمی که فکر کردم دیدم این که مادرم را همیشه با چادر میدیدم و بقیه خانواده را در علاقه ام به چادر نقش داشت. باید بگویم مثل همه ی بچه ها آنچه دیده بودم یاد گرفتم نه آنچه را که به م می گفتند.البته بعد ها که بزرگ تر شدم فلسفه ی حجاب را فهمیدم و علاقه ام به این زینت بیشتر شد. اما خوب جرقه ی اول باید از همینجا شروع شود تا دختران مان هم یاد بگیرند حجاب کنند.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: جنگ فرهنگی, حجاب  لینک ثابت
[سه شنبه 1396-03-30] [ 12:52:00 ق.ظ ]




جمعيت از نظر آيات و روايات

سارا بيات[1]

چكيده:

در سال های اخیر دولت ها به دلیل جلوگیری از فقر مالی در جهان و بهران غذا روی به کنترل جمعیت  آوردند و کشور ما نیز به تبعیت از جامعه جهانی به این کار مبادرت ورزید و حال آنکه طبق آموزه های اسلام خداوند والدين را بارها به خاطر قتل فرزندان خود به دليل فقرو بي آبرويي توبيخ نموده و همواره اين نكته را متذكر ميشودكه روزي شما و فرزندانتان را پروردگارتان متقبل شده است.در این مقاله به این سؤال پاسخ گفته شده که نگاه قرآن كريم و روايات معصومين عليهم السلام به جمعيت چگونه است؟ با برسي اجمالي منابع اسلامی  در میابیم که به اصل مهم فرزند آوري بسيار تاكيد شده که مراد از اين سفارش تربيت نسل مطلوب و مومن است كه خداوند را ستايش كنند و دين او را ياري رسانند.اين مقاله با استفاده از منابع كتب روايي شيعه و تفاسير به بررسي تحلیلی اين موضوع پرداخته است.

واژگان كليدي:

جمعيت ، فرزند ، فرزند آوري ، کنترل نسل و موالید، آیات و روایات.

مقدمه

جمعیت مقوله ای است که امروزه در جهان به آن با دیدگاه های متفاوتی نگاه میشود. گروهی از دولت ها در پی آن هستند تا جمعیت کشور خود را کنترل کرده و از رشد آن بکاهند تا در آینده بتوانند مدیریت نیاز های این جمعیت را به درستی انجام دهند.

گروهی از کشور ها نیز با راهکارهایی در پی آن هستند تا جمعیت کشورشان را بیشتر کنند تا به تعالی در جامعه دست یابند.تحقیقاتي كه در اين باره انجام شده  به این نتیجه رسیده است که جمعیت باعث تعالی در اقتصاد و فرهنگ و توان دفاعی و تولید در کشورها است و هر کشوری که از نیروی کار بیشتر و جمعیت بیشتری بر خوردار است در عرصه بین الملل موفق تر جلوه میکند.

فکر کنترل جمعیت جهان در سالهای قبل به این دلیل در اذهان دولت ها افتاد که اعلام شد جمعیت جهان رو به فزونیست و در آینده بهران غذا و امکانات برای این جمعیت به وقوع خواهد پیوست . لذا دولت ها مامور شدند تا تعداد افراد ملت خود را کنترل نمایند و از موالید بیشتر جلوگیری نمایند.

اما امروزه مشخص شده است که این فکر ترفندی از سوی غرب و اسرائیل بوده است تا با کنترل موالید و نسل بتوانند روزی بر بشر حکومت کنند و کنترل این جمعیت برای ایشان آسانتر باشد. در همه ادیان زیادی امت برای ایشان فخر بوده است ،در همین راستا مسؤلین رژیم صهیونیستی با حسابی سر انگشتی از زنان کشورشان خواسته اند تا هرکدام حد اقل 8 فرزند بیاورند تا نسل صهیونیست پایدار باقی بماند.

مسلمانان جهان نیز با توجه به فرمایش رسول خدا درباره زیادی امت ایشان و فخر آن جناب به پیامبران دیگر همیشه در پی آن بوده اندتا گسترش جمعیت مسلمانان جهان را از طریق موالید و دعوت به دین اسلام روز به روز زیاد تر کنند.

در این نوشتار بر آنیم تا با کمک برخی از آیات قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السلام به برخی از زوایای موضوع جمعیت بپردازیم و بدانیم که نگاه قرآن کریم و روایات به جمعیت چگونه است ؟

 

 

 

جمعیت در قرآن کریم:

در زمان جاهليت رسم بر اين بود كه تعداد نفرات هر قبيله باعث فخر فروشي آنها به ديگر قبائل ميشد تا آنجا كه برخي از قبائل به شمردن نفرات درگذشته خود ميپرداختند و آمار وفات يافتگان هر قبيله نيز مهم به شمار مي آمد فلذا با نگاهی اجمالی به قرآن کریم در میابیم که از نظر این کتاب آسمانی جمعیت ها بر دو گونه اند:

1-  جمعیت نکوهیده

2-  جمعیت ستایش شده

پيرو اين طرز تفكر در بسیاری از آیات قر آن کریم به این نکته بر میخوریم که خداوند میفرمایند جمعیت زیاد همیشه فخر نیست و خیلی از اوغات نباید به زیادی افراد تفاخر نمود . چرا كه مال بسيار و زيادي فرزندان ممكن است براي انسان مايه ي عذاب باشد.مانند آیه 48 سوره مبارکه اعراف که خداوند در اين آيه خطاب به كافران  میفرماید:

وَ نادى‏ أَصْحابُ الْأَعْرافِ رِجالًا يَعْرِفُونَهُمْ بِسِيماهُمْ قالُوا ما أَغْنى‏ عَنْكُمْ جَمْعُكُمْ وَ ما كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ «48»

و اصحاب اعراف، (اولياى خدا كه ميان بهشت و جهنّم بر جايگاه بلندى مستقرّند) مردانى (از اهل دوزخ) را كه به سيمايشان مى‏شناسند، ندا مى‏دهند و مى‏گويند: جمعيّت‏ و جمع‏آورى شما (از مال، مقام، همسر و فرزند) و آنچه همواره بدان تكبّر مى‏كرديد، به حال شما سودى نداشت.

