غزل های عاشقی
 
 


دوستانی که آنلاین هستند
  • اشرف محمدی
  • مبینا درویش


تعداد مهمانان من
  • امروز: 47
  • دیروز: 8
  • 7 روز قبل: 87
  • 1 ماه قبل: 281
  • کل بازدیدها: 5014


ما چندمین هستیم؟
  • رتبه کشوری دیروز: 85
  • رتبه مدرسه دیروز: 4
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 130
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 2
  • رتبه کشوری 90 روز گذشته: 222
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 2




آخرین نوشته ها
یکی شان در گوش راستم جیغ می‌کشد و یکی شان تو گوش چپم هوار میکند که:” تو رو خدا جیغ نزن"  حالا که جیغ و دادهایشان تمام شده یکی شان میگوید:” مامان برام پاخ خُن میخری با مداد؟” و این یکی می‌گوید:” الان بهت نشون میدم صبر…
آدم حرصش میگرد! چهارتا لات بی سروپا و چهارتا مست لا یعقل نشسته اند آن طرف دنیا و لنگشان را دراز میکنند و به بچه های مملکت ما خط می‌دهند که بروید بانک و مسجد و حسینیه آتش بزنید. برای اینکه حکومت شما همه ی پولش را خرج سوریه و عراق کرده و حالا از جیب شما…
تو رستورانها، تو فروشگاه ها حتی تو تفرج گاه ها و خلاصه همه جا این روزها درخت های کریسمس را میبینی که خودنمایی میکنند. اینکه ما به هم وطن های مسیحی مان انقدر ارادت داریم که با شادی آنها شاد می‌شویم همانطور که آنها با اشکهای ما گریه میکنند، این خودش یک…
این اولین باری نیست که این غُصّه را بازگو میکنم اما برای بار هزارم این گلایه هایم را بخوانید. داشتم تو اینستاگرام پستهای عمومی را چک میکردم که به عکس یک دختر جوان برخوردم که شبیه عروسک های سفالی انگلیسی بود. راستش اول فکر کردم واقعا عروسک هست. این شد که…
آخر صحبتهای دکتر عزیزی رسیدیم به بحث شان. همین یک ربع برایمان کفایت میکرد که بارمان را ببندیم. مثل همیشه فرمودند:” خانه هاتونو وقف حضرت زهرا سلام الله علیها کنید و نیت کنید و به خانم بگید شما حرم نداری. از این به بعد خونه ی من حرم شما باشه. هرکاری…
هر دم از این باغ بری می‌رسد. شایدم بشه گفت یک کلمه از زبان مادر عروس بشنوید. هرچند وقت یکبار سیاسیون باید یک حرفی بگویند که مردم مطمئن شوند اینها حتما مشکل دارند. اگرنه روزشان شب نمی‌شود. یک روز گیر میدهند به شیعه و سنی. یک روز به کرد و ترک و لر و فارس.…
خیلی روز هست که دست ودلم به نوشتن نمیرود. یعنی هرکار می‌کنم بنویسم شدنی نیست. خیلی بد است که آدم هیچ فکری توسرش نباشد که بخواهد بهش فکر کند یا درباره اش بنویسد. آدم خسته میشود از ننوشتن! به نظرم کتاب خواندن و چیز نوشتن خودشان یک جور رزق معنوی هستند که…
بیچاره اون که ندیده کربلاتو بیچاره تر اون که دیده کربلاتو. قبل از اینکه بروم کربلا درک درستی از زیارت اباعبد الله الحسین علیه السلام نداشتم. عاشق آقا بودم و هستم اما عظمت روح اباعبد الله الحسین علیه السلام را درک نمی‌کردم. یعنی الان هم هنوز به این درک…
چطور باب الحوائج شدی؟ آن روز وقتی رسیدم دم باب صاحب الزمان علیه السلام، فقط یک سوال از آقا جانم پرسیدم.” آقا فقط بگو چکار کردی که باب الحوائج همه عالم شدی؟” باب الحوائج رباب و سکینه شدی. باب الحوائج رقیه و علی اصغر. باب الحوائج حسین علیه…
بیخود نیست که هر کس از کربلا برمی‌گردد میخواهد هرساله به زیارت برود. یک بار که در جذابه ی حسینی قرار گرفتی دیگر دست خودت نیستی. کشیده میشوی سمت حسین علیه السلام. وقتی وارد کربلا شدیم و در حدود حرم عباس علیه السلام قرار گرفتیم قلبم گرفتار کششی شد که بی…


تعداد میهمانان ما
 



می رسد قصه به آنجا که جهان زیبا شد

با جهاز شتران کوه احد برپا شد

و از آن آینه با آینه بالا می رفت

دست در دست خودش یک تنه بالا می رفت

تا که از غار حرا بعثت دیگر آرد

پیش چشم همه از دامنه بالا می رفت

تا شهادت بدهد عشق ولی الله است

پله در پله از آن مأذنه بالا می رفت

پیش چشم همه دست پسر بنت اسد

بین دست پسر آمنه بالا می رفت گفت

اینبار ز پایان سفر می گویم

بارها گفته ام و بار دگر می گویم

راز خلقت همه پنهان شده در عین علیست

کهکشانها نخی از وصله ی نعلین علیست

گفت ساقی من این مرد و سبویم دستش

بگذارید که یک شمه بگویم دستش

هرچه در عالم بالاست تصرف کرده

شب معراج به من سیب تعارف کرده

گفتنی ها همگی گفته شد آنجا اما

واژه در واژه شنیدند صدا را اما

سوخت در آتش و بر آتش خود دامن زد

آنکه فهمید و خودش را به نفهمیدن زد

می رود قصه ما سوی سرانجام آرام

دفتر قصه ورق می خورد آرام آرام

📝 #سید_حمیدرضا_برقعی 🆔 @Rahil_Group

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: امیر المومنین  لینک ثابت
[چهارشنبه 1396-06-15] [ 08:29:00 ق.ظ ]




امتحان فرق و مذاهب داشتم. کتاب نارنجی نازک و پر محتوا و شیرین فرق و مذاهب رو نه به عنوان یک کتاب درسی بلکه به عنوان یک گنج خوشمزه خوردم، نخوندم.

