زائر کربلا داشت از خاطراتش در پیاده روی اربعین تعریف می‌کرد.

“صبح ها ساعت ۵ صبح که میشد همه برای نماز پا می‌شدند ولی بعد اون دیگه نمیتونستی بگیری بخوابی. همه میزدن بیرون از موکب و راه میافتادند. مثل آواره ها!”

این دوتا کلمه دیشب تا حالا تو قلبم داره غوغا میکنه. “مثل آواره ها!” واقعیتش هم همین هست که آنها که رفتند برای پیاده روی اربعین که خودشان را آواره کنند. آواره ی بیابانهای کربلا. آواره ی کوه و در و دشت. آواره ی امام حسین علیه السلام. همه شان رفته اند که آواره باشند. آواره ی عشق حسین علیه السلام.

راستی می‌دانستید همه ی عاشقان امام حسین علیه السلام آخرش آواره می‌شوند؟ آخر عمه جان زینب سلام الله علیها این طور بود. بعد شهادت یار مظلومش اباعبد الله علیه السلام اول آواره ی کوه و بیابان کوفه و شام شد بعد آواره در شهر مدینه چون پناهش از دست رفته بود. آخر هم انقدر گریه کرد که تبعیدش کردند به سوریه!😢

در کوی تو آقاجانم آواره ترینم.

آقا جان! یا اباعبد الله! خیل عظیم آوارگانی که دارند به سوی تو پناه می‌آورند دریاب. ما جای دیگری برای پناه گرفتن از شر ظلم زمانه نداریم. ما جای دیگری را برای استغاثه از دست خودمان نداریم. ما جای دیگری برای شکایت کردن از دوری آقایمان صاحب الزمان علیه السلام نداریم. یعنی باید به دامان شما بازگردیم که آواره نمانیم.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است


فرم در حال بارگذاری ...