يا در آيه 46 سوره مباركه اعراف ميخوانيم:

الْمالُ وَ الْبَنُونَ زينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيْرٌ أَمَلاً (46)

مال و فرزندان زينت اين زندگى دنياست، اعمال شايسته نزد پروردگارت از جهت ثواب و از جهت آرزو بهتر است.

و در مقابل اين آيات به آیاتی بر میخوریم که به افزایش جمعیت خوب اشاره میکند . آنجا که از زبان حضرت زکریا میفرماید:

وَ زَكَرِيَّا إِذْ نادى‏ رَبَّهُ رَبِّ لا تَذَرْني‏ فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثينَ (89 .(زكريا را ياد كن، وقتى كه ندا كرد. پروردگارا مرا تنها مگذار، تو بهترين وارثان هستى.

از اين رفتار پيامبر خدا حضرت زكريا پيداست که فرزند خواهی و فرزند آوری و افزایش جمعیت میتواند مطلوب و شایسته باشد در صورتي كه این نسل پاکیزه و مومن باشند . در اين صورت افزایش مومنان باعث نصرت دین خدا و افزایش کافران باعث در تنگنا قرار گرفتن مومنان و دین خدا  خواهد بود.

همچنين در سوره آل عمران در آیه 38 آمده است :

 هُنالِكَ دَعا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قالَ رَبِّ هَبْ لي‏ مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَميعُ الدُّعاءِ (38)

در اين هنگام زكريّا (كه اين همه كرامت و مائده آسمانى را ديد) پروردگارش را خواند و گفت: پروردگارا! از جانب خود نسلى پاك و پسنديده به من عطا كن كه همانا تو شنونده دعائى.

ذریه طیبه  که درااین آیه آمده است به این معنی است که درخواست فرزند ونسل پاك، سنّت و روش انبياست.و ارزش ذريّه و فرزندان، به پاكى آنهاست.و همچنين مشخص ميشود كه براي داشتن اين ذريه و نسل بايد دعا كرد و شنونده دعا كه خداوند است را خطاب قرار داد تا ذات حضرت حق از روي كرم و فضل خويش فرزنداني صالح عنايت فرمايد كه وارثان حكومت خداوند بر روي زمين باشند.

اصلي ترين آيه اي كه همه علماي سخنگو درباره ازدياد جمعيت در بين سخنان خود به آن اشاره ميكنند  آيه 6 سوره مباركه اسرا ميباشد. زيرا به صورت واضح خداوند در اين آيه زياد شدن تعداد نفرات امت اسلام و مومنان را براي ايشان نعمت برشرمده است و اين زيادي نفرات را امداد خداوند به مومنان معرفي ميكند.

ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنينَ وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفيراً (6)

سپس، جنگ را به سود شما و عليه آنان برگردانيم و شما را با اموال و فرزندان كمك كنيم و نفرات شما را بيشتر قرار دهيم.

در كتاب ترجمه مجمع البيان فى تفسير القرآن در ذيل اين آيه ميخوانيم:

ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ: سپس دولت را به شما برگردانيديم و شما را در برابر آنها مورد حمايت قرار داديم و زندگى شما را بوضع سابق برگردانيديم.

وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ: و مال و اولاد شما را زياد كرديم و شما را صاحب نيرو و استعداد گردانيديم.

وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً: و جمعيت شما را بيشتر از جمعيت دشمنانتان گردانيديم.(1)

احاديثي شان نزول اين ايه را فرزندان رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) و امامان از نسل ايشان ميدانند.(2) و گروهي نيز شان نزول اين آيه را قوم بن اسرائیل دانسته اند. اين نظريه دركتاب« اطيب البيان في تفسير القرآن» و اينگونه نگاشته شده است كه:

بعيد نيست مراد دوران سلطنت داود و سليمان و ساير سلاطين بني اسرائيل باشد كه پس از آن ذلت‏ها و قتل و اسيرى‏ها دو مرتبه قوت و شوكت و سلطنت بشما داديم و بر دشمنان ظفر پيدا كرديد كه مفاد ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ است ثم از براى تراخى است يعنى پس از اين مدت مديد از زمان يوشع تا دوره داود كه در ذلت و خوارى و شرك و كفر و قتل و اسيرى بوديد برگردانيديم براى شما سلطنت و دولت و عزت و غلبه بر خصم وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ و شما را امداد كرديم به كثرت مال و اولاد وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً نفرات شما را بسيار كرديم و جمعيت شما را زياد نموديم و اين امتحان بزرگى بود بر شما كه از شرك و فساد دست برميداريد يا بهمان شرك و كفر و فساد مراجعه ميكنيد.(3)

اما آنچه اينجا هائز اهميت است اين است كه فزوني تعداد نفرات مومنان براي ايشان خير و نعمتي است عظيم كه بايد قدر آن دانسته شود و همچنين اين امدادي الهي است كه توسط آن مومنان را در برابر دشمنان ياري ميرساند.

در ادامه خداوند براي رسيدن به زيادتي در مال و فرزند راهكاري نيز ارائه ميكند آنجا كه در سوره مباركه نوح آيه 12 ميفرمايد:

وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً (12)

خداوند بشما كمك ميدهد بزيادتى اموال و كثرت اولاد و باغستانهايى بشما عطا ميفرمايد و نهرهايى بر شما جريان ميدهد كه اين هم يكى از فوائد توبه و استغفار است،(4)

همان طور كه ملاحظه شد از نظر قرآن كريم حسن زيادتي افراد يك جامعه بستگي به نيكو بودن افراد آن جامعه و فرزندان و نسل هاي آينده آن جامعه است وگرنه اين زيادي مال و فرزند سودي به حال اين گروه نخواهد كرد.