اولین جملاتش خیلی جذابن. اتفاقا سوال امتحان هم بود. دلایل پیدایش فرقه های مختلف در دین اسلام چیست؟

حالا هی بیا بگو آن محترمان در روز سقیفه حق آقایمان را خوردند؛ هر کس معاند است به گوشش فرو نمی‌رود که نمی‌رود. یک پیامبر خاتم باشد و هزار بار بگوید و تاریخ نویسان بنویسند و در یک روز با آن همه سر و صدا بین جمعیت خطبه بخواند و هزاران هزار نفر هم باشند و بشنوند و بعد رسول الله صلوات الله علیه آخر این خطبه یک نفر را معرفی کند و بعد بفرماید این خبر معرفی نامه ی این جناب را پدر ها به گوش بچه هایشان برسانند و حاضران به گوش غایبان که آنوقت چه بشود؟ یعنی باید عقل سلیم باور کند که با این همه برو و بیا و بریز و بپاش حضرت رسول صلوات الله علیه فقط می‌خواستند به مردم بگویند که:” آی مردم علی علیه السلام دوست شماست؟" 

حاضران به غایبان برسانید و پدر ها به پسر ها بگویید که این علی ( دست حضرت علی علیه السلام را در دستش بالا گرفته بود و می‌فرمود) جانشین بعد از من است و از طرف خدا به این مقام منصوب شده است.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: امیر المومنین  لینک ثابت
[سه شنبه 1396-06-07] [ 04:44:00 ب.ظ ]




عید غدیر خم بهترین روز عمر همه ی ما بچه شیعه هاست. آخر بابای مهربان مان در آن روز به مقام ولایتِ الله منصوب شده است.

خیلی ها هستند که چشم دیدن بابای مان را نداشتند و ندارند برای همین سعی شان را می‌کنند عید بزرگ مام را کوچک جلوه دهند اما هر کس این روز را عزیز شمارد عیدی اش را از دست مبارک رسول خدا صلوات الله علیه خواهد گرفت.

هر سال بچه ها منتظر عید غدیر می‌شوند که ببینند هدیه ی امسال خاله جان برایشان چیست. خاله این روزها هرچه بتواند کادو میخرد که روز عید همه را خوشحال کند. هر سال یک کیک بزرگ هم برای بچه ها می‌خرد و برایشان جشن می‌گیرد. خاله جان می‌گوید:” هر کس در شادی امیرالمومنین علی علیه السلام خوشحال باشه آقا بهش عیدی میده. روز عید غدیر هیچ کس نباید ناراحت باشه.”

من هم باید بروم برای بچه ها هدیه و کیک بخرم. روز عید غدیر هیچ کس نباید ناراحت باشد. آخر عید غدیر بهترین روز عمر ما و آقایمان امیرالمومنین علی علیه السلام است.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: امیر المومنین  لینک ثابت
[جمعه 1396-06-03] [ 08:40:00 ب.ظ ]




انا و علی ابواه هذه الامه.  رسول اکرم صلوات الله علیه.

سلام.

این حدیث هزاران حرف با خودش دارد که اگر در آن دقت کنید حتما انوار نورانی اش نصیب قلب شما هم میشود.

پدر امت. نامی که رسول الله صلوات الله علیه برای خودش و برای امیر المومنین علی علیه السلام انتخاب کرد.

خاصیت پدر بودن نگرانی است و محبت. نگرانی از وضع فرزند و نصار محبت بی دریغ به او.

فکرش را بکن حضرت علی علیه السلام و پیامبر اکرم صلوات الله علیه نگران آدم باشد و آدم را مورد محبت خودش قرار دهد. چه میشود.😋😍 من که قند در دلم  آب میشود وقتی فکر میکنم امیر المومنین علیه السلام پدر من هم هست. ذوق میکنم. خیلی زیاد.😉

راست بگویم هر وقت او را بابای نازنین خطاب کردم زودتر مرا دیده است. 

بابای نازنین من و همه ی بچه شیعه ها. بابای مهربان همه ی عالم. بابا جانم. روزت مبارک.

چه زیباست وقتی روز میلادت روز پدر است و حال آنکه شما بهترین پدر مردم عالم هستید.

بیایید از امروز اینطور حضرت امیر سلام الله علیه را خطاب کنیم. بابای مهربان من. خودشان اجازه داده اند. مطمئن باش از ما همین انتظار را دارد.

عید غدیر سال قبل به یکی از اساتید گفتم  اگر قدمی برای مولا برداریم آقا امسال ما را هم به حرمش دعوت میکند. ایشان حرف مرا قبول کرد یا نه نمیدانم ولی میدانم او را حضرت علی دعوت نمود و حس من درست گفته بود.

البته دروغ نگویم خودم قسمتم نشد زیارت نجف بروم ولی از بابای مهربانم خواستم روی مرا زمین نگذارد و همه ی عزیزانی را که برایش زحمت کشیدند دعوت کند و او هم مرا اجابت نمود. من او را پدر خودم میدانم. گرچه که او هنوز برای یک بار هم به خانه اش دعوتم نکرده است😢زیرا حتما هنوز لایق زیارت نیستم.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: امیر المومنین  لینک ثابت
[سه شنبه 1396-01-15] [ 11:36:00 ق.ظ ]




عصر خواب بودم که با صدای تلفنم از خواب پریدم.

وقتی دخترم گوشی ام را می آورد گفت :بابا جونه😮

راستش هم خوشحال شدم هم نگران.

آخر بابا جونم وقتی نگران باشد به موبایلم زنگ میزند. ولی خوشحال بودم که بابا جونم باز هم با من تماس گرفتهاست.

_سلام بابا جون.

_سلام خوب هستین؟ زیارت قبول.

_الحمد لله. قسمت شما باشه ان شاء الله.