همچنين به اين نكته ميرسيم كه فزوني افراد امت مومن و انقلابي امدادي است كه خداوند به ايشان ميكند تا در برابر دشمنان خود پيروز و سربلند باشند و با استغفار به درگاه خداوند و طلب خير از درگاه باريتعالي ميتوان به اين نسل طيبه و پاك كه فخري براي مومنان باشد رسيد.

جمعيت در روايات:

در بسياري از دعاهاي به دست رسيده از ائمه طاهرين سلام الله عليهم اجمعين به اين نكته اشاره ميشود كه خدايا ما از كمي تعدادمان به تو شكايت ميكنيم.براي نمونه در دعاي دعای افتتاح آمده است:

اللهم إنا نشكو إليك فقد نبينا صلواتك عليه و آله و غيبة ولينا إمامنا و كثرة عدونا و قلة عددنا و شدة الفتن بنا و تظاهر الزمان علي (5)

و همچنين در دعاي غیبیت امام زمان علیه السلام نيز قريب به همين مضمون آمده است كه

للَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنَا وَ غَيْبَةَ إِمَامِنَا [وَلِيِّنَا] وَ شِدَّةَ الزَّمَانِ عَلَيْنَا وَ وُقُوعَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الْأَعْدَاءِ عَلَيْنَا وَ كَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا اللَّهُمَّ فَافْرُجْ ذَلِكَ عَنَّا بِفَتْحٍ مِنْكَ تُعَجِّلُهُ وَ نَصْرٍ مِنْكَ تُعِزُّهُ وَ إِمَامِ عَدْلٍ تُظْهِرُهُ إِلَهَ الْحَقِّ آمِينَ(6)

اين قلت عدد مومنان منتظر امام زمان عليه السلام هميشه نگراني و ناراحتي ائمه عليهم السلام و ياران ايشان و شيعيان در همه قرون و اعصار بوده است .

جمعيت شيعيان هميشه نسبت به بقيه اديان و مذاهب اسلامي كمتر بوده است و اين موضوع باعث ايجاد خوف در ايشان بود تا به فضل خداوند امروزه جمعيت اين گروه از مسلمانان روز به روز در سر تا سر دنيا رو به فزونيست.

براي ايجاد يك جامعه شيعي مومن و متعد و دانشمند ائمه معصومين اولين گام ها را برداشته اند و با ازدياد نسل خود و توصيه به شيعيان براي اين كار سعي كرده اند تا سربازاني مومن براي آينده دين مبين اسلام تربيت كنند تا روزگاري به ياري امام زمان عليه السلام بپا خيزند.

از آن جمله ميتوان به سرور شيعه حضرت موسي ابن جعفر سلام الله عليه اشاره نمود كه با ازدواج و توليد نسل توانستند علمايي بزرگ را در بيت خود پرورش دهند و ايشان را به سراسر ممالك اسلامي آن روزگار بفرستند و توسط ايشان جمع كثيري از خلق را به دين مبين اسلام و مذهب حقه شيعه جعفري رهنمون باشند.

البته بايد به اين نكته هم اشاره كرد كه اين بزرگزادگان گرانقدر هركدام پدر تيره هايي از سادات امروز جهان هستند و ايشان به امر ازدياد نسل همچون پدر گراميشان اهتمام ويژه داشتند. تفكر ازدياد نسل سادات كه نسل به نسل از پدران به پسران منتقل ميشود خود نشانه اين است كه اين تفكر ريشه در قرون و اعصار دارد.

در اين راستا احاديثي از ائمه طاهرين در دست است كه به گزيده اي از آنها در اين بخش اشاره ميكنيم.

در کتاب منابع فقه شیعه بابی است پیرامون استحباب ازدواج با زن فرزند آور(7) که طی احادیث مفصلی به این مقوله پرداخته است که از نظر پیامبر اکرم صلوات الله علیه و ائمه معصومین علیهم السلام ازدواج با زنی که بسیار فرزند می آورد ولی زشت چهره است بهتر است از ازدواج با زنی که بسیار زیباست ولی نازاست.

به عنوان مثال میتوان به این حدیث گرانقدر از حضرت رسول صلی الله علیه و آله وسلم اشاره کرد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به مردى فرمودند: «با زن زشت‏رو و پرزايمان ازدواج كن و زن زيبا و نازا را به همسرى مگير بى‏ترديد من در روز رستاخيز به شما بر امّت‏هاى ديگر افتخار مى‏كنم.(8)

همچنین درباره زنانی که مبادرت به بچه دار شدن نمیکنند حدیثی آمده است که نشان دهنده اهمیت فرزند آوری در اندیشه پیامبر اکرم صلوات الله علیه میباشد.

خدرى گويد: «رسول خدا صلى الله عليه و آله به اميرالمؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام سفارش كردند: (تا آنكه فرمودند:) و حصير كنار خانه بهتر از زنى است كه نمى‏زايد.»(9)

ازدیاد نسل تا بدانجا اهمیت دارد که حضرت علی علیه السلام  در نهج البلاغه میفرمایند که خداوند ترك زنا را براى حفظ نسب، و ترك لواط را براى ازدياد نسل‏قرار داده است(10)

همچنين در كتب متعددي از امام سجاد عليه السلام حديثي به اين مضمون آمده است كه مردي خوشبخت و سعادتمند است كه كار او در شهر خودش باشد و فرزند يا فرزنداني داشته باشد كه او را ياري رسانند.(11)

از اين دست روايات در منابع فقه شيعه بسيار هستند و همگي به اين اشاره دارند كه ازدياد نسل باعث فزوني در فرد ميشود.هم از لحاظ مادي هم معنوي زياد شدن فرزندان به نفع پدر و مادر ايشان است.

در دسته اي ديگر از آيات و روايات نيز به اين موضوع پرداخته شده است كه خداوند روزي فرزندان را بر عهده گرفته است و حتما روزي ايشان و پدر و مادرشان را خواهد رسانيد و از كشتن فرزندان به خاطر ترس از فقر نهي نموده است. نمونه اين آيات سوره الإسراء، آيه 31 ميباشد كه خداوند در اين آيه ميفرمايد:

وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِيَّاكُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ كانَ خِطْأً كَبِيراً «31»

فرزندان خود را از بيم تنگدستى نكشيد. اين ما هستيم كه آنان و شما را روزى مى‏دهيم. يقيناً كشتن آنان گناهى است بزرگ!

به نظر استاد بزرگ حجه الاسلام قرائتي اين آيه، سيماى نابسامان اقتصاد دوران جاهليّت را نشان مى‏دهد. امروز هم كه دنيا به خاطر نگرانى از افزايش جمعيّت‏ و كمبودهاى اقتصادى، سقط جنين را مجاز مى‏داند، گرفتار نوعى جاهليّت شده است.(12)

در كتاب ترجمه تفسير الميزان ، ج‏13، ص: 117 آمده است :

و در كشاف گفته: مقصود از فرزندكشى همان دختركشى است كه در عرب مرسوم بوده و ليكن ظاهرا اين حرف صحيح نباشد، زيرا مساله دختركشى يك عنوان مستقلى است كه آيات مستقل ديگرى مخصوص نهى از آن و حرمت آن آمده، مانند آيه:” وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ” ، و آيه” وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثى‏ ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ يَتَوارى‏ مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أَ يُمْسِكُهُ عَلى‏ هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرابِ أَلا ساءَ ما يَحْكُمُونَ” .

و اما آيه مورد بحث و امثال آن، به طور كلى از كشتن اولاد از ترس فقر و ندارى نهى مى‏كند، و داعى نداريم كه اولاد را حمل بر خصوص دختران كنيم با اينكه اعم از دختر و پسر است، و نيز هيچ موجبى نيست كه جمله” أَ يُمْسِكُهُ عَلى‏ هُونٍ” را حمل بر ترس از فقر و فاقه كنيم، با اينكه مى‏دانيم هون با فقر در معنا متغايرند.

پس حق مطلب همين است كه بگوئيم از آيه مورد بحث كشف مى‏شود كه عرب غير از مساله دختركشى (وأد) يك سنت ديگرى داشته كه به خيال خود با آن عمل هون و خوارى خود را حفظ مى‏كردند، و آن اين بوده است كه از ترس خوارى و فقر و فاقه فرزند خود را- چه دختر و چه پسر- مى‏كشته، و آيه مورد بحث و نظائر آن از اين عمل نهى كرده است.(13)

حال بايد گفت با توجه به امكانات روز براي سقط جنين اين كار كه گناهي بزرگ محسوب ميشود به چه بهانه هايي انجام ميگريرد؟

متاسفانه با فرهنگ سازي بيش از حد در دهه  70 شمسي با يك موج جديد مواجه هستيم كه خانواده ها از داشتن دو فرزند يا بيشتر خجالت ميكشند به نحوي كه جوانان فكر ميكنند اين بي آبرويي بزرگي است كه خانواده من متوجه شوند كه فرزند دوم يا سوم يا بيشتر نيز در راه است و اقدام به كشتن فرزند يا به اصطلاح سقط جنين مينمايند.

اين طرز فكر در طول 20 سال گذشته مدام رواج داشته است و اكنون جامعه ايران اسلامي شيعه را به ورطه نابودي نزديك ميكند زيرا جامعه روز به روز به سمت پيري نزديك ميشود و كمبود نيروهاي جوان ومومن و متعهد و انقلابي شيعه كه بتوان براي ادامه اين انقلاب به ايشان تكيه كرد جامعه را دچار مشكل خواهد نمود.

اصلاح طرز تفكر ايجاد شده در خانواده ها و ترقيب جوانان به فرزند آوري و تامين نسل نيكو براي تعالي كشور در آينده، زماني بيش از اين 20 سال را ميطلبد و ممكن است دير به نتيجه برسد . اما با توجه به اين نكته كه روزي رسان فرزندان و پدر و مادر ايشان خداوند است ميتوان اين شوق را در جوانان انقلابي و مومن ايجاد نمود تا به پرورش نسلي مومن و متعد كه در آينده سربازاني نيكو براي انقلاب جهاني امام عصر عليه السلام باشند بپردازند.

نتیجه گیری

فرزند آوري و ازدياد نسل در قرآن كريم و روايات سنتي پسنديده محسوب ميشود به شرطي كه اين فرزندان، نسلي نيكو و مومن و متعهد باشند و به پيشبرد جامعه اسلامي كمك كنند. جمعيت نامطلوب از نظر قرآن جمعيتي است كه راه اطاعت از خدا را در پيش نگيرند و به دشمني با دين و خداوند بپردازند وگرنه جمعيت مومنان كه بيشتر باشد افراد بيشتري بر روي زمين عبادت خداوند را به جا مي آورند.