_شما الان کجایید؟

تعجب کردم. ما الان کجاییم؟ یعنی منظورشون چی هست که ما الان کجاییم؟

یک لحظه فکر کردم و متوجه شدم  یه ماجرای نگران کننده برای پدرم پیش آمده که میپرسند: شما الان کجایید؟

_ما الان تو هتل هستیم. تو مشهد.تا فردا ظهر اینجاییم.

_خوب. بچه هات خوبن؟

_الحمد لله.

_ پس کاری نداری؟ التماس دعا.

_ ممنون باباجون. قسمت خودتون بشه زیارت ان شاء الله.

_ممنون. خداحافظ

_خداحافظ.

وقتی قطع کردم همسرم از اتاق آمد بیرون.

_کی بود؟ چی شده؟

_بابا جون بود. میپرسید شما الان کجایید؟ فکر کنم اتفاق بدی افتاده که نگران شده.

_شاید جاده تصادف شده؟

_نمیدونم.

همسرم یه چرخی توی تابناک زد و گفت:

_چند دقیقه پیش یه تصادف زنجیره ای تو محور شاهرود به مشهد اتفاق افتاده. خیلی تصادف بدی بوده مثل اینکه. بیخود نیست نگران شدن.

پدرم عشق من است. خیلی او را دوست دارم. انقدر که ندیدنش من را آزرده خاطر میکند. ایکاش راه نزدیک بود و من میتوانستم هر روز صبح به دیدارش برم.

پدرم همیشه نگران من است. وقتی تهران بودم یک روز در میان به بهانه ی دیدن دخترم به دیدنم می آمد.

پدرم عشق من است.

عشقی که به دو دنیا او را نمیدهم.

خدایا او و همه ی پدران شیعه را برای ما دختران،  زنده و سلامت و پایدار نگه دار.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: بدون موضوع, امیر المومنین  لینک ثابت
[جمعه 1396-01-04] [ 08:05:00 ب.ظ ]




#محرم95
خودم دیدم که صحرا لاله گون بود
زمین از خون یاران غرقه خون بود

خودم دیدم فضاى آسمانها
پر از انا الیه راجعون بود

خودم دیدم که نور چشم زهرا
جراحات تنش از حد فزون بود

خودم دیدم که بر هر برگ لاله
نوشته این سخن با خط خون بود

گلى گم کرده ام میجویم او را،
به هر گل میرسم میبویم او را

خودم دیدم گلوى اصغرش را
خودم در بر کشیدم اکبرش را

اگر چه از کنار نهر علقم
زگریه منع کردم خواهرم را

خودم دیدم که زهرا ناله میکرد
خودم دیدم سرشک مادرم را

مکن منعم اگر با اینهمه داغ
زنم بر چوبه محمل سرم را

1476256802154444.jpg

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: امیر المومنین  لینک ثابت
[چهارشنبه 1395-07-21] [ 10:54:00 ق.ظ ]




سلام.
در کار مداحی اصطلاحاتی هست که خوبه یاد بگیریم:
1. مرثیه: مرثیه یعنی شعری حزن انگیز که با آهنگی محزون خوانده میشود. البته این شعر مانند روضه است و همراهی مستمع در آن وجود ندارد. نمونه ای از مرثیه همان شعر معروف باز این چه شورش است … وقتی که در روضه خوانی ها استفاده میشود. خوب است بدانید در ابتدا اصلا روضه خوانی نبوده است بلکه شعر بوده که با حزن خوانده میشده یعنی همین مرثیه خوانی رسم بوده است. پیشنهاد من اینه که عزیزانی که نمیتونن روضه بخونن از مرثیه خوانی استفاده کنند که هم خیلی حزن را به همراه دارد و راحت تر میشود آنرا به صورت آهنگین خواند.(البته خوب میدانید که منظورم از آهنگین خواندن همان لحن خواندن و نوایی اس که همراه میکنید نه اینکه اشعار موسیقیایی که مرسوم است خواننده ها میخوانند را بخوانید.)
2. روضه : روضه شرح ماوقع است . یعنی تاریخ است که قرائت میشود . بنابر این به هیچ وجه نباید اضافه یا کم شود. روضه باید متقن و درست باشد .بنابر این فقط از روی کتاب مقتل روضه بنویسید و بخوانید نه اینکه روضه ای را جایی شنیدم نقل کنم. این نقل از دیگران میتواند مصداق دروغ بستن به ائمه اطهار باشد.دقت کنید که گنا:ه برای خودتان نخرید.
3. شعر سینه زنی: اشعاری هستند که مناسب سینه زنی و شور مجالس هستند و همراه با آنها از مستمع خواسته میشود تا با سینه زدن همراهی کنند. البته سینه زنی بر اساس ریتم های آن به چند دسته تقسیم میشود :
الف) شور یا تند سینه زدن ب) سنگین یا واحد که آرام ارام سینه زدن را می گویند ج) سه ضرب که 3 بار سینه میزنند و یک بار را مکث میکنند.
البته در مراسم های مردانه انواع دیگری هم هست که بهتره در مراسمات بانوان انجام نگیرد. سادگی این مراسمات مهم است.
4.مدیحه : شعری است که در مدح ائمه و بزرگان دین گفته میشود. معمولا این نوع از شعر با سینه زنی همراه است.
5. شعر مناجاتی: شعری است که برای مناجات با خداوند یا غمنامه امام زمان علیه السلام به کار میرود. معمولا مناجات نامه اها را آرام میخوانند ولی نه به آرامی مرثیه و در آن قسمت هایی هست که از مستمع خواسته میشود تا همراهی کند و تکرار نماید.
6. گوشواره : گوشواره در حقیقت بند هایی از اشعر هستند که باید مستمع آنها را تکرار کند. اهمیت یاد گرفتن گوشواره بسیار زیاد است. یعنی باید مستمع گوشواره شعر شما را خوب یاد بگیرد تا با شما تکرار کند بنابر این ابتدای سینه زنی یا مداحی باید گوشواره چندین بار تکرار شود و بعد وارد شعر میشویم تا در موقع لزوم مستمع گوشواره را تکرار نماید.
از اینجا مشخص میشود که نقش ادبیات به خصوص شعر در مداحی بسیار مهم است.
در پناه امیر المومنین علیه السلام باشید. یاعلی