 

 

 

 

پي نوشت ها
1- ترجمه مجمع البيان فى تفسير القرآن، نويسنده: مترجمان، ناشر: انتشارات فراهانى، مكان چاپ: تهران، سال چاپ: 1360 ش، نوبت چاپ: اول، تحقيق: رضا ستوده جلد14 صفحه 90

2-تفسير جامع، بروجردى سيد محمد ابراهيم، جلد4، صفحه 105، ناشر: انتشارات صدر، مكان چاپ: تهران، سال چاپ: 1366 ش، نوبت چاپ: ششم

3- اطيب البيان في تفسير القرآن، طيب سيد عبد الحسين ، جلد8، صفحه223، ناشر: انتشارات اسلام، مكان چاپ: تهران، سال چاپ: 1378 ش       

4-همان . جلد 13 صفحه 209

5 و 6 – مفاتيح الجنان ، شيخ عباس قمي (ره) نرم افزار مجموعه آثار شيخ عباس قمي (ره)

7-: منابع فقه شيعه( ترجمه جامع أحاديث الشيعة)، نويسنده: بروجردى، آقا حسين‏، تاريخ وفات مؤلف: 1380 ق‏، مترجم: عده اى از فضلاء، محقق / مصحح: جمعى از فضلاء، تعداد جلد: 31، ناشر: انتشارات فرهنگ سبز، مكان چاپ: تهران‏ جلد 25 صفحه 173

8- همان

9- همان؛ ص177

10- نهج البلاغة ، شريف الرضي، محمد بن حسين، نهج البلاغة / ترجمه انصاريان - قم، چاپ: اول، 1388 ش. ؛ ص351

11- كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي (ط - الإسلامية) - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق؛ ج‏5 ؛ ص258

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع قَالَ: مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ أَنْ يَكُونَ مَتْجَرُهُ فِي بَلَدِهِ وَ يَكُونَ خُلَطَاؤُهُ صَالِحِينَ وَ يَكُونَ لَهُ وُلْدٌ يَسْتَعِينُ‏ بِهِمْ‏ وَ مِنْ شَقَاءِ الْمَرْءِ أَنْ تَكُونَ عِنْدَهُ امْرَأَةٌ مُعْجَبٌ بِهَا وَ هِيَ تَخُونُهُ

12- تفسير نور(10جلدى)، ج‏5، ص: 51 نرم افزار مجموعه آثار ذيل آيه 31 سوره مباركه اسراء

13- : ترجمه تفسير الميزان، موسوى همدانى سيد محمد باقر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم، مكان چاپ: قم، سال چاپ: 1374 ش، ج‏13، ص: 117

*براي نوشتن اين مقاله از نرم افزار هاي جامع الاحاديث و جامع التفاسير موسسه نور استفاده شده است. بنابر اين تمامي آدرس ها بر اساس نوشتار اين نرم افزار ها ميباشد.

**آيات بكار برده شده در اين مقاله از نرم افزار مجموعه آثار حجت الاسلام قرائتي برداشته شده است تا نوشتار اين آيات درست باشد و هيچ خلل و اشتباهي در اين آيات وجود نداشته باشد.

فهرست منابع

*قرآن

*نهج البلاغه

- مترجمان، تحقيق: رضا ستوده، ترجمه مجمع البيان فى تفسير القرآن ، ناشر: انتشارات فراهانى، مكان چاپ: تهران، سال چاپ: 1360 ش، نوبت چاپ: اول.

- كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي (ط - الإسلامية) - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.

-قرائتي، محسن، تفسير نور(10جلدى)، نرم افزار مجموعه آثار حجت الاسلام قرائتي.

- : موسوى همدانى، سيد محمد باقر، ترجمه تفسير الميزان ، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم، مكان چاپ: قم، سال چاپ: 1374 ش.

- بروجردى سيد محمد ابراهيم، تفسير جامع، ناشر: انتشارات صدر، مكان چاپ: تهران، سال چاپ: 1366 ش، نوبت چاپ: ششم.

- طيب سيد عبد الحسين، اطيب البيان في تفسير القرآن، ناشر: انتشارات اسلام، مكان چاپ: تهران، سال چاپ: 1378 ش . 

-: بروجردى، آقا حسين‏، منابع فقه شيعه( ترجمه جامع أحاديث الشيعة)، تاريخ وفات مؤلف: 1380 ق‏، مترجم: عده اى از فضلاء، محقق / مصحح: جمعى از فضلاء، ناشر: انتشارات فرهنگ سبز، مكان چاپ: تهران‏ .

 

 


[1] . طلبه سطح دو مدرسه علمیه زینبیه

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: جنگ فرهنگی, اخلاق در زندگی  لینک ثابت
[یکشنبه 1396-03-21] [ 03:16:00 ق.ظ ]




همیشه در یک جمع که قربان صدقه ی خانم جانش میرفت جوانها از حسادت شان سعی میکردند میانه شان را شکر آب کنند. همیشه دو تایی میخندیدند و میگفتند عشق ما خیلی قدیمی شده و حقه های شما کارسارز نیست.

۷۰ سالش بود اما هنوز بعد از ۵۰ سال زندگی مشترک خانمش را خانم جان صدا میکرد و همسرش هم او را آقا خطاب مینمود. خانم جان واقعا جانش بود. آقا جان اجازه نمیداد خانم جانش  دست به سیاه و سفید بزند و آقا واقعا برای حاج خانم آقایش بود و بدون اجازه اش بیرون از خانه نمیرفت.

از خانم جانش که میپرسیدی رمز این عشق و محبت چیست میگفت من هیچ وقت روی حرف آقایمان حرف نمیزدم و هیچ کجا بدون رضایتش نمیرفتم. با دار و ندارش هم ساختم و هیچ وقت به او گله و شکایت نکردم.

آقا جان روز آخری که میخواست از خانه برود به او گفته بود من از تو راضی ام خدا هم از تو راضی باشد. گفته بود نمیتوانم از تو دل بکنم و بروم. گفته بود شرمنده ی روی تو هستم که در زندگی من سختی کشیدی ولی مرا تنها نگذاشتی.

اما آقا جان رفیق نمیه راه شد و خانم جان را تنها گذاشت و رفت. آخر او دلش نزد پرودگارش گیر کرده بود.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: آینه ی خدا مادر, اخلاق در زندگی  لینک ثابت
 [ 03:02:00 ق.ظ ]




سرهنگ محمدی در بسیج مداحان  سپاه کرج استادمان بود.ایشان از هموطنان آذری زبان هستند.مثل جالبی همیشه برایمان میزد.میگفت ملّایی در قدیم بود که شب های محرم چندین جا منبر میرفت. برای همین وقت نداشت شام را در خانه بخورد. یک روز یک بَلِّه (به لحجه ی ترکی به معنای لقمه است) با خودش آورد ودر راه وقتی روی خرش نشسته بود خورد که گرسنه نماند. یک نفر او را دید. از فردا هیچ کجا راهش ندادند .همه ی مردم شهر می گفتند ملا روی خرش نشسته بود بله میخورد. استاد محمدی منظورشان  این بود که کارهای شما در چشم مردم خواهد بود و اگر یک اشتباه کوچک انجام بدهید دیگر همه چیز تمام است. حتی اگر این کار در چشم خودتان زشت نباشد.

وقتی برای اولین بار استاد پناهیان آن تبلت معروفش را بالای منبر گذاشت روی پایش و شروع کرد به سخنرانی من گفتم استاد عجب دل نترسی دارد. الان است که مردم بگویند این هم از راه به در شده وسط سخنرانی بازی میکند. این ایده که استاد پناهیان به مردم نشان دهد علما هم دیجیتالی شده اند خیلی جالب بود. راستش را بگویم خود من سعی کردم چند بار این کار را بکنم ولی از حرف و حدیث مردم ترسیدم.  البته تازگی ها تبلت استاد را هم دستش نمیبینم. شاید اوهم مغلوب حرف های مردم شده است؟

منظورم این است که مقبولیت یک عمل باید به وجود بیاید تا یک عالم دینی بتواند آنرا انجام دهد. اما تکنولوژی منتظر دیدگاه مردم نمی ماند.همین امروز علما منبر هایشان را در فضای مجازی بر پا کرده اند زیرا فواید استفاده از نرم افزار های جدید بسیار چشمگیر تر از ضرر حرف و حدیث مردم است. وقتی میتوانی حدود 100تفسیر برای یک آیه بیاوری و از منظر های مختلف یک آیه را بررسی کنی آیا دنبال اینکار نمی روی؟ به نظر من مردم اگر امکانات این نرم افزار ها را بدانند از این پس از سخنرانان مجالس آن را مطالبه میکنند و این یعنی پیشرفت علوم دینی در بین آحاد جامعه ی اسلامی.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: شاگردان مکتب امام صادق علیه السلام, جنگ فرهنگی  لینک ثابت
 [ 02:57:00 ق.ظ ]




بچه که بودیم یک قهرمانی بود که شده بود همراه همیشگی مان. همان که در بستر ده شلمرود اتفاقات زیبایی را رقم میزد. همان حسنی معروف.

یادتان هست که انقدر حمام نرفته بود کره الاغ کدخدا بهش سواری نمیداد؟یادتان هست که خانم مرغه میگفت تو خیلی کثیفی و جوجه ی ریزه میزه ی من که خیلی تمیزه نباید با تو بازی کند؟

این روح کثیف شده ی ما هم مثل حسن خان شده. موی بلند،روی سیاه، ناخن دراز واه واه و واه…. دیگر به درد هیچ کسی نمیخورد. حتی کسی با او بازی نمیکند. حتی در برکه هم راهش نمیدهند چون آب آنجا راهم کثیف میکند.

ماه رمضان آمده و اگر ما بچه ی حرف گوش کنی باشیم وقت خوبی است که برویم و این روح کثیف شده مان را یک کیسه بکشیم تا پاکیزه و تمیز شود. شاید بعد از ماه مبارک همه جا ما را هم بپذیرند و در بازی ها راهمان دهند.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اخلاق در زندگی  لینک ثابت
[چهارشنبه 1396-03-10] [ 01:28:00 ق.ظ ]




شب های ماه مبارک رمضان که میآیند جان میدهد برای بیدار نشستن تا به صبح و عبادت کردن‌. البته بگذریم که این روزها مردم تا نیمه های شب بیدارند و عبادت هم نمیکنند.

چند روزی هست که دلم برای بچه های دهه ی ۶۰ ی میسوزد.  تا چشم وا کرده ایم در حجوم رسانه ای افتاده ایم و حالا داریم در آن غرق میشویم.

اولش با تلوزیون شروع شد وگرنه قبل دهه ی ۶۰ تلوزیون داشتن در هر خانه معنا نداشت‌. تلوزیون که جایش در خانه ثابت شد و عضوی از خانواده مان شد با خودش ویدئو آورد.

ویدئو اولش بد بود بعدا خانم شد و نشست کنار تلوزیون و او هم شد یک عضو دیگر خانواده. بعد از آن کامپیوتر و سی دی و دستگاه پخش خانگی دی وی دی و سی دی. همینطور داشتیم این مهمان های بد قلق نا خوانده را در جمع  خانواده میپزیرفتیم که یکی از آن بچه های بدشان آمد به اسم ماهواره. البته هنوز هم داریم باهاش میجنگیم ولی خیلی از خانه های ما را این بچه ی بدشان خراب کرده گذاشته آنجا. راستش زورش زیاد نیست ولی خیلی خیلی موزمارانه رفتار میکند.

اینها همش یک جور اینور و آنورمان بود که یکهو افتادیم در کام اینتر نت. اولهایش که فقط وبلاگ بود و یاهو مسنجر، همچین نگران کننده نبود. فوقش بچه های بی تربیت خانواده ها میرفتن دنبالش. اما حالا اینترنت تربیت خانوادگی حالیش نمیشود که هیچ حق خواهر برادری رسانه ای را هم رعایت نمیکند.

بیچاره ما دهه ی ۶۰ ی ها.