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: امیر المومنین  لینک ثابت
[دوشنبه 1395-07-12] [ 12:42:00 ق.ظ ]




#غدیر1437
#غدیر_ناب_8
#خطبه_غدیر
فرازی از خطبه غدیر
اقرار می‏کنم برای خداوند بر نفس خود به عنوان بندگی او، و شهادت می‏دهم برای او به پروردگاری، و آنچه به من وحی نموده ادا می‏نمایم از ترس آنکه مبادا اگر انجام ندهم عذابی از او بر من فرود آید که هیچکس نتواند آن را دفع کند، هر چند که حیله‏ی عظیمی به کار بندد و دوستی او خالص باشد- نیست خدایی جز او- زیرا خداوند به من اعلام فرموده که اگر آنچه در حق علی بر من نازل نموده ابلاغ نکنم رسالت او را نرسانده‏ام، و برای من حفظ از شر مردم را ضمانت نموده و خدا کفایت کننده و کریم است.
خداوند به من چنین وحی کرده است: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ، یا اَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ- فی علی یعنی فی الخلافة لعلیّ بن ابی طالب- وَإنْ لَمْ‏تَفْعَلْ فَمابَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ»، [1] «ای پیامبر ابلاغ کن آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده- درباره‏ی علی، یعنی خلافت علی بن ابی‏طالب- و اگر انجام ندهی رسالت او را نرسانده‏ای، و خداوند تو را از مردم حفظ می‏کند».
ای مردم، من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل کرده کوتاهی نکرده‏ام، [2] و من سبب نزول این آیه را برای شما بیان می‏کنم:
جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوندِ سلام پروردگارم- که او سلام است- [3] مرا مأمور کرد که در این اجتماع بپاخیزم و بر هر سفید و سیاهی اعلام کنم که «علی بن ابی طالب برادرِ من و وصی من و جانشین من بر امتم و امام بعد از من است. نسبت او به من همانند نسبت هارون به موسی است جز اینکه پیامبری بعد از من نیست. و او صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسولش است»، و خداوند در این مورد آیه‏ای از کتابش بر من نازل کرده است: «اِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ»، [4] .
«صاحب اختیار شما خدا و رسولش هستند و کسانی که ایمان آورده و نماز را بپا می‏دارند و در حال رکوع زکات می‏دهند»، و علی بن ابی‏طالب است که نماز را بپا داشته و در حال رکوع زکات داده و در هر حال خداوند عزوجل را قصد می‏کند. [5] .
ای مردم، من از جبرئیل در خواست کردم که از خدا بخواهد تا مرا از ابلاغ این مهم معاف بدارد، زیرا از کمی متقین و زیادی منافقین و افساد ملامت کنندگان و حیله‏ های مسخره کنندگانِ اسلام اطلاع دارم، کسانی که خداوند در کتابش آنان را چنین توصیف کرده است که با زبانشان می‏گویند آنچه در قلبهایشان نیست و این کار را سهل می‏شمارند در حالی که نزد خداوند عظیم است. و همچنین [6] به خاطر اینکه منافقین بارها مرا اذیت کرده‏اند تا آنجا که مرا «اُذُن» (گوش دهنده‏ی بر هر حرفی) نامیدند، و گمان کردند که من چنین هستم به خاطر ملازمت بسیار او (علی) با من و توجه من به او و تمایل او و قبولش از من، تا آنکه خداوند عزوجل در این باره چنین نازل کرد: «وَمِنْهُمُ الَّذینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ وَ یَقُولُونَ هُوَ اُذُنٌ قُلْ اُذُن- علی الذین یزعمون أنّه اُذن- خَیْر لَکُمْ، یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ یُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنینَ…»، [7] «واز آنان کسانی هستند که پیامبر را اذیت می‏کنند و می‏گویند او «اُذُن» (گوش دهنده بر هر حرفی) است، بگو: گوش است- بر ضد کسانی که گمان می‏کنند او «اُذُن» است- و برای شما خیر است، به خدا ایمان می‏آورد و در مقابل مؤمنین اظهار تواضع و احترام می‏نماید».
و اگر من بخواهم گویندگان این نسبت (اُذُن) را نام ببرم می‏توانم، و اگر بخواهم به شخص آنها اشاره کنم می‏نمایم، و اگر بخواهم با علائم آنها را معرّفی کنم می‏توانم، ولی به خدا قسم من در کار آنان با بزرگواری رفتار کرده‏ام. [8] .
بعد از همه‏ی اینها، خداوند از من راضی نمی‏شود مگر آنچه در حق علی بر من نازل کرده ابلاغ نمایم.
سپس حضرت این آیه را تلاوت فرمودند: «یا اَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ- فی حق علی- وإنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ»، [9] «ای پیامبر برسان آنچه- در حق علی- از پروردگارت بر تو نازل شده و اگر انجام ندهی رسالت او را نرسانده‏ای، و خداوند تو را از مردم حفظ می‏کند».

——————————–
[1] سوره‏ی مائده: آیه‏ی 67.
[2] «ج» و «ه»: در آنچه رسانده‏ام کوتاهی نکرده‏ام و در ابلاغ آنچه بر من نازل کرده سستی نکرده‏ام.
[3] «سلام» در این دو مورد به عنوان یکی از نامهای خداوند ذکر شده است.
[4] سوره‏ی مائده: آیه‏ی 55.
[5] «ب»: در حال رکوع به خاطر خداوند زکات داده، خدا هم در هر حال او را اراده می‏کند و می‏خواهد.
[6] یعنی یکی دیگر از علل درخواست معاف شدن از ابلاغ این مهم این جهت است.
[7] سوره‏ی توبه: آیه‏ی 61. لازم به تذکر است که فرق بین «یُؤْمِنُ بِاللَّهِ» که همراه «باء» است با «یُؤْمِنُ لِلْمُؤْمنینَ» که همراه «لام» است اینکه: اولی بمعنای تصدیق کردن، و دومی بمعنای اظهار تواضع و احترام است. در اینجا مراد اینطور می‏شود که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله کلام خداوند را تصدیق می‏فرماید و در مقابل مؤمنین اظهار تواضع و احترام می‏نماید و سخن آنان را ردّ نمی‏کند.
[8] «ج» و «ه»: ولی به خدا قسم من با چشم پوشی بر آنان کرامت نموده‏ام.
[9] سوره‏ی مائده: آیه‏ی 67.

1474360315images-3.jpeg.jpeg

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: امیر المومنین  لینک ثابت
[سه شنبه 1395-06-30] [ 01:02:00 ب.ظ ]




#غدیر1437
#غدیر_ناب_8
#امام_شناسی
ولی امر:
در قاموس قرآن در معنای ولی آمده است:
وَلِی‏: سرپرست و اداره کننده امر. و نیز به معنى دوست و یارى کننده و غیره آید. طبرسى در ذیل‏ اللَّهُ‏ وَلِیُ‏ الَّذِینَ آمَنُوا بقره: 257. فرموده: ولّى از «ولى» است به معنى نزدیکى بدون فاصله و او کسى است که بتدبیر امور از دیگرى احقّ و سزاوارتر است… .
به رئیس قوم والى گویند که به تدبیر و امر و نهى امور نزدیک و مباشر است… .در مصباح از ابن فارس نقل کرده:هر که کار کسى را اداره کند ولّى آن کار است.جمع ولّى اولیاء است بمعانى فوق که گفته شد… .إِنَّما وَلِیُّکُمُ‏ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ‏ مائده:55. یعنى سرپرست و مدیر شما فقط خدا و رسول و آنانند که نماز میخوانند و در حال رکوع زکوة میدهند قید وَ هُمْ راکِعُونَ‏ الَّذِینَ یُقِیمُونَ … را مقید کرده است یعنى هر نمازگزار و زکوة بده ولّى شما نیست بلکه نمازگزارانى که زکوة را در حال رکوع میدهند1
———————-
1-قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، جلد۸، صفحه۲۴۷

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: امیر المومنین  لینک ثابت
[یکشنبه 1395-06-28] [ 09:08:00 ق.ظ ]




صلوات بر اميرالمؤمنين
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طالِبٍ أَخِي نَبِيِّکَ وَ وَلِيِّهِ وَصَفِيِّهِ وَوَزِيرِهِ ، وَمُسْتَوْدَعِ عِلْمِهِ ، وَمَوْضِعِ سِرِّهِ ، وَبابِ حِکْمَتِهِ ، وَالنَّاطِقِ بِحُجَّتِهِ ، وَالدَّاعِي إِلَي شَرِيعَتِهِ ، وَخَلِيفَتِهِ فِي أُمَّتِهِ ، وَمُفَرِّجِ الْکُرَبِ عَنْ وَجْهِهِ ، قاصِمِ الْکَفَرَةِ ، وَمُرْغِمِ الْفَجَرَةِ ، الَّذِي جَعَلْتَهُ مِنْ نَبِيِّکَ بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَي . اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ والاهُ ، وَعادِ مَنْ عاداهُ ، وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ ، وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ ، وَالْعَنْ مَنْ نَصَبَ لَهُ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ ، وَصَلِّ عَلَيْهِ أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَي أَحَدٍ مِنْ أَوْصِياءِ أَنْبِيائِکَ يَا رَبَّ الْعالَمِينَ.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: امیر المومنین  لینک ثابت
[یکشنبه 1395-04-20] [ 10:41:00 ق.ظ ]