مجبوریم این رسانه زدگی را تحمل کنیم تا بلکم بچه هایمان را از گزندش حفظ کنیم. البته اینجور که ما در این منجلاب اینترنت و اپلیکیشن هایش افتاده ایم محال است که بتوانیم راه نجات خودمان را پیدا کنیم چه برسد به بچه هایمان. اینجاست که آن جنم دهه ی پنجاهی ها که نسل انقلابی گری هستند باید به داد ما دهه ی ۶۰ ی ها برسد تا با یک انقلاب در رسانه ما را هم نجات دهند و نسل های بعد از ما را هم.

خدا رحم کند به ما که بعد از این تلگرام و اینیستا و توییتر و اینها، بعدش چه رسانه ای قرار است ما را ببلعد و ما مجبور باشیم در آن بازی کنیم که بازنده نشویم؟

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: جنگ فرهنگی  لینک ثابت
[دوشنبه 1396-03-08] [ 01:02:00 ق.ظ ]




سلام

سازمان تبلیغات استان البرز دوره ی تربیت راهنمایان فضای مجازی برگزار کرده است. امروز روز پایانی این دوره بود. دورهبی ی بسیار مفیدی بود.

امروز مبحث خانواده و فضای مجازی داشتیم. خانم صابری مربی این بخش از دوره بودند. ایشان ایده ی جالبی را برای کنترل مصرف رسانه در منزل ارائه کردند.  هر خانه یک میز تکنولوزی داشته باشد.

میز تکنولوژی میزی معمولی است که در پذیرایی گذاشته میشود وهمه ی رسانه ها وتکنولوژی های روز روی آن قرار میگیرد. این میز در وسط کانون اتاق پذیرایی قرار میگیرد وهمه ی رسانه ها روی آن هستند. همه ی فلش مموری ها ، همهی هارد های اکستر نال، همه ی تبلت ها وموبال های خانواده و همه ی کامپیوتر ها ولب تاب ها. و همه باید سر همین میز بنشینندواز رسانه هایشان استفاده کنند.

کسی حق ندارد در اتاق برود و موبالش را با خودش ببرد. کامپیوتر و لب تاب باید در کانون خانه و در دید همه باشد.

اینگونه مادر خانواده میتواند ببیند و کنترل کند که هر کس چقدر وچطور از رسانه استفاده میکند.

بیایید ما هم این رسم را برای خودمان راه بیاندازیم.

میزتکنولوژی

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: جنگ فرهنگی  لینک ثابت
[پنجشنبه 1396-02-14] [ 09:31:22 ب.ظ ]




تیم فیلمبرداری اخبار استان البرز.

تشکر ویژه از زحمات خبرنگاران و فیلم بردار از این جلسه.

۳۱ فروردین ۹۶

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: جنگ فرهنگی  لینک ثابت
[پنجشنبه 1396-01-31] [ 11:31:00 ق.ظ ]




جلسه ی آموزش سواد رسانه ای با موضوع تحلیل شبکه های ماهواره ای.

ارائه از مهندس نوری استاد سواد رسانه.

تربیت مربی فضای مجازی در استان البرز.

۳۱ فروردین ۹۶

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: جنگ فرهنگی  لینک ثابت
 [ 10:40:00 ق.ظ ]




کلاس مربی گری و تربیت راهنمای فضای مجازی در استان البرز برگزار گردید.

این دوره که توسط سازمان تبلیغا اسلامی استان البرز برگزار گردید شامل برنامه های زیر است

فضای مجازی و خانواده

سواد رسانه و تحلیل خبر

تکنیک های اقناع مخاطب

سواد رسانه ای موبایلی

نمایش فیلم.

این دوره در ۲ جلسه یک روزه برگزار میگردد که در تاریخ ۳۱ فروردین اولین جلسه ی آن برگزار گردید.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: جنگ فرهنگی  لینک ثابت
 [ 09:53:00 ق.ظ ]




گل هندوانه صدیق خانم گفت: آقا جانم را خدا بیامرزد. قبل از اینکه شروع کنیم به خوردن یک خاطره از او تعریف کنم.

آقا جانم میگفت :صدیق همیشه گل هندوانه را بخور.

یکهو در یک عملیات انتهاری پرید و گل هندوانه را برید و نوش جان کرد تا مبادا وصیت آقا جان روی زمین بماند.😆

هندوانه هیچ وقت نشان نمیدهد داخلش چگونه است. شاید بتوان فهمید هندوانه قرمز است یا سفید ولی آیا شیرین است  یا بی مزه معلوم نمیکند.

بعضی ها میگویند ازدواج هندوانه ی در بسته است ولی من فکر نمیکنم اینطور باشد. اگر بلد باشی طرفت را تحلیل کنی هندوانه ی پاره را خواهی دید.

امروز یک هندوانه داشتیم.بی نهایت بی مزه  ولی قرمز بود.

ظاهر زندگی دیگران شاید قرمز باشد ولی آیا باطنش هم شیرین است؟

هندوانه چقدر حرف با خودش دارد😆😆

حتی میتوان گفت کاندیدای ریاست جمهوری هم یک هندوانه در بسته است.🤔🤔

در این انتخابات بیایید تحلیل گری هندوانه ای را بیاموزیم شاید بتوانیم کاندیدایی بهتر برای رئیس جمهور شدن انتخاب کنیم.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: جنگ فرهنگی, خاطره ها  لینک ثابت
[شنبه 1396-01-26] [ 04:59:00 ب.ظ ]