زيارت هفتم‏
زيارتى است كه سيد بن طاوس در مصباح الزائر نقل كرده به اين كيفيت كه: قصد كن باب السلام يعنى درگاه روضه مقدسه أمير المؤمنين عليه السلام كه ضريح مقدس نمايان مى‏شود پس بگو سى و چهار مرتبه‏ اللَّهُ أَكْبَرُ
و بگو
سَلَامُ اللَّهِ وَ سَلَامُ مَلَائِكَتِهِ الْمُقَرَّبِينَ وَ أَنْبِيَائِهِ الْمُرْسَلِينَ وَ عِبَادِهِ الصَّالِحِينَ وَ جَمِيعِ الشُّهَدَاءِ وَ الصِّدِّيقِينَ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ السَّلَامُ عَلَى آدَمَ صِفْوَةِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَى نُوحٍ نَبِيِّ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَى إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَى مُوسَى كَلِيمِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَى عِيسَى رُوحِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَى مُحَمَّدٍ حَبِيبِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ السَّلَامُ عَلَى اسْمِ اللَّهِ الرَّضِيِّ وَ وَجْهِهِ الْعَلِيِّ وَ صِرَاطِهِ السَّوِيِّ السَّلَامُ عَلَى الْمُهَذَّبِ الصَّفِيِّ السَّلَامُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ السَّلَامُ عَلَى خَالِصِ الْأَخِلَّاءِ السَّلَامُ عَلَى الْمَخْصُوصِ بِسَيِّدَةِ النِّسَاءِ السَّلَامُ عَلَى الْمَوْلُودِ فِي الْكَعْبَةِ الْمُزَوَّجِ فِي السَّمَاءِ السَّلَامُ عَلَى أَسَدِ اللَّهِ فِي الْوَغَى السَّلَامُ عَلَى مَنْ شُرِّفَتْ بِهِ مَكَّةُ وَ مِنًى السَّلَامُ عَلَى صَاحِبِ الْحَوْضِ وَ حَامِلِ اللِّوَاءِ السَّلَامُ عَلَى خَامِسِ أَهْلِ الْعَبَاءِ السَّلَامُ عَلَى الْبَائِتِ عَلَى فِرَاشِ النَّبِيِّ وَ مُفْدِيهِ بِنَفْسِهِ مِنَ الْأَعْدَاءِ السَّلَامُ عَلَى قَالِعِ بَابِ خَيْبَرَ وَ الدَّاحِي بِهِ فِي الْفَضَاءِ السَّلَامُ عَلَى مُكَلِّمِ الْفِتْيَةِ فِي كَهْفِهِمْ بِلِسَانِ الْأَنْبِيَاءِ السَّلَامُ عَلَى مُنْبِعِ الْقَلِيبِ فِي الْفَلَا السَّلَامُ عَلَى قَالِعِ الصَّخْرَةِ وَ قَدْ عَجَزَ عَنْهَا الرِّجَالُ الْأَشِدَّاءُ السَّلَامُ عَلَى مُخَاطِبِ الثُّعْبَانِ عَلَى مِنْبَرِ الْكُوفَةِ بِلِسَانِ الْفُصَحَاءِ السَّلَامُ عَلَى مُخَاطِبِ الذِّئْبِ وَ مُكَلِّمِ الْجُمْجُمَةِ بِالنَّهْرَوَانِ وَ قَدْ نَخِرَتِ الْعِظَامُ بِالْبِلَى السَّلَامُ عَلَى صَاحِبِ الشَّفَاعَةِ فِي يَوْمِ الْوَرَى وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ السَّلَامُ عَلَى الْإِمَامِ الزَّكِيِّ حَلِيفِ الْمِحْرَابِ السَّلَامُ عَلَى صَاحِبِ الْمُعْجِزِ الْبَاهِرِ وَ النَّاطِقِ بِالْحِكْمَةِ وَ الصَّوَابِ السَّلَامُ عَلَى مَنْ عِنْدَهُ تَأْوِيلُ الْمُحْكَمِ وَ الْمُتَشَابِهِ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ السَّلَامُ عَلَى مَنْ رُدَّتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ حِينَ تَوَارَتْ بِالْحِجَابِ السَّلَامُ عَلَى مُحْيِي اللَّيْلِ الْبَهِيمِ بِالتَّهَجُّدِ وَ الِاكْتِيَابِ السَّلَامُ عَلَى مَنْ خَاطَبَهُ جَبْرَئِيلُ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِينَ بِغَيْرِ ارْتِيَابٍ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ السَّلَامُ عَلَى سَيِّدِ السَّادَاتِ السَّلَامُ عَلَى صَاحِبِ الْمُعْجِزَاتِ السَّلَامُ عَلَى مَنْ عَجِبَ مِنْ حَمَلَاتِهِ فِي الْحُرُوبِ مَلَائِكَةُ سَبْعِ سَمَاوَاتٍ السَّلَامُ عَلَى مَنْ نَاجَى الرَّسُولَ‏ فَقَدَّمَ بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاهُ صَدَقَاتٍ السَّلَامُ عَلَى أَمِيرِ الْجُيُوشِ وَ صَاحِبِ الْغَزَوَاتِ السَّلَامُ عَلَى مُخَاطِبِ ذِئْبِ الْفَلَوَاتِ السَّلَامُ عَلَى نُورِ اللَّهِ فِي الظُّلُمَاتِ السَّلَامُ عَلَى مَنْ رُدَّتْ لَهُ الشَّمْسُ فَقَضَى مَا فَاتَهُ مِنَ الصَّلَاةِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ السَّلَامُ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلَامُ عَلَى سَيِّدِ الْوَصِيِّينَ السَّلَامُ عَلَى إِمَامِ الْمُتَّقِينَ السَّلَامُ عَلَى وَارِثِ عِلْمِ النَّبِيِّينَ السَّلَامُ عَلَى يَعْسُوبِ الدِّينِ السَّلَامُ عَلَى عِصْمَةِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلَامُ عَلَى قُدْوَةِ الصَّادِقِينَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ السَّلَامُ عَلَى حُجَّةِ الْأَبْرَارِ السَّلَامُ عَلَى أَبِي الْأَئِمَّةِ الْأَطْهَارِ السَّلَامُ عَلَى الْمَخْصُوصِ بِذِي الْفَقَارِ السَّلَامُ عَلَى سَاقِي أَوْلِيَائِهِ مِنْ حَوْضِ النَّبِيِّ الْمُخْتَارِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مَا اطَّرَدَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ السَّلَامُ عَلَى النَّبَإِ الْعَظِيمِ السَّلَامُ عَلَى مَنْ أَنْزَلَ اللَّهُ فِيهِ وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ السَّلَامُ عَلَى صِرَاطِ اللَّهِ الْمُسْتَقِيمِ السَّلَامُ عَلَى الْمَنْعُوتِ فِي التَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ‏
پس مى‏اندازى خود را بر ضريح و مى‏بوسى آن را و مى‏گويى‏
يَا أَمِينَ اللَّهِ يَا حُجَّةَ اللَّهِ يَا وَلِيَّ اللَّهِ يَا صِرَاطَ اللَّهِ زَارَكَ عَبْدُكَ وَ وَلِيُّكَ اللَّائِذُ بِقَبْرِكَ وَ الْمُنِيخُ رَحْلَهُ بِفِنَائِكَ الْمُتَقَرِّبُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْمُسْتَشْفِعُ بِكَ إِلَى اللَّهِ زِيَارَةَ مَنْ هَجَرَ فِيكَ صَحْبَهُ وَ جَعَلَكَ بَعْدَ اللَّهِ حَسْبَهُ أَشْهَدُ أَنَّكَ الطُّورُ وَ الْكِتَابُ الْمَسْطُورُ وَ الرَّقُّ الْمَنْشُورُ وَ بَحْرُ الْعِلْمِ الْمَسْجُورُ يَا وَلِيَّ اللَّهِ إِنَّ لِكُلِّ مَزُورٍ عِنَايَةً فِيمَنْ زَارَهُ وَ قَصَدَهُ وَ أَتَاهُ وَ أَنَا وَلِيُّكَ وَ قَدْ حَطَطْتُ رَحْلِي بِفِنَائِكَ وَ لَجَأْتُ إِلَى حَرَمِكَ وَ لُذْتُ بِضَرِيحِكَ لِعِلْمِي بِعَظِيمِ مَنْزِلَتِكَ وَ شَرَفِ حَضْرَتِكَ وَ قَدْ أَثْقَلَتِ الذُّنُوبُ ظَهْرِي وَ مَنَعَتْنِي رُقَادِي فَمَا أَجِدُ حِرْزاً وَ لَا مَعْقِلًا وَ لَا مَلْجَأً أَلْجَأُ إِلَيْهِ إِلَّا اللَّهَ تَعَالَى وَ تَوَسُّلِي بِكَ إِلَيْهِ وَ اسْتِشْفَاعِي بِكَ لَدَيْهِ فَهَا أَنَا نَازِلٌ بِفِنَائِكَ وَ لَكَ عِنْدَ اللَّهِ جَاهٌ عَظِيمٌ وَ مَقَامٌ كَرِيمٌ فَاشْفَعْ لِي عِنْدَ اللَّهِ رَبِّكَ يَا مَوْلَايَ‏
پس ببوس ضريح را و روى خود را به قبله كن بگو
اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ يَا أَسْمَعَ السَّامِعِينَ وَ يَا أَبْصَرَ النَّاظِرِينَ وَ يَا أَسْرَعَ الْحَاسِبِينَ وَ يَا أَجْوَدَ الْأَجْوَدِينَ بِمُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ رَسُولِكَ إِلَى الْعَالَمِينَ وَ بِأَخِيهِ وَ ابْنِ عَمِّهِ الْأَنْزَعِ الْبَطِينِ الْعَالِمِ الْمُبِينِ عَلِيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ الْإِمَامَيْنِ الشَّهِيدَيْنِ وَ بِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ زَيْنِ الْعَابِدِينَ وَ بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ بَاقِرِ عِلْمِ الْأَوَّلِينَ وَ بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ زَكِيِّ الصِّدِّيقِينَ وَ بِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ الْكَاظِمِ الْمُبِينِ [وَ حَبِيسِ الظَّالِمِينَ‏] وَ بِعَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْأَمِينِ وَ بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْجَوَادِ عَلَمِ الْمُهْتَدِينَ وَ بِعَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَرِّ الصَّادِقِ سَيِّدِ الْعَابِدِينَ وَ بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْعَسْكَرِيِّ وَلِيِّ الْمُؤْمِنِينَ وَ بِالْخَلَفِ الْحُجَّةِ صَاحِبِ الْأَمْرِ مُظْهِرِ الْبَرَاهِينِ أَنْ تَكْشِفَ مَا بِي مِنَ الْهُمُومِ وَ تَكْفِيَنِي شَرَّ الْبَلَاءِ الْمَحْتُومِ وَ تُجِيرَنِي مِنَ النَّارِ ذَاتِ السَّمُومِ* بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ‏
پس دعا كن براى هر چه بخواهى و وداع نما آن حضرت را و برگرد .

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: امیر المومنین  لینک ثابت
[شنبه 1395-04-05] [ 06:38:00 ق.ظ ]




به نام خدا

السلام علیک یا امیرالمومنین


یکی از در های مسجد کوفه دریست به نام باب الفیل . باب الفیل نشانه ایست از خباثت معاویه نسبت به امیر المومنین چون این در در گذشته نشانی از ابهت امیر المومنین علی علیه السلام داشت.

ماجرا این گونه است که روزی حضرت امیر علیه السلام در مسجد کوفه مشغول قضاوت و رتق و فتق امور بودند که ناگهان حاضران در جلسه دیدند که موجودی عجیب با نام اژدها ازدری از درها وارد شد و خدمت حضرت رسید و با ایشان به گفتگو پرداخت و بعد از آن با ادای احترام از همان در خارج شد. همه متحیر بودند که این چه موجودی بود و چه کار داشت و چه شد؟

حضرت علی علیه السلام جواب مردم را این چنین دادند که این اژدها با من کار داشت . او گفت پدر من نماینده شما در قوم اژدهاها بود و حال از دنیا رفته است من آمده ام تا شما وضعیت ما رو مشخص کنید که نماینده بعدی شما چه کسی باشد . و من هم خود او را مسؤل این امر کردم و او هم تشکر کرد و رفت تا به قوم خود بپردازد و آنها را به سوی ما ارشاد کند.

از آن پس این در که اؤدها از آن وارد مسجد شده بود باب الثعبان نام گرفت و مردم با این کار معجزه امیرالمومنین را یاد آور میشدند. هرکس میگفت چرا ثعبان ماجرا را برایش تعریف میکردند تا مدت های مدید این به همین منوال بود.معاویه از این ماجرا ناراحت بود بنا بر این تصمیم گرفت موجودی عجیب که مردم ندیده باشند به جای آمن بیاورد تا مردم را متوجه چیز دیگری کند که موفق هم شد.

معاویه دستور داد فیلی عظیم الجسه را یک هفته به این در ببندند تا مردم مدام او را ببینند و از او برای هم تعریف کنند . در آن زمان مردم کوفه فیل را از نزدیک ندیده بودند و این ترفند کار ساز شد.

شما هم همینطوری فرهنگ سازی کنید که دشمنهاتون کردن. برای شروع ایام عید برنامه ریزی کنید. تقویم تهیه کنید که تا روز عید غدیر خم چند روز مونده و برای اون روز برنامه ریزی کنید و همه اهل خونه رو از این برنامه ها هر روز مطلع کنید و بگین چند روز تا عید غدیر مونده.