#روزنگار_کوثرنت
#روز_تبلیغ
سلام.
راستش را بخواهید ازابتدا که وارد حوزه ی علمیه شدم با خودم فکر کردم حضورم در این مکان یعنی اینکه آمده ام تا باری از دوش امامم بردارم.
میدانید که؟
این روز ها با گسترش جلسات مذهبی بانوان نیاز به مبلغان و مروجان دین از همین قشر بیشتر شده است. مجالسی که اکثر اوغات خانگی هستند وجمعی خصوصی و کوچک عهده دار برگزاری مجلسی برای اهل بیت علیهم السلام می شوند.
قدیم تر ها روضه خوان های مرد مجالس خانگی بانوان را نیز برگزار میکردند. آنها هم احکام یاد میدادند هم روضه می خواندند. اما امروزه با زیاد شدن اقبال عمومی بانوان از این مجالس خانم ها احساس میکنند با روضه خوان های مرد راحت نیستند.آنها به سخنرانان ومداحان خانم نیازدارند تا فضای زنانه ی خودشان را داشته باشند .بنابر این فضا برای پیشرفت بانوان مبلغه در این عرصه بیشتر شده است. اما به دلیل عدم حضور افراد خبره وآگاه به امور دینی و توانمند در عرصه ی دین این جایگاه توسط بانوانی که صلاحیت ندارند اشغال شده است. به همین دلیل متاسفانه جولانگاه افکار منحرف و همچنین خلاف واقع در امر دینی شده است.
متاسفانه بانوان طلبه به دلایل گوناگون از برگزار کردن اینگونه جلسات طفره میروند. البته هنوز هیچکس نمیداند واقعا چرا طلاب خواهرتمایل ندارند به اینگونه جلسات بروند ویا حتی به عنوان مستمع در آنها حضوریابند.
عقیده ی من این است که ما کم کاری میکنیم. راستش را بخواهید من فکرمیکنم ما تنبل تر از آن هستیم که کار ومسولیتی را بر عهده بگیریم.
به نظر میرسد طلاب امروز فقط به فکر تهذیب نفس خالی هستند. گونه ای از عزلت نشینی و ترک اجتماع!
شاید هم فقط به 20 گرفتن و کارنامه ی درخشان فکرمیکنند؟
البته گروهی هم از اینکه درجایگاه هدایتگر بایستند میترسند. ترس از مستمع.ترس از آخرتی تباه شده. نمیدانم.؟!
ترس از امام امت بودن.
یادم می آید کسی ازدوستانم می گفت من هنوز انقدر خودم را خوب و عالی نمیبینم که بخواهم دیگران را ارشاد کنم. چون هنوز خودم به تهذیب نفس احتیاج دارم. اما به نظرمن ما خودمان نمی خواهیم شروع کنیم. اگر نه در این وادی که قدم برداریم راه سلوک خودش برایمان گشوده میشود. البته خلوص نیت لازم است.
صلاح طلبه دانش و خلوص نیت اوست.
بیایید امروز با امام زمان علیه السلام عهدی ببندیم.
با ایشان عهد کنیم در راه اعتلای اسلام قدم برداریم و خالصانه برای تحقق آرمان جامعه ی مهدوی کار کنیم و ایشان نیز ما را با نظرلطف خودش حمایت و هدایت کند.
بیایید امروز تصمیم بگیریم مبلغ و مروج دین باشیم.در هر مکانی که قرار داریم.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: جنگ فرهنگی  لینک ثابت
[شنبه 1395-12-21] [ 01:38:00 ب.ظ ]




#نشست_تخصصی_طلبه_و_فضای_مجازی
بسم الله الرحمن الرحیم.
دومین نشست تخصصی طلاب و فضای مجازی با حضور استاد گرانقدر سرکار خانم دکتر سارا مسعودی در مدرسه ی علمیه ی زینبیه سلام الله علیها کرج برگزار گردید.
این نشست به همت مرکزفن آوری اطلاعات حوزه های علمیه خواهران و همکاری معاونت های فرهنگی و پژوهشی مدرسه ی علمیه زینبیه (س) برگزارگردید. لازم به ذکر است که هماهنگی این جلسه را خانم سارا بیات سفیرکوثرنت برعهده داشتند.
هدف از این نشست ترغیب و تشویق طلاب برای حضور موثر در فضای مجازی و آشنایی ایشان با انواع شبکه های اجتماعی و پیام رسان های موبایلی و وبلاگ ها بود.
در این نشست موضوعات زیر مطرح وبررسی گردید:
1- لزوم ورود فعالانه ی طلاب در فضای مجازی و تولید محتوای دینی.
2-آشنایی با فضای رسانه ای و شبکه های اجتماعی وپیام رسان های موبایلی وبررسی امکانات وویژگیهای آنها.
3- آشنایی با وبلاگ نویسی .
4- موج اسلام هراسی در فضای مجازی و مقابله با آن
5- لزوم مقابله با عقاید وهابیت در فضای مجازی.
6- لزوم کار گروهی وهدفمند در فضای مجازی.
در این نشست طلاب سوالاتی را مطرح نمودند که استاد محترمخانم دکتر مسعودی پاسخ داده شد.
در ضمن بحث ها به لزوم ورود طلاب به شبکه ی کوثرنت وپیگیری آموزش های لازم در این فضا اشاره شد و همچنین توانایی شبکه ی کوثر نت در برگزاری دوره های آنلاین و آموزش طلاب برای حضور موثر در فضای مجازی تبیین شد.
همچنین کوثربلاگ به عنوان یک جامعه ی وبلاگ نویسی مخصوص بانوان طلبه موردبررسی قرارگرفت که مورد توجه طلاب واقع شد و درخواست آموزش هایی پیرامون وبلاگ نویسی از طرف ایشان مطرح گردید.
امید است این نشست فتح بابی برای برگزاری سلسه نشست ها وکارگاه های آموزشی بیشتر در رابطه با فضای مجازی و وبلاگ نویسی حرفه ای در مدرسه ی زینبیه سلام الله علیها باشد.
و من الله التوفیق
سفیر کوثرنت. سارا بیات

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: نجم الثاقب, جنگ فرهنگی  لینک ثابت
[چهارشنبه 1395-12-18] [ 07:34:00 ب.ظ ]
1 2