عید تون مبارک باشه. یا علی

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: امیر المومنین  لینک ثابت
[چهارشنبه 1394-06-25] [ 03:17:00 ب.ظ ]




به نام خدا

السلام علیک یا امیرالمومنین

سالیان سال برخی از اهل سنت به دنبال این بوده اند که شخصیت حضرت علی علیه السلام و نام ایشون رو در اذهان کودکان خودشون بد جلوه بدهند. نتیجه این فعالیت که پشت به پشت دنبال میشد این بود که مردم برخی از کشورها کلمه ای به نام دزد نمیدانند بلکه دزد در ذهن آنها علی بابا است. بمیرم برای غربتت یا امیرالمومنین.

علی (علیه السلام) با بای همیشه همه شیعیان جهان است و با این حرف ها چیزی از ابهت نام او کم نمیکند. اما بیایید حالا به بعد این رسم رو تغییر بدیم. شاید این یک جرقه باشه برای همیشه تاریخ تا فرزندان ما در آینده بگویند بهترین روز عمرم روز عید غدیر خم است. فرزندان فرزندانمان هرسال منتظر شوند تا ببینند روز عید غدیر امسال چطور شگفت زده میشن. شب ها رو با یاد روز عید غدیر بخوابن و روزها رو با یاد عید غدیر شب کنن تا عید غدیر از راه برسه.

توی روز عید غدیر هرکاری میکنید بگین که به خاطر حضرت علی و اینکه امروز روز عید ولایت امیر المومنین هست من امروز این کار رو انجام میدم و همه رو از نیت خودتون مطلع کنید. اینجا ریا خیلی کارسازه چون آخرش ختم به معروف شدن روز عید غدیر و پابر جا موندن اون در اذهان میشه پس نگین که ریا میشه و به همه بگین که قصدتون برای امیرالمومنین هست.

هدیه ویژه برای بچه هاتون تهیه کنید و بگین این از طرف حضرت علی علیه السلام به شما هدیه میشه. با اونها دعوا نکنید و بگین فقط به خاطر حضرت علی امروز با کسی ناراحتی نمیکنم. اصلا ناراحت نباشین و گریه نکنین و بگین امروز فقط به خاطر حضرت علی علیه السلام خوشحالی میکنم حتی با وجود اینکه دلم پر از غمه.

روز عید غدیر بهترین روز عمرمه این باید شعار من و شما و بچه ها ونثل آینده مون بشه و مولای ما امیرالمومنین باشه.

زیر پرچم ولایت امیرالمومنین باشید. یا علی


اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: امیر المومنین  لینک ثابت
 [ 02:51:00 ب.ظ ]




 

بسم الله

السلام علیک یا امیر المومنین

در کتاب احتجاجات ج‏لد2  صفحه  351 دربخش بيست و يكم میخوانیم:

مناظرات اصحاب و اهل زمان امام على بن موسى الرضا عليه السلام‏ درباره اصل امامت:

سيد مرتضى رحمة الله عليه در كتاب فصول مى‏  نويسد: على بن ميثم رحمة الله عليه از ابا الهذيل علاف سؤال كرده، گفت مگر تو معتقد نيستى كه شيطان از تمام كارهاى خوب نهى مى‏ نمايد و به تمام كارهاى بد امر مى‏ كند؟ گفت چرا.

پرسيد ممكن است امر به كار بد بكند ولى كار بد را نشناسد و نهى از كار خوب بكند ولى آن را نشناسد؟ ابو الهذيل جواب داد نه.

على بن ميثم گفت پس شيطان تمام بدى‏ ها و خوبى‏ ها را مى‏ داند. ابو الهذيل در پاسخ گفت همين طور است. على بن ميثم گفت حالا بگو ببينم آيا امام و پيشوايى كه بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله به او اقتدا مى‏ كنى تمام خوبى‏ ها و بدى‏ ها را مى‏داند؟

گفت نه. على بن ميثم گفت پس ابليس از امام تو داناتر است. ابو الهذيل نتوانست پاسخى بگويد.

على بن ميثم روز ديگرى به ابو الهذيل گفت بگو ببينم كسى كه اقرار نمايد لعنت به خود كه دروغگوست و گواهى به دروغ داده، آيا شهادت او در اين مقام بر ضرر ديگرى مقبول است؟ ابو الهذيل در پاسخ گفت شهادتش پذيرفته نيست.

ابو الحسن على بن ميثم گفت مگر انصار ادعاى خلافت را براى خود نكردند سپس در همين مورد خود را تكذيب نمودند و گواهى دروغى دادند سپس اقرار به‏خلاف ابى بكر كردند و به نفع او شهادت دادند. چگونه پذيرفته مى‏ شود شهادت كسانى كه دروغ بر خود بستند و گواهى به دروغ دادند با اينكه قبلا از تو اقرار گرفتم كه چنين شهادتى قبول نمى‏شود.

شيخ مى‏ فرمايد اين يك كلام موجز و مختصرى است ولى شرح آن چنين است كه وقتى مخالفين ما در مورد خلافت ابا بكر استدلال به اجماع امت از مهاجر و انصار مى‏نمايند، خود معترفند كه شهادت انصار باطل است زيرا اقرار نمودند كه ادعاى خلافت براى خودشان ادعاى باطلى بود. با همين تكذيب شهادتشان به امامت ابا بكر باطل مى‏شود و بى‏ ارزش است. در اين صورت شهادت به امامت ابا بكر منحصر به بعضى از امت مى ‏شود نه همه و ادعاى اجماع باطل مى‏ گردد و هيچ يك از ما و مخالفين‏مان در اين مطلب ترديد نداريم كه اجماع بعضى از امت دليل بر اثبات‏ ادعاى آنها نيست و ممكن است اشتباه كرده باشند با اين تقريب امامت‏ ابا بكر باطل مى‏ شود طبق ادعاى آنها و دليل بر اين مطلب از هيچ جهت ندارند.

عید همگی کبارک.

ممنون که اینجا سر زدید. یاعلی

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: امیر المومنین  لینک ثابت
[یکشنبه 1394-02-06] [ 01:16:00 ق.ظ ]